بازگشت به صفحه نخست

متاسفم

متاسفم. اما من در چهره‌ی این پسر نه معصویمت می‌بینم و نه درد. فقط یک بدبختی همه‌گیری را تشخیص می‌دهم که بدجوری گریبان‌گیر آدمیانی شده که خود را ایرانی می‌دانند و هر روز با یک ترفند جدید، حس دستمالی شده‌ی ترحم ایرانیان دیگر را انگولک می‌کنند و بدین ترتیب همه جلوی هم معلق‌ می‌زنیم و …

وقتی به طریقه‌ی شکسته شدن صفحه‌ی ترازو و چیدمان پایه‌‌ها دقت کردم و داستان را جویا شدم و جواب شنیدم که “کسی آن را شکسته و رفته و پولش را نداده” متوجه این فریب‌کاری تازه شدم. انگار دیگر نوشتن مشق در کنار این ترازوها جواب نمی‌دهد و حالا این طریقتی نو است. وقتی خواستم از این صحنه عکس بگیرم، پسرک خود را جمع و جور کرد و سعی داشت که دستش را حایل صحنه کند. من قبلا عکسم را گرفته بودم.  

۱۱ نظر در “متاسفم”

  1. نیلوفر نوشته است:

    شاید درست.اما انتظار معصومیت از کودک خیابانی با دنیایی از حسرت هایش؟!!! چطور درد نشستن در گوشه ئ خیابان را حس نمی کنید.(مطمئن هستید دوست نداشت همان لحظه در زمین چمن فوتبال بدود مثل سایر همسالانش؟).فریب تصویر را انکار نمی کنم اما چه کس یا شرایطی او را در این سن وادار به حقه بازی می کند؟

  2. hossein نوشته است:

    سلام همین قرار دادن ترازوی شکسته می تواند طرحی از پیش طراحی شده باشد.وقتی ترازویی شکسته شد چه نیازی به نشستن و انتظار کشیدن.خیلی از گداها ترفندهایی را به کار می زنند تا حس ترحم را در مردم برانگیزند تا از این طریق کمک های مالی بیشتری را دریافت کنند.

  3. سوزان خدیو نوشته است:

    سلام،خسته نباشید،با نیاوفر عزیز کاملا موافقم،بعضی وقت ها با دیدن این بچه های بیگناه تو دلم میگم: (کاشکی این کوچولو بچۀ من بود)،قطعا شما هم دردِ اون رو حس کردید و طرف صحبتتون شخص، یا عواملیه که اون بچه و بچه های مثلِ اون رو به این روز انداختن،امیدوارم که کوچولوی توی عکس روزی به خوشبختی و بی نیازی برسه،شاد باشید. (:

  4. فرناز نوشته است:

    سلام به شما
    ممنون از نیلوفر.

  5. آذر نوشته است:

    “انتخاب طبیعی” معنی حق حیات رو دگرگون میکنه
    و چنین رفتارهایی رو کاملاً نوجیح

  6. بهنام ممی زاده نوشته است:

    باز نویسی یک متن از نگاه دیگر :
    متاسفم. اما من هم در چهره‌ی آن مرد (???) نه سیاست می‌بینم و نه کیاست . فقط یک بدبختی همه‌گیری را تشخیص می‌دهم که بدجوری گریبان‌گیر آدمیانی شده که خود را ایرانی می‌دانند و هر روز با یک ترفند جدید، حس دستمالی شده‌ی اجبار ایرانیان دیگر را انگولک می‌کنند و بدین ترتیب همه جلوی هم معلق‌ می‌زنیم و …
    ببخشید تصویری از نامبرده ارسال نکردم چون همه خوب میشناسیمش ولی هیچ کاری در مقابلش از دستمان برنمی آید مثل همین کودک که خوب میشناسیمش و کاری از دستمان برایش برنمی آید

  7. الف نوشته است:

    سلام .ای کاش بتوان ازطریق یک انجمن مردمی به جمع اوری کودکان کار پرداخت .فقط همت میخواد ،باتحقیق میشه فهمید کدوم بی سرپرست ویا بد سرپرست هستن وبا یک طرح مناسب وفراخوان میشه شروع کرد .هیچ کودکی دوست نداره بازی وسرگرمی رو وله کنه وتحقیر بشه . پسرم همسن این پسر بچه است …..پس ابتدا مقایسه رو از خودمون شروع کنیم ، بچه های ما به دلیل زندگی رایانه ای دوست ندارن از جاشون تکون بخورن و ما دائم در خدمتشان و سرویس داد ن به اونها هستیم .این کودکم اگه براش فراهم بود از حالا بزهکار کوچولو نمی شد چون ترفندش یه بزه کوچک است که بعدها به اجبار تبدیل به یک تبهکار می شه اگه ما ها به فکر تغییر نباشیم تعدادشون بیشتر هم می شه!!!!!
    …………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام.

  8. اسماعیل نوشته است:

    سلام
    امیدوارم خوب و شاد و خوش باشی و همیشه به سفر.
    مطلبی در یک وبلاگ دیدم. به نظرم مناسب موضوع زیر پوست شهر هستش.

    در ورودی فرودگاه بین المللی امام خمینی، مامور ناجا از مسافر می خواهد که دوربین اش را روی دستگاه ایکس-ری قرار دهد. مسافر کاملا نا آشنا به زبان فارسی است و متوجه صحبت های مامور نمی شود. مامور بعد از چند بار تکرار حرف با لحن خاصی رو به مسافر خارجی می گوید: چرا حرف حالیت نمیشه؟! …..ادامه در وبلاگ ایشان

    http://southoilman.blogfa.com/post-9.aspx
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از شما.

  9. رضا نوشته است:

    سلام آقا آرش
    من برای خودم متأسفم چون فکر می کنم صداقت و راستی خیلی وقته از بین رفته دیگه نمیشه به هیچ چیزی و هیچ کسی اعتماد کرد . یادش به خیر که اون قدیما همه چوپان دروغگو رو می شناختند.
    …………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام.

  10. شاهین نوشته است:

    درد رو باید از دستی که معصومیت رو از چهره یک کودک گرفته به خوبی حس کنی داداش . من تو باب قضاوت در نمیام . ولی به هر حال کسی این بچه رو برای این صحنه سازی مجبور کرده حتی اگه حق با شما باشه. روح بچه پلید نیست وقت تولد …
    ……………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. قبول دارم.

  11. المیرا نوشته است:

    راستش …برخورد آدمها در برابر گداها بسیار متفاوته…که اون خودش یک بحث متفاوته…یک عده زیادی(که الان جو جامعه به این سمته) برای ممانعت از گدا پروری دست رد به سینه همه گداها می زنن یک عده به همه شون دست ترحمی می کشن ویک عده هم دست به انتخاب می زنن .وفقط به بجه های کوچولو تو سرمای زمستون و…کمک می کنن…..

    نمی دونم اصلا کدومش درسته…من سعی می کنم در حد اندکی به همشون کمک کنم وبرام فرقی نمی کنه زنه یا مرد پیره یا جوون …معصومیت داره یا هرزه وکلاشه… چون فکر می کنم اگه به گدا ترحم نکنی …همون گدا فردا چاقو را بر می داره وبه زور وبا قتل وادم کشی پول زندگی شو بدست میاره…..ونفرتش از فضای جامعه به قدری اوج می گیره که دست به هر جنایتی می زنه ….
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس از ارائه نظر.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word