بازگشت به صفحه نخست

۱۲- پاریس

به پاریس رسیدیم و آن هم در چه شبی…

………………………..

در روز ۱۴ جولای، روز ملی فرانسه (روز باستیل) و بعد از بازدید چند ساعته از لوکزامبورگ، این کشور را به مقصد فرانسه و شهر پاریس ترک کردیم.

به هتل که رسیدیم، خیلی خوشحال شدم. چراکه هتلمان به رود سِن، موزه ی لوور، مرکز فرهنگی ژرژ پومپیدو، ایستگاه مترو و کلیساس نتردام، نزدیک بود. از طرفی خبردار شده بودم که در همین شب، راس ساعت ۲۳ زیر برج ایفل و اطرافش مملو از جمعیتی خواهد بود که برای تماشای موسیقی و آتش بازی جمع خواهند شد.

بعد از اینکه کارهای مربوط به پذیرش هتل برای تحویل اتاق ها ر ا انجام دادم، با مسافران وعده کردم که یک ساعت و نیم بعد (ساعت ۲۰)، در لابی هتل باشند تا پیاده به سمت برج ایفل برویم و شاهد آتش بازی امشب باشیم. در مسیر، از کنار رود سِن عبور کردیم.

پل های متعددی بر روی رود سِن احداث شده که هر کدام با دیگری فرق دارد. لذتش به این است که بر روی هر کدام جداگانه قدم بزنید.

در مسیر، ساختمان موزه ی لوور و اطرافش را دیدیم.

این تاق نصرت که مابین میدان کنکورد و موزه لوور قرار گرفته از معروفیت زیادی برخوردار است. طرح دو فرشته در دو سمت تاق، شباهت بسیاری به ایوان بزرگ تاق بستان و همچنین طرح سردر ورودی تکیه معاون الملک کرمانشاه دارد.

بدون شرح

سبک زندگی پاریسی ها همانند شیرازی های خودمان یا اصولا همه ی مردم ایران است که بر روی چمن می نشینند و پیک نیک برگزار می کنند.

یکی از مجسمه های متعددی که در باغ لوور قرار گرفته.

پشت چراغ قرمز ایستاده بودیم که متوجه دیالوگ این دو نفر شدم و برج ایفل را در میانشان دیدم، تصمیم گرفتم از این صحنه عکس بگیرم. همین.

بخشی از برنامه ی نورافشانی و آتش بازی در شب ۱۴ جولای

برای مردم موسیقی زنده اجرا می کردند، مردم می رقصیدند و شاد بودند. برج ایفل هم در این پایکوبی، عروس میدان بود.

متاسفانه به دلیل کمبود نور و موقعیت نه چندان خوب ما در میان سیل جمعیت، نتوانستم عکس های خوبی بگیرم.

نورافشانی و آتش بازی در شب ۱۴ جولای

ساعت ۲۴ بود که مراسم تمام شد. همه خسته بودیم و می بایستی حداقل یک ساعت پیاده روی کنیم تا به هتل برسیم. از طرفی همگی گرسنه بودیم. بنابراین هر کداممان با یک یا دو ساندویچ سر و ته قضییه را هم آوردیم و به سمت هتل راه افتادیم. در تصویر یکی از پل های پاریس را در ساعت ۱ صبح ۱۵ جولای می بینید.

روز ۱۵ جولای ساعت ۱۱ صبح گشت پاریس را به همراهی راهنمای محلی برگزار کردیم. از آنجا که برخی از مسافران دوست داشتند از قبرستان “پرلاسژ” بازدید کنند امرشان را اطاعت کردیم و به این قبر ستان رفتیم. در تصویر مقبره ی “غلامحسین ساعدی” را می بینید.

قبر صادق هدایت در نزدیکی قبر غلامحسین ساعدی قرار دارد. برای اینکه مکان قبر افراد معروف را در قبرستان پیدا کنید، نیاز به نقشه دارید. این نقشه را می توانید از نزدیکی کیوسک های نگهبانی قبرستان و یا افراد دست فروشی که در نزدیکی درهای ورودی دیده می شوند، تهیه کنید. فردی که در تصویر می بینید، همان مسافرم است که در معبد دلفی، شاتوت چید. او این دسته گل را از سر قبر یکی دیگر برداشت و بر روی قبر هدایت گذاشت. این استادِ دوست داشتنی یک روز کامل بدون بلیط در زوریخ ترامواسواری کرد.

در سفر قبلی ام به پاریس هم از قبرستان  پرلاسژ نوشته ام و هم از قبر هدایت و این یکی قبر، که متعلق است به “اسکار وایلد”.

مقبره ی Gilbert Becaud، یکی از خوانندگان محبوب فرانسوی که در سال ۲۰۰۱ فوت کرد را در تصویر مشاهده می کنید.

این یکی قدیمی ترین، قبر “پرلاسژ” است. ظاهرا مقبره ی یک زوج عاشق است و یک داستان عشقی هم در رابطه اشان وجود دارد.

مولن روژ (به معنای آسباد قرمز): محله ای که مولن روژ در آن واقع شده، مکانی است برای خرید ارزان ترین اجناسی که در پاریس یافت می شود (در امتداد خیابان Tati) و البته مکانی است برای تفریحات شبانه.

بدون شرح

مقبره ی ناپلئون

عکسی از طبقه دوم برج ایفل

پاریس از منظر ایفل. عکس های خوبی از خود برج ایفل گرفته بودم که باز هم متاسفانه در اثر بی دقتی از دست دادمشان.

بدون شرح

در نزدیکی ساختمان موزه ی لوور، نمایشگاه عکسی با عنوان “بشر و جنگل” برپا بود. ایده ی برگزاری نمایشگاه با استفاده از چوب جالب توجه است.

مسافران را برای بازدید از موزه ی لوور بردم و سعی کردم که حداقل چند اثر معروف این موزه را به آنها نشان دهم. این یکی جزو آنها نیست.

اصل لوح حمورابی: این لوح در شوش کشف و بعدتر به فرانسه منتقل شد. حالا کپی این اثر در موزه ملی ایران است.

آجرهای لعاب دار

غرفه های مربوط به بین النهرین

این اثر در شوش (چغازنبیل؟) به دست آمده. طرح زیگوراتی از یک معبد؟ را در تصویر می توانید تشخیص دهید.

مجسمه ونوس میلو (Venus de Milo) یا آفرودیت میلوس (Aphrodite of Milos): آفرودیت در فرهنگ یونانی الهه زیبایی و عشق است. در فرهنگ رومی همین نقش را ونوس به عهده دارد. این مجسمه که آفرودیت یا ونوس را تصویر می کند
به عنوان مشهور ترین اثر هنری یونان باستان شناخته می شود و جزو باارزش ترین آثار موزه لوور است. دستها و ستونی که در حالت اصلی وجود داشته اند به مرور زمان از بین رفته است. ونوس در دوران رنسانس موضوع نقاشی های متعددی از جمله
نقاشی تولد ونوس (The Birth of Venus) اثر ساندرو بوتیچلی Sandro Botticelli بوده است. مجسمه بی دست ونوس هم در فرهنگ معاصر غرب به عنوان سمبل زیبایی شناخته می شود. این مجسمه پیش از این به مشهورترین مجسمه ساز یونان باستان پراکسیتلس (Praxiteles ) نسبت داده می شد، اما با نوشته ای که در روی پایه ستون کشف شده است مشخص شده که متعلق به Alexandros of Antioch است. درست مشخص نیست که مجسمه اصلی به چه شکلی بوده است. اما در بازسازی ذهنی، در دست چپ مجسمه یک سیب قرار دارد. این سیب نشان دهنده سیبی است که توسط پاریس به آفرودیت
داده شد. ماجرا از این قرار است که بین آفرودیت، هرا (Hêra ) و آتنا (Athena ) بحثی در می گیرد که چه کسی زیباتر است. برای قضاوت در این مورد از “پاریس” دعوت می کنند که با عنوان قضاوت پاریس (The Judgment of Paris) مشهور است . او هم با دادن سیب طلا به آفرودیت او را انتخاب می کند. همین عمل باعث بوجود آمدن جنگ تروا (Troy) شد که هومر (Homer ) داستان آنرا در کتاب ایلیاد (Iliad ) آورده است. یکی از مسائل جالب درمورد مجسمه این است که ستون کناری آن بصورت اسرارآمیزی پیش از ارائه آن به لوور ناپدید شد.

برده در حال مرگ: یکی از شاهکارهای میکل آنژ

اثری از پیکرتراش ایتالیایی (اهل ونیز) “آنتونیو کانوا”: نام این اثر “زنده شدن پسوخه در اثر بوسه ی کوپیدو” یا “پسوخه با بوسه ی عشق زنده می شود” و یکی از معروفترین آثار موزه ی لوور است. یکی دیگر از آثار این هنرمند طرح معروف بریده شدن سر “مدوسا” توسط “پرسئوس” است که در لوور قرار ندارد.

برای اطلاعات بیشتر بد نیست بدانید که:پسوخه و کوپیدو عشّاق اساطیری در جهان باستان که در اساطیر روم باستان بدین نام و در اساطیر یونان باستان با عنوان پسیخه و اروس شناخته می‌شدند. گرچه نخستین بار افسانه مربوط به این عشاق در سدهٔ دوم میلادی توسط آپولیوس در کتاب الاغ طلایی روایت شده‌است، امّا قدمت این افسانه بدون شک به اعصار قبل از این دوران باز می‌گردد. در این افسانهٔ بسیار زیبا و سرشار از سمبل‌ها و نمادهای فلسفی، اروس یا کوپیدو (خدای عشق) که پسر آفرودیت یا ونوس است، شیفتهٔ دختر زیبایی به نام پسوخه یا پسیخه می‌گردد و همهٔ شادی‌ها و نعمت‌های جهان، به جز لذت دیدار خویش را به او ارزانی می‌دارد، و با این کار، حسادت بی رحمانهٔ مادرش، آفرودیت را برمی انگیزد، امّا سرانجام با پادرمیانی زئوس یا ژوپیتر همه چیز در آسمان‌ها، پایانی خوش می‌یابد و از ازدواج پسوخه و کوپیدو، شهوت زاده می‌گردد.
داستان عشق پسوخه و کوپیدو تمثیلی از این معناست که: «نفس انسانی، چون با تحمل رنج و اندوه پاک شود، قرین سعادت خواهد شد»

بازدیدکنندگان از مونالیزا: همان مسافر معروف ما، آن وسط نیم خیز شده، دستش را جلوتر از بقیه برده و عکس می گیرد.

معروفترین اثر بخش مصر

بخش مصر

بعد از بازدید از موزه، با چند تن از مسافران به سمت “شانزه لیزه” رفتیم. در محوطه میان لوور و شانزه لیزه، محوطه ای را به بازی و سرگرمی های بچه ها اختصاص داده بودند.

بدون شرح

طرحی بر روی درخت چنار

از مجموعه آثار هنری در نزدیکی “ژرژ پومپیدو”

در کنار ساختمان مرکز فرهنگی ژرژ پومپیدو این دو می نواختند.

روز بعد، با چند تن از مسافران سوار مترو شدیم و به “دیزنی لند” رفتیم. از مرکز شهر تا “دیزنی لند” حدود ۴۰ دقیقه زمان لازم است و برای استفاده  از بازی های اینجا، حداقل یک روز کامل را نیاز داریم. اما با ۵ ساعت هم می شود یک کارهایی کرد.

برای ورود، باید ورودیه پرداخت کنیم (حداقل ۵۷ یورو، برای یک روز و یک پارک) و بعد که وارد شدیم همه چیز رایگان است (به جز غذا و خرید سوغاتی و …)

برای آشنایی با فضای دیزنی لند

همان

همان

در “دیزنی لند” می توان سوار قطار و کشتی شد که در نوع خودش جالب توجه است.

لوبیای سحر آمیز: در دیزنی لند به تمامی به دنیای کودکی بازخواهیم گشت.

این قطرات آب با موزیک از یک چاه به چاه دیگر می پریدند.

در حال احضار غول چراغ جادو

ترن هوایی از مهیج ترین بازی های دیزنی لند است. برای بعضی از بازیها مثل همین یکی، باید وقت بگیرید یا در صف طولانی بایستید.

امیر (یکی از مسافران) و بنده هم سوار شدیم. سعی کردم در حال حرکت عکس بگیرم. کمی شد، کمی نشد.

بخشی دیگر از دیزنی لند با فضای شرقی

این ساختمان نماد اصلی دیزنی لند است.

آخرین عکس: شادی کودکانه تقدیم به شما.

۲۵ نظر در “۱۲- پاریس”

  1. مجتبی گهستونی نوشته است:

    با درود به آرش عزیز. به سلامتی به کشور زیبای فرانسه و مورد علاقه من هم رسیدی. امیدوارم همیشه شب های قشنگی داشته باشی. زیبا و رویایی. تو را به خدا وقتی می خوابی موبایلت را خاموش کن که خواب راحتی تا صبح داشته باشی!
    راستی من و استاد جهرمی سه شنبه تهران هستیم تا هم تو را ببینیم و هم در جلسه دوستداران میراث فرهنگی انجمن خوزستانی های مقیم تهران نشست داشته باشیم. امیدوارم تا آن روز تهران باشی.
    …………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سه شنبه تهران هستم و در خدمت تو و خانم جهرمی.

  2. ابوخالد نوشته است:

    یم و سرگردان و در این پیچ و خم صعب العبور . هموار می کنیم انسان را
    پنجشنبه ۱ مهر۱۳۸۹
    داستان خوب … ۲ نظر
    بهشت و جهنم . .

    روزی مردی با خداوند مکالمه ای داشت: خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟’،

    خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

    مرد با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت: ‘تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است’، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد گفت: ‘خداوندا نمی فهمم؟!’، خداوند پاسخ داد: ‘ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت دارد، می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!’

    هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

    تخمین زده شده که ۹۳% از مردم این متن را برای دیگران ارسال نخواهند کرد، زیرا آنها تنها به خود می اندیشند، ولی اگر شما جزء آن ۷% باقی مانده می باشید، این پیام را برای دیگران ارسال نمایید، من جزء آن ۷% بودم، همچنین به یاد داشته باشید که من همیشه حاضرم تا قاشق غذای خود را با شما سهیم شوم.
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام ابوخالد. من جزو ۷ درصد نیستم. تا به حال به منطق ارسال بدون فکر این گونه از نوشتارها و ایمیل ها فکر کرده ای؟

  3. شهریار نوشته است:

    چه شبی؟؟
    …………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. می نویسم.

  4. معصومه زینی زاده نوشته است:

    سلام استاد عاشق خفتگان پرلاشزم
    ………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام.

  5. کامران نوشته است:

    سلام:سفر هایتان پر بار باد.دل ما با شماست وسپاسگزار یم که ما را هم در لذت سفر هایتان وتجربیات تان سهیم میکنید.
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. ارادتمندم.

  6. 1353 نوشته است:

    عکس چهارم چقدر شبیه طاق بزرگ طاق بستان است مخصوصا آن دو فرشته …
    ……………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. دقیقا به همین خاطر این عکس رو گرفتم. هم شبیه به نقش تاق بستان و هم یکی از نقش های موجود در تکیه معاون المک است. هم در تاق بستان و هم در این تاق نصرت، هنر رومی (بیزانسی) به چشم می خورد.

  7. مه مطهر نوشته است:

    اون عکست از چراغی که شعلش خورشیده خدا بود
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس از تو.

  8. همسرمجید نوشته است:

    سلام.شب سالگردانقلاب فرانسه بود؟
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. در رابطه با این شب توضییح خواهم داد.

  9. مریم نوشته است:

    با سلام . آرش خسته نباشی عکس آقای هادی عسگری بسیار جالب بود در این سفر بهترین همدلی بود .
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام به شما.

  10. لیلا نوشته است:

    عکسها فوق العاده بودن ولی کاش بعضی هاشون زیر نویس داشتن بخصوص اون پیکره های هخامنشی(اگه اشتباه نکرده باشم)
    ……………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. لیلای عزیز، این گزارش هنوز تکمیل نیست و به زودی تکمیل خواهد شد.

  11. شهریار نوشته است:

    سلام و درود
    آقا جدی چقدر از آن مسافری که شاتوت خرد و دسته گل دزدید و تراموای مجانی سوار شد و … بدتان می گوید که این طور می خواهید …
    ……………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. نفهمیدم چی نوشتی؟

  12. عاطفه نوشته است:

    سلام
    مرسی از عکس های قشنگی که برامون گذاشتید.
    ببخشید که جسارت می کنم ولی “غلامحسین ساعدی” صحیح هست و نه “غلامحسین صاعدی”
    ……………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از شما. حتما درستش می کنم.

  13. فریبرز نوشته است:

    سفرنامه تصویری جذابی بود. مخصوصا اون آقاهه دیگه چیکار می کرد؟ خیلی دلم میخواست به پاریس سفر کنم اما ناف من رو با روسیه بستن. قسمت نمیشه اروپا برم. به من سر بزن. البته در لیست دوستانت نیستم
    ……………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام دکتر. خوبی؟ چشم، هم بهت سر زدم و هم لینکت کردم که از خجالتت دربیام. سپاس از تو.

  14. الهام نوشته است:

    آرش عزیز رفتن به پاریس و دیدن موزه لوور از ارزوهای منه
    خیلی دوست داشتم از همسفرای شما بودم به امید اون روز
    اما عکسای زیبات مثل همیشه من رو به سفر برد………….
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام الهام. امیدوارم در آینده نزدیک همسفر باشیم.

  15. بهاره نوشته است:

    سلام اقا ارش ,بالاخره انتظار ما هم به پایان رسید وسفرنامه خیلی خوبتون کامل شد از اینکه ما رو در تمامی لحظات وتجربیات سفرتون سهیم کردید سپاسگزارم .
    موفق باشید.
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. ارادتمندم. خیلی سفرنامه خوبی نشد، اما اینی بود که از دستم برآمد.

  16. مهوش جزایری نوشته است:

    با تشکر از شما لیدر دوست داشتنی و مهربان

    در کنار سفر زیبایی که همراه شما بودیم توجه مرا به اسطوره شناسی نیز جلب نمودید
    موفقیتتان را آرزومندم
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام خانم جزایری. خوبید؟ سپاس از لطف و مرحمت شما و به امید دیدار دوباره.

  17. غبار ایران نوشته است:

    سلام حکیم احساس تو در این سفر از سفر قبلی با روحتر بود .ما با تو همسفر بودیم شاید پول نداشتیم یا امکانات خروج از کشور نداشتیم ولی با تو تجاربی داشتیم که در ۱۶ سال تحصیلات کسب نکردیم.از تو متشکرم.. احساس میکنم حق پسری را برای پدرم ایران خوب بجا نمی اورم پس از این پس مرا غبار ایران فرض کن.
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از لطف تو. لطفا همون “پسر ایران” بمون.

  18. رضا نوشته است:

    با سلام به دوست عزیز واقعا که عالیه .میخواستم ببینم اگه من خواسته باشم با تور های آینده شما به اروپا سفر کنم هزینه ها به چه صورت است مثلا فقط فرانسه و پاریس و راحت ترین راه اخذ ویزا چیست ؟ممنون.
    ………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. بنده با آژانس ایوار سفر می کنم و برنامه سفرها رو آنها مشخص می کنند. به سوالات شما شاید آنها بهتر جواب بدهند.

  19. mostafa نوشته است:

    salam از شما ممنونم خیلی عکسهایه قشنگی بودش
    توضیحاتتون هم خیلی جالب بود ….
    ای کاش پیش میومد که منم بتونم یه همچین سفرهایی رو برم
    من خیلی مسافرت رو دوست دارم ولی زیاد سفر نکردم

    خوش باشید همیشه در کناره هم
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. به امید سفرهای بسیار برای شما.

  20. دریجانی نوشته است:

    سلام.خدا قوت
    ازسفر نامه هایت لذت بردم ممنون خیلی سپاسگزارم
    …………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. ارادتمندم.

  21. م.ا.گندم نوشته است:

    سلام
    از اینکه با وبلاگ شما لحظاتی به سفر می رم خوشحالم رویای شیرینی بود به شیرینی همان کودک و آبنباتش من عاشق این آبنبات چوبی هام
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. موفق باشید.

  22. آفتاب نوشته است:

    سلام.من برای مرداد تور ۲۹ روزه اروپا با ایوار گرفتم.شما اطلاعی از این تور دارین.اینکه خیلی فشرده هستش خسته کننده نیست؟
    ……………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. فکر کنم شما همسفر بنده باشید. خوشحالم. فشرده هست، اما سعی می کنیم که خسته کننده نباشه.

  23. آفتاب نوشته است:

    خیلی وقتها که وقت پیدا میکنم سفرنامه هاتون و میخونم و لذت میبرم. اینکه قراره باهاتون همسفر بشم خیلی خوشحالم کرد. به امید دیدار
    ………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. به امید دیدار.

  24. معصومه نوشته است:

    سلام
    من بار اول هیت که از سایت شما دیدن میکنم بطور اتفاقی
    خواهشی داشتم اگه اطلاعات وعکس بیشتری دربارهی مجسمه های میکل انژ ویا سایر مجسمه سازان معروف دارید درسایت بگذارید ویالطفا برای من ایمیل کنید

    باتشکر معصومه
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. امیدوارم برای سفرهای بعدی بتونم این کار رو انجام بدم.

  25. المیرا نوشته است:

    سلام عکس ها فوق العاده بود…خصوصا مجسمه بوسه ….می توانست بوسه مرگ هم باشد…یا زندگی؟
    ………………………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. هر دو.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word