12

از شنبه (فردا، 24 آوريل) مسابقات «رفتينگ» آغاز مي‌‌شود و به همين منظور برگزاركنندگان از شركت‌كنندگان درخواست كردند تا امروز در تمرينات نمايشي و بعد از آن در مراسم افتتاحيه شركت كنند. گزارش تصويري را تقديم مي‌كنم

مسابقات تحت نظر نيروي دريايي اندونزي برگزار مي‌شود و آن‌ها واقعا سنگ تمام گذاشته‌اند. ديشب يكي از اعضاي تيم گوش‌درد گرفت، ليدرهايي كه همراه هر تيمي هستند دو مرتبه براي او دكتر آوردند و صبح امروز هم داروهاي لازم را به دستش رساندند. در تصوير دو ليدر (يكي براي تيم خانم‌ها و يكي براي تيم آقايان) و همچنين اتوبوس نيروي دريايي مخصوص حمل و نقل ورزشكاران را مي‌بينيد.

بچه‌هاي مدرسه را در تصوير مي‌بينيد. به اين عكس ربطي ندارد، اما ديده‌ايد وقتي يك خارجي به كشور ما مي‌آيد ما نظر او را در مورد كشورمان و اين‌كه آيا او فكر مي‌كند ايرانيان تروريست هستند، مي‌پرسيم. مردم اندونزي هم دقيقا همين سوال را از ما مي‌پرسند. اين مردم مهربان نگران اين هستند كه ديگران در مورد آن‌ها چه فكري مي‌كنند. ديگر اين‌كه اندونزيايي‌‌ها ايران را در يك كلمه توصيف مي‌كنند: احمدي نژاد

اعضاي تيم خانم‌ها

اعضاي تيم آقايان

اعضاي تيم با بچه‌هاي مدرسه دست مي‌دهند.

تمرين مي‌كنند.

به سوي رودخانه مي‌روند تا تمرين را آغاز كنند.

بدون شرح

اين وسيله‌ نامش Kentongan است و سردر خانه‌‌هاي اندونزيايي‌ها آويزان بوده و هر وقت اتفاقي مي‌افتاده آن را به صدا درمي‌آوردند. خبرهاي فوت، حمله‌ي دشمنان، آتش‌سوزي و … از اين طريق به گوش همه‌ي اهالي روستا مي‌رسيده.

قبلا توضيح دادم كه صندلي‌هاي تماشاگران را با مصالح بومي، به ويژه چوب بامبو درست كرده‌اند. اتاقك‌هاي غذاخوري و همچنين نمازخانه را هم به اين شكل ساخته‌اند. مردم اندونزي توانسته‌اند يك اكوتوريسم ماجراجويانه را طبق استاندارهاي محيطزيستي و به بهترين نحو طراحي و اجرا كنند.

پذيرايي ناهار از ورزشكاران بعد از تمرين

اين‌ها كه روي قايق و پشت به دوربين نشسته‌اند، اعضاي بانوان تيم ايران هستند كه ديگران مي‌خواهند از آن‌ها عكس بگيرند. «كيانوش محرابي»، سرپرست تيم از خانم‌ها خواسته بود كه هر كدامشان لباس بومي يكي از اقوام ايراني را با خودش به اندونزي بياورد تا در مراسم افتتاحييه به تن كنند. اين ابتكار «كيانوش» باعث شد كه فقط تيم ايران لباس محلي داشته باشد و بدون اغراق در ميان همه‌ي تيم‌ها، محبوب‌ترين بود.

اين هم تيم خانم‌هاي ايراني و لباس‌هايشان

در مراسم افتتاحيه كه در شهر Banjarnegara برگزار مي‌شد، همه‌ي تيم‌ها در ميان تشويق مردم، دور پارك-ميدان شهر رژه رفتند.

بدون شرح

هر تيم را يك گروه از نوازندگان همراهي مي‌كرد.

بدون شرح

بدون شرح

بدون شرح

در هنگام رژه، هر تيم با يك قايق همراه بود.

همان توضيح بالا

بدون شرح

بدون شرح

يكي از موزيسين‌ها

آن‌قدر مراسم جذاب و متنوع بود كه آدم فكر مي‌كرد در افتتاحيه بازي‌هاي المپيك حضور دارد. هيچ‌كس انتظار چنين افتتاحيه‌‌ي زيبايي را نداشت.

بدون شرح

همه‌ي شهر آمده بودند.

هيئت ژوري (هيئت داوران)

واقعا همه‌ي شهر آمده بودند

بدون شرح

استقبال از تيم ايران

بدون شرح

امروز همچنين جوايز مسابقات «كاياك» ديروز را دادند. در مجموع «حيدر حيدري» اول شد، يك اندونزيايي دوم و «آريا جعفري» به مقام سوم رسيد.

ادامه‌ي مراسم در ميان پارك شهر

بدون شرح

بدون شرح

بدون شرح

بدون شرح

بدون شرح

نام اين پرنده‌ي بومي كه بالاي كلاه اين افسر مي‌بينيد Cenderawasih و پرنده‌ي مختص اندونزي است. فكرش را بكنيد كه بالاي كلاه افسر ايراني، «زاغ بور» بگذارند. شرط مي‌بندم كه در كل ايران 10 افسر هم يافت نمي‌شود كه نام «زاغ بور» را حتي شنيده باشد.

هنرنمايي نيروهاي پليس

همان توضيح بالا

بدون شرح

بعد از مراسم افتتاحيه و قبل از صرف شام، بازار عكس گرفتن تيم‌ها با هم داغ بود.

آخرين عكس

پي‌نوشت: براي گزارش تصويري امشب، با سرعت كم اينترنت و مشكلي كه براي سايتم پيش آمد، حدود 3 ساعت وقت گذاشتم. ساعت 1 بامداد است، همه خوابيده‌اند و من حتي وقت نكردم شام بخورم (به علت سردرد در مراسم شام حضور نداشتم). دوست ندارم شما چشم‌انتظار بمانيد براي همين هرجوري بود سايت را به‌روز كردم. اين را براي اين گفتم كه بگويم قدر محبت‌هايتان را مي‌دانم و سپاسگزارم.

دیدگاه ها

  1. شراره

    کسی که مبتلا شده، قدر محبت را هم می داند.
    «امیدوارم واقعاً قدر محبت شما را بدانیم…»
    اتفاقاً همین امروز بود که (به دلیل میگرن وحشتناکی که اود کرده بود) دقیقا یاد این افتادم که ازتون راجع به سردردتون (با توجه به سفر قشنگی که تا امروز فکر می کنم داشتید) بپرسم
    که آیا تغییری داشته! یا ربطی نداره؟
    (که احتمالا جوابم رو گرفتم!)
    چون دراین مدت چیزی از آمدنش نشنیده بودم، امیدوار بودم کمی فراموشتان کرده باشد!
    بازهم، مثل همیشه، هزار بار سپاس و سپاس برای زحماتتان
    آرزو می کنم همیشه سلامت باشید
    و شادمان
    و آرامش همراهتان

  2. سوزان خدیو

    سلام استاد،امیدوارم سردردتون خوب بشه و دیگه بهش مبتلا نشید،به ورزشکارای ایرانمون بگید که ما از اینجا تشویقشون میکنیم که هم برای کشورمون و هم برای دلِ خودشون بهترین مقام ها رو به دست بیارن(البته مهم تلاشیه که تا الان انجام دادن)،ممنون که ما رو در جریان کل سفرتون میذارید،امیدوارم همیشه شاد باشید.

  3. ramin

    سلام

    خسته نباشید . من که لذت بردم و نگرانم که سفر زود تموم بشه .
    امیدوارم برای شما و تیم بهترین اتفاقات در پیش باشه.
    راستی یک سئوال اون چیزی که سر در خونه ها گفتید قرار داره و تقریبا مثل ناقوس عمل میکنه اسم خاصی داره ؟
    ………………………………………………………..
    جواب: بله دارد: Kentongan

  4. دوشیراسه

    سلام دوست عزیز

    مثل همیشه جالب و دیدنی. کلی لذت بردم. ممنون از محبت و مهربونیتون. با اون سردردی که من ازش خبر دارم، واقعاً کار بزرگی کردین، امیدوارم سفرو به خوبی و بدون درد ادامه بدین.

    به امید دیدار

  5. ارش بکتاش

    آرش عزیز واقعا نمی دانم چگونه از تو تشکر کنم همین که هر روز به امید خبری تازه به صفحه شخصی تو سر می زنم و خبرها و تصاویر زیبا و خوشحال کننده را می بینم واقعا به این همه علاقه و پشتکار شما تبریک می گویم و امیدوارم همیشه در هدف هایتان استوار و با انگیزه ادامه دهید
    به امید دیدار شما در ایران و جشن بچه ها به امید پیروزی
    …………………………………………………………….
    جواب: سلام و سپاس

  6. شهرام

    سلام و ممنون از زحمت و وقتی که صرف کردی

    دیدن شادی و ذوق و شوق تو چهره مردم اندونزی آدم و واقعاَ شاد می کنه و خوشحال که بلاخره جایی است که مردمش واقعاَ شادن چیزی که شاید تو ایران نشه دید.

    بازم تشکر

  7. محسن باطنی

    سلام. خدمت شما عرض کنم که نام پرنده مرغ بهشت نام دارد که نوع نر این پرنده فقط زیبا ست که زینت بخش سرکلاهی این افسران شده… در ضمن پرنده ای رو به انقراض است- تا انجا که من میدونم…. بابت عکسها و سفر مجانیت ما هم متشکریم آرش جان.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *