بازگشت به صفحه نخست

از جنگ به صلح

گفته می‎شود “گردشگری” بعد از جنگ جهانی دوم بسیار بیشتر از پیش سرعت و رونق گرفته. کارشناسان این‎گونه عنوان می‎کنند که جنگ‎ها معمولا به دلیل عدم شناخت ملت‎ها و فرهنگ‎ها از همدیگر است و سفر و گردشگری راه‎حلی برای این شناخت محسوب می‎شود.

با این مقدمه‎ی خیلی کوتاه، قصد دارم مطلب جالبی را عرض کنم تا ثابت شود چگونه در ایران ما، قرن‎ها قبل فرآیند تفکر “از جنگ به صلح” تغییر کرده است. امیدوارم این ایده توسط کارشناسان گردشگری مورد توجه قرار گیرد و پیگیری شود تا جایگاه ویژه‎ای از این لحاظ برای کشورمان در عرصه‎ی موضوع “گردشگری در خدمت صلح” به ارمغان بیاورد.

و اما داستان چیست:

لطفا به واژه‎های “کاروان” و “کاروان‎سرا” دقت کنید. آن‎چه که در وهله‎ی اول به ذهن مخاطب خطور می‎کند، موضوع سفر از یک مکان به مکان دیگر و اقامت در مکان‎هایی است که روزگاری فخر کشورمان محسوب می‎شده است. این‎که جایگاه کاروان‎سراها در فرهنگ جاده‎ای و سفرهای تجاری و زیارتی چه جایگاهی دارد، بر اهل فن پوشیده نیست اما آیا می‎دانستید که ریشه‎ی این واژه‎ها چیست؟

کار: این واژه که امروزه بیشتر به معنای “فعالیت” به کار برده می‎شود، به معنای “جنگ” نیز مورد استفاده بوده است. حضور این واژه در ترکیب‎های “کارزار” و “پیکار” گواه این ادعاست. همچنین واژه‎ی “کارنامه” چنان‎که در لغت‎نامه دهخدا دیده می‎شود به معنای “جنگ‎نامه و تاریخ” است. درضمن کتاب “کارنامه‎ی اردشیر بابکان” شامل روایت جنگ‎های این پادشاه ساسانی است.

وان: این واژه در ترکیب “سروان” دیده می‎شود و “سروان” به معنای “فرمانده یک گروهان” است. بنابراین شاید بتوان “وان” را به عنوان یک گروه نظامی قلمداد کرد.

کاروان: بنابراین ترکیب “کاروان” که در فرهنگ لغت معین به معنای “قافله” و “عده‎ای مسافر که با هم حرکت کنند” آمده است، می‎تواند به معنای “یک گروه نظامی که از نقطه‎ای به نقطه دیگر حرکت می‎کنند”، هم باشد. درضمن گاهی ترکیب “کاربان” به جای “کاروان” دیده می‎شود و ترکیب “کاربان” با توجه به معنایی که از “کار” گفته شد، کارکرد نظامی بیشتری را با توجه به ترکیب‎های نگاهبان و پاسبان و مرزبان و … می‎رساند.

کاروان‎سرا: به محل اقامت “کاروان” گویند. جالب این‎که با توجه به محل استقرار و پلان بسیاری از کاروان‎سراها در ایران، کارکرد دفاعی و نظامی آن‎ها را می‎توان تشخیص داد.

حال می‎توان دانست که چگونه یک پکیج نظامی برای یک پکیج گردشگری که خود عامل صلح است، به کار رفته.

۹ نظر در “از جنگ به صلح”

  1. سمیه نوشته است:

    سلام
    برای تایید حرف تو چند کلامی از یکی از استادان عزیزم اینجا میگذارم که چندوقت پیش در صفحه ی فیس بوکم گذاشته بودم.
    ” انسانها بر اساس فطرت خود یک حرکت تکاملی دارند به سوی بهتر زندگی کردن. گاهی هم که با یکدیگر به جنگ برمی خیزند و تمدن یکدیگر را نابود می کنند، می خواهند برای خودشان زندگی بهتری بسازند. گرچه اشتباه می کنند و به جای آنکه این تمدن بهتر را از مسیر تعاون و خدمت به یکدیگر به دست آورند، از مسیر تنازع بقا فعالیت خود را آغاز می کنند. در هر صورت همین جنگها و تجاوزها نیز عامل بزرگی است که عاقبت دنیا را به سوی صلح و صفا و تعاون و همکاری میکشاند”.
    ……………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس از تو.

  2. راز نوشته است:

    در لغت نامه دهخدا نوشته: “وان” یا “بان” به معنی محافظت و نگاهبانی است. همچو گله وان(گله بان) و دشتوان(دشت بان) و فیلوان(فیل بان) و امثال آن ، لیکن بدون ترکیب گفته نمیشود. شاید طبقه این گفته بتوانیم بگوییم “سروان” یعنی نگهبان سر گروه یا محافظ گروه نظامی که شما گفتید اما نمی توان خود پسوند “وان” را به صورت مستقل معنی کرد. و خود ترکیب (پاسبان= پاس + بان) که پاس در این جا به معنای بخشی از شب یا روز است که اگر با بان ترکیب شود به معنی محافظ روز یا شب است. به همین شکل بقیه کلمات. حال می توان “وان” را به معنی یک گروه نظامی به کار برد؟
    ……………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس از توجه و الاع رسانی شما. من هم مطمئن نیستم که بتوان “وان” را به معنای یک گروه نظامی به کار برد. نوشته ام “شاید بتوان…”

  3. علی میرفتاح نوشته است:

    درود به تو که کلاً خیلی کارت درسته
    ……………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. ارادتمندم.

  4. فرشته نوشته است:

    سلام آرش عزیز
    مثل همیشه عالی و دقیق, تعجب میکنم از این همه نکته سنجی و تلاش
    گردشگری ایران برای همیشه وامدار شما خواهد بود…
    سپاس
    ……………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. ارادتمندم و سپاس.

  5. شادی گنجی نوشته است:

    برداشتی که از ترکیب کاروان ارائه کردی جالب است…بسیار پیش از آنکه سفر به معنای امروزی شکل بگیرد (پیش از میلاد) آدمها تنها با مقاصد نظامی سفر می کردند و در حین سفرهای نظامی بود که مثلا تاریخی هم نگاشته می شد یا فرهنگی شناخته.
    ……………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس از تو. شادی لطفا برای سمینار بلاگرها و موزه ها حضور داشته باش.

  6. الهه معروضی نوشته است:

    درود بر شما. نظر قابل تأمّلی است. من هم کمی در آن تأمّل کردم و این مطالب به ذهنم رسید. اوّل بگویم با شما همنوا نشدم چون آنچه که نیازمند پاسداری می باشد صلح و آشتی است نه جنگ. ثانیاً واژۀ کار از خود قابلیتهای متفاوت نشان داده است که در اصیلترین صورت خود بن امر از مصدر کاشتن یا کشتن است. چندین بن دیگر نیز برای رزم به کار رفته است از جمله گیر و ده. وقتی دشمن راه بر آنان می بسته واژۀ گیر را به کار می بردند که گیر افتادم از آنجا مانده است و وقتی خود بر دشمن یورش می بردند واژۀ ده را به کار می بردند که فردوسی در چند مورد از آن استفاده کرده است و در مصراعی نیز گفته است: قضا گفت گیر و قدر گفت ده. بعید نمی دانم که کشتن با ضمّه نیز صورت خاصّی از به کار بری مصدر کشتن با کسره باشد. زیرا ایرانیان به بقای پس از مرگ ایمان داشتند و پس از کشتن دشمن با احترام مراسم تدفین را در مورد او به جا می آوردند و احتمالاً با این لفظ می خواستند واقعه را حمل بر خیر و نیکی نمایند. پس احتمالاً کشت و کار نیز با هم به کار می رفته و کار پاسخی به کشت بوده. کارزار میدان نبرد را می گویند که در دو سو چیدمان نظامی درستی دارد. پس واژۀ کار به یورشها و چپاولهای بی خبر و ناجوانمردانه ارتباطی ندارد. کار به معنی صنعت، پیشه و هنر و شاهکار بهترین نوع این چیزهاست. ایرانیان کتابی داشته اند به نام نامۀ کاروند که در آن فنون شعر خسروانی توضیح داده شده بود و اعراب آن را آتش زدند و از بین بردند پس حتّی به شعر کار می گفتند. در قدیم سفر را خطر نیز می گفتند چون با مخاطرات زیادی همراه بوده که مهمترین آن راهزنی بوده. زیرا اغلب به منظور تجاری سفر انجام می شده و کاروانها حاوی تحفه ها و نفایس بسیاری بودند که همۀ آنها چون با هنر و پیشه ساخته شده بودند پس مشمول لفظ کار بودند و کاروان مأمور حفظ آنها بود. ثانیاً کار به معنی چاره نیز هست. برای همین خداوند را کارساز و کارآفرین می گویند. نظامی می گوید: زما قرعۀ کاری انداختن/ ز کارآفرین کار را ساختن. می گویند کار از کار خیزد در جهان، کار اوّل به معنی چاره است. یا کار از کار گذشته است، کار دوم به معنی چاره است. پس کاروان به معنی حرکت دسته جمعی به منظور این که چاره در برابر خطرات از دست نرود نیز هست. ضمناً دربارۀ واژۀ ساربان نیز فکر می کنم سر+ بان است. چون شتران که حامل امتعه یا زنان و فرزندان گروه بودند در جلو حرکت می کردند و ساربان وظیفۀ محافظت از آنان را به عهده داشته است. به هر حال ممنونم که ما را به فکر وامی دارید.
    …………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. بسیار بسیار سپاس. به امید موفقیت های بیشتر برای شما که همیشه با نوشتارهای جالب توجه، به روز هستید.

  7. mohamad نوشته است:

    سلام.استاد مجید یا حمید ارفعی را میشناسید؟شاید بتواند کمکی کند…..
    ………………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس.

  8. زهرا .م نوشته است:

    سلام
    و عرض ادب خدمت جناب نورآقایی
    و تشکر ویژه از سرکار خانم الهه که اطلاعات جالب و مفیدی را به اشتراک گذاشتند………..
    اما من از یه بعد دیگه به این موضوع یعنی (کاروانسرا) نگاه میکنم و اون این که این مکان ها پیش از ان که کاربرد نظامی و دفاعی داشته باشه بیشتر جنبه رفاهی و اسکان موقت و گذرگاهی دارد یعنی با نگاه اول به این بناها این واژگان به ذهن خطور می کند………بهتره این طور توضیح بدهم……………..که
    کاروانسرا یکی از المانهای اساسی معماری ایرانی است و از دید لغت شناسی یک واژه سلجوقی است…..همانگونه که باغ یک واژه سلجوقی است. متشکل از دو جز :کاروان +سرا …یعنی محل کاروان می باشد و در ممالک مختلف دنیا به نامهای مختلف خوانده می شود .در سوریه به آن (خان) ..میات اعراب واژه (فندق) به آن اطلاق می شود و در ایران قدیم به آن رباط می گفتند. این واژه در ادبیات عرفانی و در حالت مجازی به عنوان محل استقرار موقتی انسان تا رسیدن به مقصد یعنی اشاره به این دنیا و گذرا و فانی بودن آن دارد. چنانچه در ادبیات رباعیات معروف خیام امده است :

    این کهنه رباط را که عالم نام است آرامگاه ابلق صبح و شام است
    بزمی است که وامانده صد جمشید است قصریست که تکیه گاه صد بهرام است

    ساخت کاروانسرا با توجه به اوضاع اجتماعی / اقتصادی و مذهبی از روزگاران قدیم در ایران مورد توجه خاص بوده است.
    توسعه راههای تجاری و زیارتی باعث شده که در بین جاده های کاروانی در سراسر کشور کاروانسراهایی برای توقف و استراحت کاروانیان بنا شود. موقعیت جغرافیایی و سیاسی و اقتصادی ایران از علل ازدیاد و گسترش این بناها بوده است. این طورکه در اکثر کتب آورده شده در ایران به فاصله هر چهار فرسنگ (۲۶ کیلومتر) کاروانسرایی برای استراحت بنا شده است.
    که البته شیوه ساخت و نوع مصالح ساختمانی مورد استفاده هم در این بناها متاثر از اقلیم آن منطقه بوده است و این هم باز یک بعد دیگه ای از ماجرای کاروانسراهاست که آنها را در بسیاری از ابعاد با هم متمایز میکند. که توضیح تک تک آنها وقت بسیار می خواهد اما به صورت موردی به توضیح بعضی از انها اشاره میکنم…….
    برای مثال چند نوع از آنها را نام میبرم: ۱) کاروانسرا در سواحل جنوبی دریای خزر………۲)کاروانسرا در کرانه شمالی خلیج فارس و دریای عمان ………۳)کاروانسرا در نواحی کوهستلنی و مرتفع ……….۴)کاروانسرا در دشتهای فلات : زیباترین / مجلل ترین /وسیعترین و بیشترین تعداد کاروانسراها در دشتهای فلات ساخته شده و اکثر قریب به اتفاق آنها دارای یک حیاط مرکزی و دو یا هار ایوان بزرگ در جنوانب حیاط میباشند .در این کاروانسراها اتاق مسافران در اطراف حیاط مرکزی و اصطبلها در پشت اتاق مسافران احداث شده است. اتاق مسافرین معمولا چند پله بالاتر از حیاط بوده تا هم از ورود آب و گل به درون اتاقها جلوگیری شود و هم از گردو خاک کف حیاط قدری دورتر باشند. در بعضی از کاروانسراها که خدمات بهتری ارئه میشده بین اتاقها و حیاط ایوانی به عرض حدودا دو متر قرار داشته .مساحت اتاقها غالبا از ده الی دوازده متذ مربع تجاوز نمی کرده است. نور و تهویه اتاقها از طریق بازشوی ورودی و بعضا پنجره مجاور آن تامین میشده است.
    در بعضی از کاروانسراها خدمات جنبی نیز ارائه میشده است مانند کارونسرای مهیار در ۵۲ کیلومتری جنوب اصفهان (دوره صفویه) که دارای آسیاب /نمازخانه/ نانوائی/چایخانه و یک بازارچه بوده و یا کاروانسرای میبد در نزدیکی شهر میبد در مسیر ارتباطی شهر یزد به اصفهان (دوره صفویه) که دارای بازارچه /آب انبار /یخچال و یک چاپارخانه در مجاور ان بوده . بعضی از کاروانسراها مانند کاروانسرای علی آباد در جاده ی شهر ری به قم (دوره قاجاریه )علاوه بر تاسیسات فوق دارای حمام نیز بوده. ………..
    الته بنده همه ی اینها را گفتم که اشاره کنم به این موضوع که درست است که ایجاد کاروانسرا به دوره ی پادشاهی هخامنش که جنگ آوری و کشور گشایی جز مهمی از تاریخ آن زمان بوده است بر میگردد و هر چند از آن زمان بنایی به جای نمنانده اما با استناد بر مستنداتی که در کتب مختلف وجود دارد
    دلیلی بر صرفا نظامی و دفاعی بودن پلان یا کاربرد کارونسراها موجود نیست شاید این دیدگاه (دفاعی و نظامی )بخشی از کاربرد این اماکن باشد …………… و بیستر نقش مهمانخانه بر پیکر این بناها سایه افکنده است…..
    با همه ی این صحبتها اگر جناب نورآقایی فرصتی پیش آمد که به همدان سفر کنید و ما در خدمت شما باشیم پیشنهاد میکنم که سر مسیرتان اگر از ساوه گذر کردید به کاروانسرای باغ شیخ در ۱۰ کیلومتری شرق ساوه (دوره قاجاریه ) سری بزنید و از نزدیک با فضای آن آشنا بشوید البته اگر تا به حال به آنجا سفر نکرده باشید. به نظر می آید برای جنابعالی که جویای احوال این بناها هستید تجربه ی خوبی باشد ……
    بابت زیاده گویی خود پوزش می طلبم اما به نظرم آمد که شاید این مطالب مفید به فایده واقع شود…..
    انشالله به برکت نام اعظم و زیبای پروردگار همیشه روزگار موفق باشید.
    …………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس از اطلاعاتی که ارائه کردید.

  9. زهرا .م نوشته است:

    قسمتی را فراموش کردم که بگویم…….
    از نظر تیپولوژی کاروانسرا تکامل یافته ی چاپارخانه های هخامنشی است.بنابرین ۲۵۰۰ سال قدمت دارند .
    کاروانسراها عمدتا به دو دسته تقسیم میشوند: ۱) کاروانسراهای داخل شهری ۲) کاروانسراهای خارج شهری
    کاروانسراهای درون شهری خود یکی از المانهای شهر اسلامی است و در ارتباط با فضائی با مسجد / حمام/ بازار و آب انبار قرار می گیرد.
    کاروانسراهای داخل شهری بناهای وسیعی هستند که تعداد زیادی دکان را در بر میگیرند و معمولا مجاور یا متصل به بازار ساخته شده اند و جزئی از ان محسوب میشوند و از مراکز مهم اقتصادی میباشند. و لازم به ذکر است که اکثر شهر های قدیم ایران از چنین بناهایی در بافت شهری برخوردار بوده اند…….((( همدان )))از جمله شهرهایی است که تعداد قابل توجهی کاروانسرا در ان احداث شده به طوری که ((ویلیام جکسن)) عده کاروانسراهای همدان را بیش از ۵۰ ذکر کرده است و نوشته است این کاروانسراها از جهت اشیاء و ادوات مورد لزوم گروه بیشمار بازرگانان و زواری که از این شهر گذر می کرده اند در جنب و جوش و کارشان سخت پر رونق بوده. اکثر کاروانسراهای مهم همدان یادگار زمان قاجار می باشد. یکی از زیبا ترین این کاروانسراهای باقی مانده کاروانسرای گلشن در ضلع غربی خیابان اکباتان است که خالی از لطف نیست هر وقت که به همدان سفر کردید از آنجا هم دیدن کنید و به زمانهای گذشته سیر و سفری داشته باشید. البته تعداد دیگری از این کارونسراها در این خیابان و خیابان مجاور آن یعنی خیابان شهدا موجود است که متاسفانه به دلیل سهل انگاریهای برخی ارگانهای ذیل ربط در حال زوال و نابودی است.
    …………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. باز هم سپاس.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word