بازگشت به صفحه نخست

۱۷-روزی برای خودم

۱- آخرین روز اقامتمان در پاریس است و من به تنهایی -یک تنهایی با ارزش و کمتر در دسترس- در کوچه های این شهر قدم می زنم. روز خوبی است و همین حالا در کافه نشسته ام و با یک قهوه از خودم پذیرایی و این سایت را به روز می کنم. چند کتاب هم خریدم که بعدا معرفی خواهم کرد.

…………………………….

۲- آمدم بروم که یک اتفاق عجیب افتاد، حیفم آمد که آنلاین ننویسم. در همین کافه ای که من هستم و در یک قدمی ام دو خانم نشسته اند و نوشیدنی می نوشند. همین ٣ دقیقه پیش چند خانم دیگر با فرم و کاغذ به سراغشان آمدند و در حال گفتگو با آنها کیف پولشان را قاپیدند و رفتند. حالا یکی از این خانم ها گریه می کند.

……………………………

۳- بعد از ۶ ساعت راه رفتن و گشتن در پاریس، به هتل برگشتم. روز بسیار خوبی بود. از تنهایی لذت بردم.

…………………………….

کل ماجرای گشت امروز بنده در پاریس به این کارت پستال مربوط می شود. داستان از این قرار است که: در این کارت پستال تاریخ های ۱۰۰، ۱۸۹۰ و ۱۹۷۵ میلادی به چشم می خورد. بناها به ترتیب زمانی دایره ای، مثلثی و چهارگوش ساخته شده اند. برج ایفل و مرکز ژرژ پمپیدو را که بارها دیده بودم، اما نمی دانستم اولی چیست و کجاست. بنابراین کل قصه ی پیاده روی با پیدا کردن محل این بنای دایره ای، در ارتباط بود.

در همان ابتدای پیاده روی به یک کتابفروشی رفتم. کتاب ها را دیدم و ورق زدم و کتاب های مربوط به ایران را پیدا کردم. این کتاب را “هما کاتوزیان” نوشته.

این کتاب جالب توجه است و خریدمش: “شناختن ایران” - هر چیزی که نیاز دارید بدانید، از پرشیا تا جمهوری اسلامی، از کوروش تا احمدی نژاد.

کتاب توسط یک خارجی نوشته شده و خریدمش. تیتر این کتاب این است: ایران، امپراتوری فکر (ذهن، اندیشه) - تاریخ از اهورا مزدا تا روز حاضر

این کتاب هم چاپ شده. احساسم این است که کتاب هایی که در سال های اخیر در رابطه با کشورمان چاپ می شود، همه اذعان دارند که ایران در حال حاضر یک کشور ناشناخته (یا حداقل کمتر شناخته شده) است. این ویژگی ناشناخته بودن، خودش می تواند به عنوان شعار گردشگری ایران، یک فرصت طلایی قلمداد شود.

نمایی از محوطه (باغ) لوور

لاله واژگون در باغ لوور

بدون شرح

از مجسمه های باغ لوور

همان

بدون شرح

“فارسی هم حرف می زنیم”: در نزدیکی “سن میشل” این رستوران ایرانی را پیدا کردم.

بدون شرح

داخل کلیسای نتردام

نتردام

نتردام

نتردام

لوستر قدیمی کلیسای نتردام

شمع و مریم

مریم و مسیح: این یکی از مجسمه هایی است که بر روی یکی از پل های پاریس وجود دارد.

این جا ورودی ساختمان “انستیتوی دنیای عرب” در مرکز پاریس است.

این ساختمان توسط “ژان نوول” Jean Nouvel طراحی و اجرا شده است. اگر یادتان باشد یکی دیگر از طراحی های این معمار برجسته را در بارسلون دیدیم. منظورم برج Agbar است. هم آن و هم این، برای معمار جوایزی را به همراه داشتند.

انستیتوی دنیای عرب را تا به حال ندیده بودم. بنابراین داخلش شدم. یک کتابفروشی بزرگ داشت. کتاب هایش را ورق زدم. این کتاب را هم در آن جا یافتم.

این یکی هم کتاب خوبی بود.

طرح های این کتاب بسیار زیبا و جالب بودند. متاسفانه به دلیل ترس از اضافه بار و نداشتن پول نخریدمش.

بهشت زهرا

این طرح معماری که آدم را یاد کارهای Zaha Hadid می اندازد جلوی محوطه انستیتو دیده می شود.

همان

تبلیغ جالبی است و دوست داشتنی.

بالاخره بعد از کلی راه رفتن و گشتن، توانستم از روری نقشه ی نه چندان دقیق، محل Arenes De Lutece را پیدا کنم. این همان شکل دایره ای موجود در کارت پستال است. ظاهرا بنا، یک آمفی تئاتر رومی متعلق به ۱۰۰ بعد از میلاد است که تنها بخشی از آن باقی مانده.

همان

امروزه آمفی تئاتر رومی که در داخل یک پارک محصور است به پاتوق بازنشسته های پاریسی تبدیل شده تا وقتشان را با بازی و تفریح بگذرانند.

همان

Arenes De Lutece: عکس هوایی گوگل

در حوالی Arenes De Lutece یک رستوران ایرانی دیگر پیدا کردم.

بدون شرح

در ادامه پیاده روی به سمتی رفتم که یک مرتبه با “جکی”، دوست سوئیسی ام در اولین سفر به پاریس آن جا را دیده بودم. منظورم “سوربون” است.

سوربون

این هم دانشجویان سوربون که در محوطه جلوی دانشگاه، زنگ تفریحشان را می گذرانند.

ماساژورهایی برای دانشجویان و گردشگران

در ادامه به سمت باغ لوکزامبورگ رفتم. این باغ من را به یاد باغ ورسای می اندازد.

داخل محوطه باغ لوکزامبورگ

همان

همان

باغ لوکزامبورگ یکی دیگر از پاتوق های پاریسی ها و گردشگران است. محلی است برای مطالعه، قدم زدن و آفتاب گرفتن.

باغ لوکزامبورگ. راستی قبل از آمدن به باغ، به سمت پانتئون هم رفتم و چند عکس از بیرون ساختمان گرفتم که در گزارش نیاوردمشان.

بهترین فضا برای مطالعه

بدون شرح

بدون شرح

از باغ بیرون آمدم و باز هم به پباده روی ادامه دادم.

به میدان St. Sulpice رفتم. راستی در حد فاصل این میدان و باغ لوکزامبورگ، موزه لوکزامبورگ وجود دارد که من ندیدمش.

همان میدان

وقتی قدم می زدم دیدم که یک پیرزن افتاد و از بینی اش خون آمد. مردم با کمی تامل، اما نهایتا به کمکش آمدند.

یک اثر هنری. نام هنرمند را نمی دانم.

این استاد، با پخش یک موسیقی آرام بخش و با حضور این توپ در دستانش، حرکات نرم و لطیفی را (همچون تای چی) انجام می داد. حرکاتش جالب بود. ایستادم و عکس گرفتم و سکه ای پرداختم.

همان

همان

بدون شرح

بدون شرح

و آن لحظه ی گریزپا

بدون شرح

اگر اشتباه نکنم، دقیقا همین جا یکی از لوکیشن های فیلم “نیمه شب در پاریس” است.

بدون شرح

آخرین غروب پاریس

و این بلندی بامزه

بدون شرح

حسابی دلم برای ملیکا تنگ خواهد شد. این نگاه و این درخواست فراموش نشدنی است.

و خداحافظ پاریس.

۱۴ نظر در “۱۷-روزی برای خودم”

  1. Banafsheh نوشته است:

    درود بر اقای ارش

    سفرتان در اخرین روزهای سال ۹۰ انجام شد و ورودتان در اغازین روزهای سال ۹۱
    مقدمتان به ایران گلباران باد و گامهایتان در اعتلای فرهنگ و دانش در سال جدید مستحکم تر از همیشه.
    بابت تمام نوشته ها وتصاویر زیبایی که ما نیز با انها به رم ، اسپانیا و فرانسه امدیم بینهایت سپاس مندیم.

    سپاس و سپاس و سپاس……………………
    ……………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از محبت شما. موفق باشید.

  2. علیرضا سعادت نوشته است:

    سلام
    خوش بگذره
    ……………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس فراوان. به امید دیدار.

  3. نازی نوشته است:

    سلام من وقتی میرفتم مسافرت همیشه شوق برای بازگشتن را داشتم اما روز آخر غمی دلتنگ کننده وجودم را دربر میگرفت مخصوصا مسافرتهای اروپا چون دست نیافتنی تر بود ومشکل تر وهمیشه ترسی بود برای گرفتن و یزا ولی درکل با آمدنم ومرور آنچه در خاطراتم نوشتم وعکسها وفیلم شوق دیگری برایم ایجاد میشد به هر حال خسته نباشی وامیدوارم خوش گذشته باشد.
    ……………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از محبت بی دریغ شما. موفق باشید.

  4. M.a نوشته است:

    سلام .خیلی از خاطراتتون لذت بردم.

    یه سوال هزینه سفر به استرالیا با خرج معولی یه نفر چقدر میشه ؟ به فرانسه چقدر؟
    ……………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. واقعا این سوال ها خیلی سخته. هزاران جور میشه سفر کرد با قیمت های متفاوت. حواب دادن به این سوال یعنی از سر باز کردن. باید مشخص کنید چه جوری، به چه طریقی، و چگونه می خواهید سفر کنید.

  5. دنیا نوشته است:

    ســـــــــــــــــلام عسیســـم وب نایســــــی داری به وب منم بیــــا خوشـــــــــــــــــحال میشم منتظــــــــــــــــرم بیایی ها

    بیـــــــــــا دیگه[قلب]
    ……………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام.

  6. مهناز نوشته است:

    سلام
    امیدوارم کلی بهتون خوش گذشته باشه.هروقت شما میرید مسافرت من اینجا با حسرت سفرنامه هاتونو میخونم وهمش میگم خوش به حالت کاش من هم الان اونجا بودم(من آدم حسودی نیستم و به شما حسودی نمیکنم فقط عاشق مسافرت ودیدن جاهای جدید هستم)یه سوال من اگه تابستون این تورو(ایتالیا-اسپانیا-فرانسه)بخوام برم تقریبا”چقدر هزینه برام داره؟ممکنه چقدر ارزونتر از عید باشه؟(اگه بتونید برام بپرسید یه دنیا ممنون میشم)
    چه کل سفر چه اون چند ساعت یا یک روز کامل تنها برای خود بودن …
    سلامت،شاد و موفق باشید.
    ……………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. لطفا در این مورد با آژانس ایوار هماهنگ کنید. ۲۲۰۵۱۵۲۸

  7. علی میرفتاح نوشته است:

    سلام آرش جان سال نو مبارک ایشالا سال خوبی داشته باشی و پر از سفر
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام علی عزیز. سپاس از محبتی که داری. امیدوارم موفق و پیروز باشی.

  8. آزاده نوشته است:

    درود
    می خواستم بدونم اسم این بنا ؛ که سازه و طراحی جالب داره چیه ؟؟؟
    با سپاس
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. می نویسم براتون، به محض اینکه وقت کنم.

  9. پسر ایران نوشته است:

    سلام حکیم … بعد ۲۰ روز که از سفر برگشتم اولین کاری که کردم زیرو کردن سایت تو بود .حسابی از تمدن دور بودم و اینترنت دسترسم نبود بس که ایران جاهای بکر داره.. خیلی سفرنامه ات رو دوست داشتم. خیلی سوال دارم ولی میدونم وقت نداری.. ولی یه چیزی که از خیلی وقت پیش قلقلکم میده اینکه چرا اینقدر کلمه پاریس به پارس نزدیکه؟ دوستت دارم به امید دیدار در انجمن
    ………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. کلمه پارس ربطی به پاریس نداره.

  10. کیخسرو نوشته است:

    با درود و احترام ؛ تصاویرتان بسیار گویا و در عین حال زیباست. سخت منتظرم گزارش مکتوبتان را بخوانم. برای ما ایرانیان این فضاهایی که در تصاویرتان می بینیم شگفت انگیز و در ایران ما نایاب به نظر می رسد! فقط آن کتاب ها سخت کنجکاوی ام را تحریک می کند که تلقی اروپاییان در زمان حاضر نسبت به ماچیست؟ آیا آن گونه که ما به طبیعت و تاریخ خود می نگریم ، آنها هم چنین دیدگاهی دارند آ یا آنها در این تاریخ و طبیعت چیزی ورای تفریح را می جویند؟ یا فقط و فقط تفریح را. امیدوارم چیزکی از ان کتاب ها نیز در گزارشتان بنویسید. پرگویی مرا ببخشید. منتظر نوشتارتان هستم.موفق باشید.
    ………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سعی می کنم بنویسم. موفق باشید.

  11. پگاه نوشته است:

    سلام. شیشه های رنگی نتردام رو دوست داشتم. از عکسهای بدون شرح بیشتر خوشم اومد. حتمن باید برای مقطع دکترا برم دانشگاه سوربون باید جای باحالی باشه. آخه دانشگاهی که میرفتم مردا اینور زنا اونور بودن! موفق باشی داداش آرش
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. مخلصیم.

  12. هادی نوشته است:

    سلام و درود بر شما
    بسیار عکسهای زیبا و جالبی بود
    شاد باشید.
    …………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. قابلی نداره.

  13. حوریه نوشته است:

    مجدد مزاحمتون شدم سوالای من در خصوص سفر از اندازه کامنت بیشتره امکانش هست که ایمیلتون و داشته باشم؟
    …………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. nooraghayee@gmail.com

  14. حوریه نوشته است:

    سلام از ماست خیلی لطف کردید
    ………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. موفق باشید.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word