بازگشت به صفحه نخست

زمان-شماری از سفر-زیستنم

تا قبل از این‎که دیپلم بگیرم، با خانواده به مشهد و برخی از شهرهای شمال کشور (استان‎های گلستان، مازندران و گیلان) سفر کرده بودیم که برخی شامل سفر به ییلاقات و مکان‎های دور از دسترس جاده‎ها بوده است. در دوران دبیرستان نیز با هم شاگردی‎ها به آستارا (با همراهی معلمان) سفر کردیم.

بعد از دیپلم، اولین سفرم را به همراه یکی از بهترین دوستان زندگی‎ام، “سعید جلال‎زاده” (که روحش شاد و یادش گرامی باد) و چند تن دیگر به اصفهان رفتیم و سه روز ماندیم.

بعد که به دانشگاه رفتم با یکی دیگر از دوستانم به نام “محمد پیری” و با خانواده‎ی او به کرمانشاه سفر کردیم. در دوران دانشگاه که هم‎زمان کار هم می‎کردم، چندین مرتبه به مشهد و چند شهر دیگر استان خراسان سفر کاری انجام دادم.

پس از دانشگاه وارد بازار کار شدم و سفرهایم خیلی بیشتر شد و سفرهای کاری بسیاری به استان‎های خراسان، گلستان، مازندران، گیلان، سمنان، قزوین، زنجان، اردبیل، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اصفهان، شیراز، کرمان، یزد، خوزستان و کردستان انجام دادم. برخی از این سفرها به روستاها و کوره‎راه‎هایی بوده که می‎دانم شاید دیگر هرگز به آن مکان‎ها سفر نکنم. همچنین به دلیل نوع ماموریتی که داشتیم در خانه‎های روستایی بسیاری شب را به صبح رساندیم.

در این میان، با “سعید” برای اولین مرتبه به خارج از کشور سفر کردیم. در سال ۲۰۰۰ میلادی ما برای بازدید از نمایشگاه Gitex به امارات متحده عربی (دوبی) رفتیم. همچنین دو سفر کاری به عراق و دو سفر کاری به افغانستان انجام دادم. در عراق از شهرهای اربیل، موصل، کرکوک، بغداد، کاظمین، سامرا، کربلا، کوفه، نجف، مداین (تیسفون، همان شهری که تاق کسری در آن واقع است) و در افغانستان از کابل، مزار شریف یا همان بلخ و شبرغان بازدید کردم.

در سفرهای شغلی بود که کلا به سفر علاقمند شدم و از آن پس گاهی خودم به تنهایی سفر می‎کردم. در یکی از این سفرها بود که در باغ نارنجستان شیراز با “جکی کارل” دوست سوئیسی‎ام آشنا شدم. با “جکی” به برخی از استان‎ها و شهرهای ایران سفر کردیم که یکی از مهم‎ترین آن‎ها سفر به کرمان و بم بود. در این سفرها، کم کم طریق سفرکردن را از او آموختم.

در سال ۲۰۰۲ برای اولین مرتبه به دعوت “جکی” به کشور سوئیس سفر کردم و یک ماه در این کشور گشتم. این سفر، درواقع اولین سفر، به معنای واقعی سفر بود و زندگی‎ام را به کل تحت تاثیر قرار داد. سفر اکتشافی “جکی” و من در بسیاری از شهرهای سوئیس، شوق جهانگرد شدن را در من برانگیخت. اولین سفرنامه‎ای (یک سفرنامه خیلی کوتاه) که نوشتم با عنوان “سوئیس، بهشتی در پس ابرها” مربوط به همین سفر است. البته از سال ۱۳۷۲ تا همین یکی دو سال پیش خاطراتم را هر روز می‎نوشتم و احتمالا می‎توانم سفرنامه‎های دیگری را از خلال صفحات سال‎های گذشته بیرون بکشم. هرچند که دیگر به دلیل زمانی که برای سایتم صرف می‎کنم، تمایلی برای نوشتن خاطرات روزانه‎ام ندارم. حالا دیگر سایتم، همان دفتر خاطراتم است.

فکر کنم یکی دو سال بعد بود که با “جکی” قرار گذاشتیم و هرکدام جداگانه به “سوریه” رفتیم (او از سوئیس آمد، من از ایران رفتم) و در آن کشور به مدت دو هفته با هم سفر کردیم. این دومین سفر اکتشافی من بود و تصمیمم را برای جهانگرد شدن قطعی کرد.

در این زمان با این‎که در شغلم موفق بودم و آن را دوست داشتم، اما اتفاقاتی افتاد که از لحاظ روحی برایم سخت تمام شد. صداقتی را که در کتاب‎ها می‎خواندم در کارم نمی‎دیدم، بنابراین تقریبا به‎صورت ناگهانی شغلم را برای همیشه رها کردم و رفتم که رفتم.

بعد از رهاکردن کارم، تصمیم گرفته بودم که کتاب Lonely Planet ایران را ترجمه کنم که با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری (آن موقع هنوز با سازمان صنایع دستی ادغام نشده بود) و در پی آن با کلاس‎های راهنمای تور آشنا شدم. این شد که هم دوره‎ی راهنمای فرهنگی را گذراندم و هم دوره‎ی راهنمای طبیعت‎گردی را.

از آن به‎بعد، کارم به سفرکردن و خواندن و نوشتن محدود شد (شاید هم وسعت یافت). اولین توری که بردم، برای شرکت مارکوپولو به لبنان بود. جالب است که تاقبل از آن حتی در داخل ایران هم تور نبرده بودم. نگارش کتاب “لبنان” با همکاری “ماندانا علیزاده”، همکلاسی کلاس‎های راهنمای تور فرهنگی نتیجه‎ی همان سفر لبنان است.

حالا هم سفرکردن جزو روال زندگی‎ام است.

۱۴ نظر در “زمان-شماری از سفر-زیستنم”

  1. سوزان نوشته است:

    salam, :))))))))))))
    …………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام.

  2. شهریار نوشته است:

    سلام و درود
    شغل قبلیتان چه بود؟؟
    …………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. در بخش “درباره ی من” توی همین سایت توضیح داده ام…. ارتباط و انتقال اطلاعات از طریق ماهواره.

  3. مریم نوشته است:

    سلام
    قبلا چه شغلی داشتین؟خیلی جالب و آفرین که به خواستتون اهمیت دادین
    …………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. در رابطه با کامپیوتر و ارتباطات ماهواره ای.

  4. فرزاد نوشته است:

    صداقت شما در نوشتار را دوست دارم
    تبریک و موفق باشید
    ( راستی کتاب های Lonely Planet به فارسی ترجمه شده یا خیر؟ اگه آره کجا گیر بیارم ؟ مرسی )
    …………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از شما. هنوز ترجمه نشده.

  5. پگاه نوشته است:

    سلام. یادش بخیر. چه خاطرات قشنگی داشتین.
    …………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. نمی دونم. شاید.

  6. کوروش نوشته است:

    درود
    الان هم به نوعی داری اطلاعات را انتقال می دهی. دست مریزاد آرش جان
    …………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام به تو. کجایی مَرد؟

  7. پسر ایران نوشته است:

    سلام حکیم.. خیلی این خاطرات برای من تدریس بزرگی بود برایت قابل وصف نیست.. کتابهایی که در رابطه با سفر و حرفه سفر شروع به خواندن کردی تقریبا از چه سالی شروع کردی ؟ خاطرت هست اولین کتابهای غیر درسی راهنمایان که خواندی کدام بود؟ در حال حاضر سالی چند کتاب تقریبا مطالعه میکنی؟.. با احترام در به در سفر علیرضا
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. دوست خوب من، جواب این سوال ها خیلی مهم نیست. بچسب به درون خودت.

  8. پرویز شجاعی نوشته است:

    تصمیم رها کردن شغل و چسبیدن به یک شغل جدید خیلی سخته . تبریک میگم که اینکار رو کردی و الان هم راضی هستی. در باره وسایلت هم که پشت سرهم خراب میشه واقعا” متاسفم.
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. مخلص آقا پرویز. دوستت داریم داداش.

  9. مونا دهقان نوشته است:

    سلام؛
    این سایت برای شما یک دفترچه خاطراته اما برای من حکم بزرگ ترین تغییر زندگیمو داره.
    اولین باری که افتخار آشنایی با شما رو داشتم تابستون گذشته بود که برای راهنمایی برای تشکیل NGO دانشجویی اومدم تعطیلات نو. راهنمایی های شما منو از تشکیل NGO منصرف کرد و بعد منو از جلسه های سه شنبه مطلع کردین و…. قصه پیشرفت من از همینجا شروع میشه. LINK شدن من با بچه های انجمن به رشد و پیشرفت من خیلی کمک کرد و همه این اتفقاقات خوب الان زندگیمو مدیون شما استاد عزیز هستم. و این دفترچه خاطرات زیباتون چیزی جز تشویق انگیزه پیشرفت برای من نیست. دوست دارم روزی جای شما باشم، با اینهمه محبوبیت و موفقیت. با آرزوی بهترینها. ممنون.
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. می بینم و از بچه ها می شنوم که داری موفق میشی. چند سال دیگه می بینمت.

  10. حامد رحمانی نوشته است:

    سلام به نظر من این نشان از طبع لطیف و بامعرفت آرش نور آقایی دارد. امیدوارم همیشه سرزنده و پاکدل و سلامت باشی.
    آرش جان دلم برایت تنگ شده. به امید دیداری دوباره
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. دوستت داریم کاپیتان.

  11. دوستان شما در گروه نیک آستارا نوشته است:

    جناب اقای نورآقایی با درود ، دوستان شما در گروه دوچرخه سواری نیک آستارا تمایل دارند روزی افتخار میزبانی شما را در شهرستان بندر آستارا داشته باشند
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. نمی دونم چه کار کردم که مورد لطف شما واقع شدم. به هر حال سپاس از عنایت شما.

  12. آرش نوشته است:

    سلام آرش جان
    همونطور که قبلا گفتم خیلی طبع لطیف و ادبیات قشنگی داری
    یه سوال:
    نوشتن همچین متن قشنگی تقریبا چقدر وقت برد؟
    تقریبا
    درضمن، اونجا که گفتی برای اولین تجربه تورگردانیت، تور لبنان بردی، از خودم متنفر شدم
    آرش جان موفق باشی
    …………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. دوست من، از نظر خودم که متن خیلی خوبی هم نشده، بلکه فقط یک نوشتار ساده است. نصفه شب بود که نوشتن این متن به ذهنم رسید و نیم ساعت نوشت و ویرایش اون زمان برد. چرا از خودت متنفر شدی؟

  13. حامی نوشته است:

    سلام

    در راستای یک پرش تازه برای من , این نوشته تجربه ی مفیدی بود !

    هرچند که هنوز میان ماندن و از نو ساختن , و رفتن و تغییر مسیر زندگی

    مانده ام !؟؟؟

    نمی دانم کدامیک شجاعانه تر است و به ذات من نزدیکتر , دو بخش از من در جدال اند

    و حیرانم می کنند ! فقط می دانم که باید با ذهنی متعادل تصمیم بگیرم ,

    اما تو تجربه اش کردی , درک تجربی از درک عقلانی ارزشمندتر است ,

    برایم پیشنهادی نداری ؟
    ……………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سرگشتگی آغازه دانش است.

  14. حسن نوشته است:

    سلام
    نمی دانم این جمله از کیست “اگر لذت چند ساعته می خواهی بخواب ، برای لذت چند روزه به سفر برو و برای لذت دائمی شغلی را انتخاب کن دوستش داری” .
    آفرین بر شما که جسارت تغییر شغل را داشتی!
    سپاس
    ……………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. ارادتمندم. موفق باشید.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word