متاسفم

متاسفم. اما من در چهره‌ي اين پسر نه معصويمت مي‌بينم و نه درد. فقط يك بدبختي همه‌گيري را تشخيص مي‌دهم كه بدجوري گريبان‌گير آدمياني شده كه خود را ايراني مي‌دانند و هر روز با يك ترفند جديد، حس دستمالي شده‌ي ترحم ايرانيان ديگر را انگولك مي‌كنند و بدين ترتيب همه جلوي هم معلق‌ مي‌زنيم و …

وقتي به طريقه‌ي شكسته شدن صفحه‌ي ترازو و چيدمان پايه‌‌ها دقت كردم و داستان را جويا شدم و جواب شنيدم كه “كسي آن را شكسته و رفته و پولش را نداده” متوجه اين فريب‌كاري تازه شدم. انگار ديگر نوشتن مشق در كنار اين ترازوها جواب نمي‌دهد و حالا اين طريقتي نو است. وقتي خواستم از اين صحنه عكس بگيرم، پسرك خود را جمع و جور كرد و سعي داشت كه دستش را حايل صحنه كند. من قبلا عكسم را گرفته بودم.  

دیدگاه ها

  1. نیلوفر

    شاید درست.اما انتظار معصومیت از کودک خیابانی با دنیایی از حسرت هایش؟!!! چطور درد نشستن در گوشه ئ خیابان را حس نمی کنید.(مطمئن هستید دوست نداشت همان لحظه در زمین چمن فوتبال بدود مثل سایر همسالانش؟).فریب تصویر را انکار نمی کنم اما چه کس یا شرایطی او را در این سن وادار به حقه بازی می کند؟

  2. hossein

    سلام همین قرار دادن ترازوی شکسته می تواند طرحی از پیش طراحی شده باشد.وقتی ترازویی شکسته شد چه نیازی به نشستن و انتظار کشیدن.خیلی از گداها ترفندهایی را به کار می زنند تا حس ترحم را در مردم برانگیزند تا از این طریق کمک های مالی بیشتری را دریافت کنند.

  3. سوزان خدیو

    سلام،خسته نباشید،با نیاوفر عزیز کاملا موافقم،بعضی وقت ها با دیدن این بچه های بیگناه تو دلم میگم: (کاشکی این کوچولو بچۀ من بود)،قطعا شما هم دردِ اون رو حس کردید و طرف صحبتتون شخص، یا عواملیه که اون بچه و بچه های مثلِ اون رو به این روز انداختن،امیدوارم که کوچولوی توی عکس روزی به خوشبختی و بی نیازی برسه،شاد باشید. (:

  4. بهنام ممی زاده

    باز نویسی یک متن از نگاه دیگر :
    متاسفم. اما من هم در چهره‌ی آن مرد (???) نه سیاست می‌بینم و نه کیاست . فقط یک بدبختی همه‌گیری را تشخیص می‌دهم که بدجوری گریبان‌گیر آدمیانی شده که خود را ایرانی می‌دانند و هر روز با یک ترفند جدید، حس دستمالی شده‌ی اجبار ایرانیان دیگر را انگولک می‌کنند و بدین ترتیب همه جلوی هم معلق‌ می‌زنیم و …
    ببخشید تصویری از نامبرده ارسال نکردم چون همه خوب میشناسیمش ولی هیچ کاری در مقابلش از دستمان برنمی آید مثل همین کودک که خوب میشناسیمش و کاری از دستمان برایش برنمی آید

  5. الف

    سلام .ای کاش بتوان ازطریق یک انجمن مردمی به جمع اوری کودکان کار پرداخت .فقط همت میخواد ،باتحقیق میشه فهمید کدوم بی سرپرست ویا بد سرپرست هستن وبا یک طرح مناسب وفراخوان میشه شروع کرد .هیچ کودکی دوست نداره بازی وسرگرمی رو وله کنه وتحقیر بشه . پسرم همسن این پسر بچه است …..پس ابتدا مقایسه رو از خودمون شروع کنیم ، بچه های ما به دلیل زندگی رایانه ای دوست ندارن از جاشون تکون بخورن و ما دائم در خدمتشان و سرویس داد ن به اونها هستیم .این کودکم اگه براش فراهم بود از حالا بزهکار کوچولو نمی شد چون ترفندش یه بزه کوچک است که بعدها به اجبار تبدیل به یک تبهکار می شه اگه ما ها به فکر تغییر نباشیم تعدادشون بیشتر هم می شه!!!!!
    …………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام.

  6. اسماعیل

    سلام
    امیدوارم خوب و شاد و خوش باشی و همیشه به سفر.
    مطلبی در یک وبلاگ دیدم. به نظرم مناسب موضوع زیر پوست شهر هستش.

    در ورودی فرودگاه بین المللی امام خمینی، مامور ناجا از مسافر می خواهد که دوربین اش را روی دستگاه ایکس-ری قرار دهد. مسافر کاملا نا آشنا به زبان فارسی است و متوجه صحبت های مامور نمی شود. مامور بعد از چند بار تکرار حرف با لحن خاصی رو به مسافر خارجی می گوید: چرا حرف حالیت نمیشه؟! …..ادامه در وبلاگ ایشان

    http://southoilman.blogfa.com/post-9.aspx
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از شما.

  7. رضا

    سلام آقا آرش
    من براي خودم متأسفم چون فكر مي كنم صداقت و راستي خيلي وقته از بين رفته ديگه نميشه به هيچ چيزي و هيچ كسي اعتماد كرد . يادش به خير كه اون قديما همه چوپان دروغگو رو مي شناختند.
    …………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام.

  8. شاهین

    درد رو باید از دستی که معصومیت رو از چهره یک کودک گرفته به خوبی حس کنی داداش . من تو باب قضاوت در نمیام . ولی به هر حال کسی این بچه رو برای این صحنه سازی مجبور کرده حتی اگه حق با شما باشه. روح بچه پلید نیست وقت تولد …
    ……………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. قبول دارم.

  9. المیرا

    راستش …برخورد آدمها در برابر گداها بسیار متفاوته…که اون خودش یک بحث متفاوته…یک عده زیادی(که الان جو جامعه به این سمته) برای ممانعت از گدا پروری دست رد به سینه همه گداها می زنن یک عده به همه شون دست ترحمی می کشن ویک عده هم دست به انتخاب می زنن .وفقط به بجه های کوچولو تو سرمای زمستون و…کمک می کنن…..

    نمی دونم اصلا کدومش درسته…من سعی می کنم در حد اندکی به همشون کمک کنم وبرام فرقی نمی کنه زنه یا مرد پیره یا جوون …معصومیت داره یا هرزه وکلاشه… چون فکر می کنم اگه به گدا ترحم نکنی …همون گدا فردا چاقو را بر می داره وبه زور وبا قتل وادم کشی پول زندگی شو بدست میاره…..ونفرتش از فضای جامعه به قدری اوج می گیره که دست به هر جنایتی می زنه ….
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس از ارائه نظر.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *