بازگشت به صفحه نخست

از سوءتفاهم بیزارم

دلم می­خواهد آنقدر راه بروم تا برسم به ستیغ کوهی که آن دختربچه­ ی پنج ساله نقاشی کرده…

بنشینم آن بالا،

رو به روح آدم کنم و بگویم:

“یک سیگار بده بکشیم.”

۱۵ نظر در “از سوءتفاهم بیزارم”

  1. سپیده نوشته است:

    می فهمم. کاش قلب شما درد نداشت و وزن این اندوه بر روحتان سنگینی نمیکرد. :(
    دلم میخواهد انقدر راه بروم…
    یادم است یک بار از میدان راه آهن تا تجریش راه رفتم….
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از شما.

  2. مریم.صالحی نوشته است:

    آی گفتی…من که نه اما دلم میخواد ، :-)
    بدترین آفت روابط سؤتفاهمه
    (چقدر خوب عین حستون رو مکتوب میکنید اگه ازتون یاد می گرفتم …)
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. امیدوارم موفق باشید.

  3. ندا خوش عقیده نوشته است:

    استاد خیر باشه ، چی شده که این چنین دو پهلو می نویسی؟
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. دیگه…

  4. م.الف.گندم نوشته است:

    سلام
    انگار حکایت یک دلخوری بزرگه چند جمله راجع به سیگار جایی خواندم :
    یک نخ . . .
    یک پاکت . . .
    یک عمر هم که سیگار بکشم فایده ندارد !
    تا خودم نسوزم ، دلم آرام نمی شود . . .

    #
    مرد بغض نمیکند . . .
    مرد گریه نمیکند . . .
    مرد نمی شِکند . . .
    فقط سیگاری روشن میکند و آرام و بی صدا لابلای دود و شعر میمیرد . . .
    #
    اینجا روی زمین هیچ چیز عجیب نیست ، حتی اینکه آدم ها ” آرزوهایت را مثل سیگار دود میکنند و به آسمان می فرستند . . . ”

    پس به نظر من همان بالای کوه ماندن خوب است و حالا فکر می کنم مگر بالای کوه روی زمین نیست ؟
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. جالبه.

  5. رامین نوشته است:

    سلام اون بنده خدا سیگارنکشید از بهشت اخراج شد تو بکشی از دنیا اخراج می شی.
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. اوهوم.

  6. opol نوشته است:

    ببین رسیدی یگو ۱۰۰ تومن حق عضویت بدین نه سیگار…………………تو که بلدی
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام.

  7. مریم نوشته است:

    سلام-فکر ریه وسلامتی و رنگ دنونات نیستی اقلا فکر این دوستای وبلاگیت باش اگه ماهارو تواخر سیگاری نکردی:)
    قربانت مریم
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. مخلصیم.

  8. مریم نوشته است:

    سلام-مطالبتونو راجبع کتاب در جستجوی حسن -خبرگزاری مهر بنام خودش چاپ کرده زنگ بزنید واحد تحریریه یا مدیر مسئول اعتراضتونو اعلام کنید -میدونید واسه این دزدی چه پولی گیر این خانم اومد….:(
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. اینطور نیست. خانم فاطیما کریمی، با بنده و آقای “میثم امامی” در این رابطه صحبت کرد و ماحصل اون صحبت ها رو منتشر کرده.

  9. هستی نوشته است:

    برایم حَرف بزن ،
    اینگونه که تو می زنی
    خوردنی می شَود ،
    بغض هایم ..
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس.

  10. هستی نوشته است:

    آرزویم برایت این است
    در میان مردمی که میدوند
    برای زنده ماندن
    آرام قدم برداری
    برای زندگی کردن
    لبت همیشه خندان داداشی
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از محبتت.

  11. مریم نوشته است:

    اااااااااااااااااااااااآقای نوراقایی مطالب شمارو که با زحمت پیگیرین بدون درج منبع وماخذ خیلی جاهاا استفاده کردند حتی روزنامه جام جم امروز…ای بی وجدانا:(
    خدا کنه سر مهمان نوازی ایرانی با همه دیتیلاش این مصیبت نیاد:(
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. خیلی مهم نیست. بزارید اطلاع رسانی بشه. من با کمال حاضرم ایده هام رو در اختیار دیگران قرار بدم. نگران نباشید.

  12. مریم نوشته است:

    چرا اسم شمارو نیاوردن وسمت شما رو -چرانگفتن از بلاگ شما بهره گرفتن…خبرگزاری مهر-وروزنامه جام جم و….درمورد مطلب درجستجوی حسن
    همه این ۳کامنت امروز ی جور سوتفاهم بود شایدم حسن تفاهم…
    نمیدونم…
    دعاگویتان هستمااااااااااااااااااااااااا
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از توجه شما. راستش خوشحالم برخی از کارهایی که انجام میدم به جریان تبدیل میشه. خانم فاطیما کریمی، از خبرگزاری مهر با بنده و میثم امامی مصاحبه کرد و یک خبر در خبرگزاری مهر منتشر کرد. احتمالا روزنامه جام جم از این مطلب استفاده کرده. به هر حال، زنده باد. مهم من نیستم، مهم خود داستانه.

  13. هانیه نوشته است:

    سلام
    باز کی دل آقای نورآقایی ما رو شکسته؟
    فرار از بین این آدما که آرزوی همه ماست…. آدمایی که خودشون عین سیگار میمونن…. اما ما تصمیم گرفتیم بمونیم و بجنگیم…. ما مثل کوه پشت همیم….. وقتی خودمون بشیم ۱رشته کوه، دود این سیگارها، چشممون رو نمیسوزونه…..
    ……………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. موضوع اینه که هر کاری می کنیم، با برداشت هایی روبرو می شیم که آدم رو از کار کردن بیزار میکنه.

  14. هانیه نوشته است:

    سلام
    ما بخاطر برداشت آدما کار نمیکنیم که….
    تازه بد هم نیست اینجوری! حالا که آدما قدرت کاشت ندارن، ما میکاریم، اونا برداشت می کنند…
    پس باید بهتر بکاریم… وظیفه شما بیشتره اینجوری و باید بیشتر کار کنید…..
    نگذارید آفتاب دلتون کم سو بشه :)
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. چشم.

  15. نغمه نوشته است:

    شما قوی هستید
    چون میگذرد غمی نیست
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word