بازگشت به صفحه نخست

٢- آنلاین

در جزیره “هیدرا” رو به دریا نشسته ام. پشت سرم کافه isalos قرار گرفته، همان جایی که با موبایلم از اینترنت رایگانش برای نوشتن این post استفاده می کنم.

آبی

و این سفیدی تنیده در آن

دریای مواج

آبی

و آن رخنه های سفید

آسمان ابری

یکی تکرار حجم

و دیگری حجم تکرار

۸ نظر در “٢- آنلاین”

  1. مریم نوشته است:

    خوشبحالتون…
    …………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام.

  2. reza نوشته است:

    slam arash jan
    ja mara ham khali kon
    arash ye aks az khodet bezar dg delemun vasat tang shode
    hkeli goli
    movazebe khodet bash kheyli
    …………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. معمولا از خودم عکس نمی گیرم. مخلصیم و به امید دیدار.

  3. elahe نوشته است:

    سلام.سنتورینی هم قشنگه.برین حتما
    …………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. معرکه است. قبلا رفتم.

  4. suzan نوشته است:

    salam,omidvaram ye donyaaaa khosh begzare:)))))))))))))))
    …………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس.

  5. maryam نوشته است:

    ندیده دوستون دارم-زمستونم دوستون داره…دعاکنید برای همه هموطنایی که حسرت یه تغییر تو دلشون مونده,همه اونایی که از خودشون خسته ان-بالاخره باید راهی پیدابشه برای یه سفر-ایام بکام:)
    …………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. یک کم جرات…

  6. ردپای این روزها نوشته است:

    … و نسیم خنک دریایی که روبه رویش نشسته اید تا اینجا، اتاقی آرام در گوشه ای از شهر آشفته تهران هم رسید…سپاس از تقسیم این شعر زیبا و حس بی بدیل اش.
    …………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. قربان محبتت.

  7. maryam نوشته است:

    یادتون باشه یه روزم طرح سوال کنید توی وبلاگ پرمحتوا وجذابتون از بچه های ده ۵۰نیمه دومیا و۶۰یا و۷۰یا که بچه ها خوشبختی یعنی چی؟:) قربانت مریم
    …………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. خوشبختی جسارت می خواهد. همین.

  8. افسانه محبتی نوشته است:

    سلام.
    یونان رو ندیدم، اما یقین دارم یه پاره از دلم غروب یه روز، توی کوچه پس کوچه های یه بندر کوچیک یونانی، جایی که خونه هاش سفید و کم ارتفاعن، جا مونده.
    اینو دلم، چند وقت قبل، وقتی روی مبل لم داده بودم و اذان رو گوش می دادم بهم گفت. و از اون روز تا حالا بیتاب دیدن اون جایی ام که حتی اسمش رو هم نمی دونم.
    …………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. امیدوارم این رویا به واقعیت تبدیل بشه که حتما هم میشه.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word