بازگشت به صفحه نخست

زنانگی سفر

یکی از بخش های “اوستا”، “یشت ها”ست. عنوان یکی از “یشت ها”، “دین یشت” است. نام دیگر این یشت، “چیستا”ست.

“چیستا” ایزدبانویی است که در “دین یشت” با صفاتی همچون “کسی که به راه نیک رهنمون می شود” و “کسی که به گذرگاه نیک راهبر است” توصیف شده است.

به قول استاد “احمد تفضلی”، از این توصیفات چنین به نظر می رسد که وی (چیستا) ایزدبانوی راه و سفر بوده است. موهبت هایی نیز که از وی خواسته می شود مانند “گذر از راه های خوب (برای رسیدن به مقصد)”، “راه های خوب در کوهستان ها”، “راه های خوب از میان جنگل ها” و “گذرگاه های خوب از میان رودخانه” و “نیرومندی پا و شنوایی گوش و قوت بازو” این نظر را تایید می کند. (تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، احمد تفضلی، به کوشش ژاله آموزگار، تهران، سخن، ۱۳۷۶)

بنابراین دو موضوع به ذهنم رسید:

۱- “چیستا” و یا عبارات ترکیبی با چیستا، عنوان خوبی برای سایت “دبیرخانه دائمی فعالیت های مشترک راهنمایان گردشگری سراسر کشور” خواهد بود. قابل ذکر است که chista.ir قبلا ثبت شده است.

۲- مشخص می شود که در ادبیات باستانی ایران نقش رهبری در سفر و دانش گذر از گذرگاه ها، فعالیت و دانشی صرفا مردانه نیست.

دیگر اینکه، از قضا همین امروز با یکی از دوستان در رابطه با “معنا در سفر” صحبت می کردیم. در این میان با کلیدواژه ها و شاخص هایی همچون: سفرهای تجربه گرا، روند تعالی و عرفان سفر، بررسی سفر رستم از منظر روانشناختی و تحلیل آن به مثابه ی یک سفر بنیادین برای تغییرات روحی، گردشگری معناگرا و … حرف می زدیم. حالا با توجه به موضوع زنانگی سفر این دامنه واژگان و مفاهیم مربوط به سفر کمی وسعت می باید.

در این لحظه به این می اندیشم که آیا می توان در فضای خیال، چیستا را وارد افسانه گیلگمش کرد؟ با خودم می گویم: چراکه نه!

در حماسه ی گیلگمش (که بنده تحلیلی از آن را در همین سایت ارائه داده ام)، مادر پهلوان “ری شت” نام دارد و از نیروی دانایی، روشنگری و تعبیر خواب برخوردار است و گاهگاه فرزند را نصیحت می کند. شاید بتوان “چیستا” را به جای “ری شت” فرض کرد.

در این حالت، اگر “گیلگمش” را اولین مسافر فرض کنیم، “چیستا” اولین راهنمای سفر خواهد بود. جالب است.

۳ نظر در “زنانگی سفر”

  1. الهه معروضی نوشته است:

    بله جالب است. چیستا ایزدبانوی شهود یا اشراق یا حکمت خسروانی است. منطق ما را سردر گم و شهود ما را پیدا می کند. از اینجاست که چیستا چراغ راه همۀ رهروان است. چنان که در شاهنامه در داستان اسکندر آمده از حیوانات مادیان باکره می تواند در تاریکی ببیند. مادیان باکره همان شهود است که هنوز نیروی مردانۀ منطق آن را نیالوده است. کودک نونهال با دیدن هر چیز می گوید چیه؟ (چیست؟) و هر چه اطرافیان به ظنّ خود پاسخش را بدهند او تکرار می کند و می خواهد مورد را لمس کند و در دهان بگذارد. به این ترتیب ارتباط او با ایزدبانو چیستا تثبیت می شود. وقتی امواج بتا (امواج مردانۀ رقابت) بر مغز کودک مستولی می شود چراهای او شروع می شود. البتّه منظور از این چراها معصومیت آگاهی نیست بلکه ارضای حسّ رقابت و سری در سرها بودن است با این ترفند که من می توانم سؤالاتی بپرسم که شما را به زحمت بیندازد. می توان هفت خان رستم را که شهودی است با هفت خوان اسفندیار که برساخته شده و منطقی است مقایسه کرد. حتّی املای واژۀ پس از هفت در دو داستان خود کلّی حرف دارد.
    ………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس از شما.

  2. زهرا .م نوشته است:

    سلام
    و عرض ادب

    عالی بود
    با این قوه تخیلی که شما دارید فکر میکنم بشه در آینده به عنوان بزرگ نویسنده ی عرصه گردشگری از شما یاد کرد.
    موفق باشید.
    ………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس.

  3. افسانه محبتی نوشته است:

    شاید چیستا یه کمی شبیه آرتمیس (Artemis)، کهن الگوی یونانی باشه. آرتمیس با نام رومی دیانا، خدابانوی باکره ی شکار و ماه بوده که معمولا با مشعلی در دست حامل نور ترسیم می شد و تجسم روح آزاده ی زنانه است. آرتمیس نماد پیوند و خویشی با صحرا و طبیعت رام نشده است و همیشه با جمعی از حوریان بود که او را در کشف محیط اطراف و کوه ها و جنگل ها و شکار در گستره ی طبیعت وحشی همراهی می کردند.
    ………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word