بازگشت به صفحه نخست

مستنداتی که ناچیز می پنداریم

این برگه را به صورت اتفاقی در جایی دیدم و برداشتمش. باورم این است که این برگه روزگاری ارزش یک سند تاریخی را پیدا خواهد کرد.

۶ نظر در “مستنداتی که ناچیز می پنداریم”

  1. کیوان فرهمند نوشته است:

    دمش گرم
    …………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام.

  2. سین سین میم نوشته است:

    منطقه ی ما رو هم اومدن دو بار ..البته هر دوبار پدرم به همه همسایه های ساختمون خبر داد درو باز نکنن .اونا هم یه ساعتی دم در وایسادن که اگه کسی رفت بیرون بیان تو که خسته شدن رفتن.:)) این همبستگی همسایه ها منو متعجب کرد جدا:)
    …………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام.

  3. منیره نوشته است:

    فقط میشه گفت کار مسخره ایست….
    کاش…
    بگذریم.
    …………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام.

  4. یک آدم معمولی نوشته است:

    این اَن بودن شما تهوع آور هست رک گفتم بهتون دیگرون پشت سرتون میگن چقدر گه هست اخلاقتون . ببخشید اگه رک گفتم اما بهترین دوستتون هستم که بهتون میگم
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. نه تنها بهترین دوستان من، بلکه همه دوستان بنده، هویتشان معلوم است. درضمن نفهمیدم این نظر شما چه ربطی به این “پُست” داشت؟ راستی هر وقت جراتی پیدا کردی بیا و بگو که موارد اخلاق بنده که تهوع آور است چیست.

  5. شهریار نوشته است:

    عالی بود ، خنده بر لبانمان نشست
    ………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام.

  6. المیرا نوشته است:

    چند روز قبل در کوچه ما یک دعوای خیلی شدید وخشونت آمیز بین همسایه هادرگرفت…زنی جوان سگی داشت که مورد اعتراض وترس خانم مسنی قرار گرفت ودرگیری لفظی بین این دو…وسپس مداخله پسر زن مسن وخشونت لفظی و………نهایتا منجر به مداخله ۲-۳ مرد دیگر ازطرف زن جوان وفریادهای مهیب و اعلان جنگ وکتک کاری بین این مردان وکتک کاری بین تعدادی زن……

    خلاصه کل کوچه را فریاد جمعیت زیادی گرفته بود…..با سرعت پله ها را دوتا یکی اومدم بالا وبا پلیس ۱۱۰ نفس نفس زنان تماس گرفتم….وآقای پشت خط با طمانینه وآرامش دادن به من!!!!آأدرس دقیــــــــــــــق !! را با کروکـــــــــــی دقیق..!! مطالبه کردن ومن همه تمرکزم را جمع وجور کردم که از لابلای نفس زدنهایم آدرس را بگم …بالاخره بعد چندددقیقه نفس گیر آدرس را متوجه شدن ودرخلال صحبت هایم گفتم درگیری بین همسایه هاست….وآقای پشت خط پـــــــــوف !!!توام با آسودگی کشید وگفت باشه می فرستیم ….۲۰ دقیقه بعد مجدد تماس گرفتن برای آدرس وکروکی!!!واینبار پدرم با طمانینه آدرس وکروکی داد………………ونهایتا ۱ ساعت بعد تشریف آوردن……در این زمان هر اتفاقی که نمی باید می افتاد افتاده بود………..حتی احتمالا کسی دیگری را با چاقو زده بود…….دیگری بی گناه مرده بود…پلیس برای گزارش قتل آمده بود!!!!!!!!!……نه جلوگیری از قتل………

    یکی از مردان همسایه با فریادی بلند به من گفت برو زنگ بزن به ۱۱۰………..خود این فریاد عمدی مانع دعوا ی خونین شد!!!!

    وبا یک سری فریاد وفحش قایله تمام شد…..اعصاب همه خراب….ومن در این فکر بودم بهتر بود به پلیس بگم اینجا جنازه پیدا شده تا زودتر بیان!!!!!! واقعا کسی که در استرس شدید یک قتل قرار گرفته وطلب کمک از پلیس دارد می تونه کروکی دقیق آدرس را بده؟؟؟؟؟؟؟؟ نباید آدرس به همراه خط تلفن بصورت اتومات وارد سیستم شود؟؟؟ نمی دانم …….نمی فهمم
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. حرفی ندارم برای نوشتن.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word