بازگشت به صفحه نخست

سفری که به پایان نرسید: (بخش پایانی؛ بعد از تصادف تا برگشت به تهران)

قبل از هر چیز بگویم که بعد از تصادف روال عادی سفر به هم خورد و بقیه کارها از روی اجبار اتفاق افتاد. اما…

همه چیز دست به دست هم داد تا ما تصادف کنیم (سرعت، تاریکی، عدم علائم راهنمایی و رانندگی، …) و همه‌چیز دست به دست هم داد تا آسیب جدی به خودمان وارد نشود (بسته بودن کمربند، وجود ایربگ، منحرف نشدن از جاده اصلی، اعتماد به نفس و کنترل خوب فرشاد که راننده بود، …). اتومبیل خسارت جدی دید، اما برای سرنشینانش که ما سه نفر بودیم اتفاق خاصی نیفتاد. عباس که هیچ آسیبی ندید، از بینی فرشاد خون آمد و کمر درد داشت، من هم در کمر احساس درد شدید کردم که به مرور رفع شد.

بلافاصله بعد از این اتفاق چند نفر از بومی‌های بلوچ که در نزدیکی صحنه بودند در حالی که از سلامتی ما متعجب شده بودند، به یاری‌امان آمدند. آن منطقه‌ای که تصادف کردیم (تنگه سَرحه) زیر پوشش پلیس راهنمایی و رانندگی نبود، برای همین نیروی انتظامی مسلح به محل آمد تا برایمان کروکی بکشد.

خلاصه بعد از ساعتی معطلی برای انجام کارهای اولیه، اتومبیل را که دیگر حرکت نمی‌کرد ترک کردیم و به منزل یکی از محلی‌ها رفتیم تا شب را در روستایی به نام «جاکَس» سپری کنیم.

 

مهمان‌نوازی دوستانمان با همین داستان شروع شد. من از قبل این موضوع را می‌دانستم و به فرشاد و عباس اشاره‌ای کرده بودم، پس شوکه نشدیم.

بلوچ‌ها که معرفت و مروت را در حقمان تمام کرده بودند، از ما عیادت کردند و بهمان شام و شیرچایی و محلی برای خواب دادند. صبح روز بعد، مسوول شورای ده با اتومبیل شخصی خودش ما را دوباره به محل تصادف برد و برای انجام مابقی کارهای اداری بهمان کمک کرد. آن پارچه‌ای که بر سر این دو بلوچ می‌بینید، «لانگیک» یا «لانگی» نام دارد. بلوچ‌ها می‌گویند فرد بلوچ بدون لانگی کامل نیست. لانگی زیرانداز، روانداز، سفره، جانماز، دستمال، دستار، طناب، حوله و بقچه یک بلوچ است. به غیر از این برای حمل یونجه و درست‌کردن صندلی بلوچی نیز کاربرد دارد. بلوچ‌ها در هنگام نشستن طولانی بر روی زمین، پاهایشان را در نزدیک سینه جمع می‌کنند و این پارچه را دور زانو و کمر می‌بندند و به این ترتیب صندلی بلوچی درست می‌کنند.

دختر بلوچ در روستای «جاکَس» 

 

در بلوچستان گیاهی می‌روید به نام «داز». بلوچ‌ها با این گیاه کفش (نام این کفش سُواس است)، مسکن (همان کپری که به نام گرد‌توپ شهرت دارد)، زیرانداز، جانماز، تور (برای بالارفتن از درخت خرما)، کلاه، سبد برای جمع‌آوری خرما، کتل (برای جمع‌آوری شالی برنج)، پات (ظرفی برای نگهداری خرما) و … می‌بافند. 

این عکس و سه عکس بالایی را در هنگامی که منتظر بودیم کارهای اداری‌امان برای انتقال خودرو به نیک‌شهر انجام شود، گرفته‌ام.

ما به هر ترتیبی بود خودمان را به نیک‌شهر رساندیم و در منزل دوستی به نام آقای «امیری» اقامت کردیم. این بلوچ خوش‌طینت ما را به بیمارستان برد و از سلامتی‌امان مطمئن شد و تمام کارها را برای انتقال اتومبیل از «تنگه سرحه» به نیک‌شهر انجام داد. شب را نیز در منزل او سپری کردیم.

فرشاد و عباس برای آوردن اتومبیل با جرثقیل به محل تصادف رفتند و من و آقای امیری در شهر مراحل اولیه کشیدن کروکی توسط پلیس راهنمایی و رانندگی نیک‌شهر را انجام می‌دادیم. در این میان به نزدیکی مسجد قدیمی نیک‌شهر رفتیم تا آقای امیری نماز بخواند و من از اطراف عکس بگیرم.

 

در تصویر مسجد قدیمی نیک‌شهر که قدمتش به زمان قاجار می‌رسد و به عنوان یک اثر ملی به ثبت رسیده است را می‌بینید.

گیاه «داز» که از آن صحبت کردیم.

کفشی (سُواس) که از «داز» می‌بافند.

روز هفتم بعد از این‌که تمام کارهای اداری را انجام دادیم از نیک‌شهر به چابهار رفتیم تا بتوانیم با هواپیما به تهران برگردیم. اتومبیل را در نیک‌شهر گذاشتیم تا با لطف آقای امیری به تهران انتقال یابد. در شهر چابهار برای دیدن شهر باستانی «تیس» رفتیم. این عکس را در آن‌جا گرفته‌ام.

 

مسجد شهر «تیس»

ساحل دریا بزرگ در شهر چابهار

دو عکس بالا را به فاصله ۱ دقیقه از هم گرفته‌ام. هنگامی‌که ماه و خورشید با هم در آسمان طنازی می‌کردند.

بدون شرح

آخرین عکس

یک شب در چابهار ماندیم و صبح روز بعد (روز هشتم) با هواپیما به تهران برگشتیم، اما آرزوی باقی سفر هنوز با ماست. من چنان خود را مدیون مردم‌داری و مهربانی بلوچ‌ها می‌دانم که روزی کتابی هر چند کوچک به منظور شناخت فرهنگ بلوچ و گردشگری در بلوچستان خواهم نوشت.

 

 

۲۳ نظر در “سفری که به پایان نرسید: (بخش پایانی؛ بعد از تصادف تا برگشت به تهران)”

  1. اسطوره باز نوشته است:

    سلام رفیق چه طوری خوبی ؟ خیلی وقت بود نیامده بودم اینجا! در چه حالی رفیق ؟ سفر بی خطر به زودی به دیدنت می ایم در ماه بهمن ،چرا کتابت منتشر نشده ؟ امارش را به من بده ؟ کتاب جدید خودت چه می خوانی ؟ مقاله هایت را که ایجا نوشته بودی خواندم، آرش جان کلا یک لیست از صد کتابی که خیلی اساسی است در اسطوره شناسی و ایران شناسی برایم بفرست که بسیار ممنونت میشوم، آرش یک سوال دیگر عجیب ترین جای که در ایران دیدی کجاست ؟
    ……………………………………………
    جواب: سلام، من خوبم، تو چطوری؟ دوست دارم زود‌تر ببینمت. کتابم فردا ۱۴/۱۰/۱۳۸۸ به دستم می‌رسه. چندین کتاب هم‌زمان می‌خوانم. برای لیست کتاب‌ها باید به خانه‌امان بیایی. خیلی از مکان‌های ایران و جهان برایم شگفتی دارند. حالا دیگر هر سبک زندگی، هر خشت و هر درخت خشک دورافتاده برایم جالب و هیجان‌انگیز است.

  2. اسطوره باز نوشته است:

    عکس ها هم همگی محشر است . کلا ذاتا عکاسی ، مخصوصا وقتی به اینجور جا ها میروی بسیار با عکس هایت حال میکنم .تمیز و با کیفیت و محشر . کلا تو مارا با نوشته هایت خیلی آدم کردی

  3. پسر ایران نوشته است:

    تصور بیشتر ما پایتخت نشینان ان بود.بمحض رسیدن به بلوچستان سرمان بریده و روی سینه مان قرار میگیرد اما با تفاسیر شما باید اسم ان را به هلوچستان تغیر داد… ایا بیشتر خانواده ها انجا مسلح هستند؟ سواس سازگاری خاصی با اقلیم انجا دارد؟کاش یک جفت به یادگار می اوردید.. قدمت مسجد تیس؟اهل تسنن بیشر در چابهار به چشم میخورند؟…. با عمق وجودم تشکر میکنم که ما را همسفر خود میکنید.
    …………………………………………
    جواب: سرتان بعد از سفر به سیستان و بلوچستان سر جای خودش خواهد بود. من تا به حال آدم مسلح ندیدیم. سواس حتما با اقلیم سازگاری دارد. قدمت مسجد تیس را نمی‌دانم، اما فکر نکنم که خیلی قدمت داشته باشد، شاید پنجاه سال (نمی‌دانم). بله بیش‌تر چابهار اهل تسنن هستند. من هم متشکرم.

  4. samira نوشته است:

    خوب شکر خدا که سر به سلامت به خانه آمدید…پیش میاید دیگر آقا.تنها یک چیز چرا آن شغال را دار زده بودند؟؟؟؟آیا مراسمی درکار بود یا تنها از دله دزدیهای شبانه اش جانشان به لب رسیده بود؟
    ……………………………………..
    جواب: فکر کنم شغال را مجازات کرده بودند. دیگر این‌که به نظر من استان سیستان و بلوچستان خطرناک نیست، بروید و ببینید.

  5. samira نوشته است:

    یک سوال دیگر…ما همیشه در آرزوی دیدن بلوچستانیم اما تصورمان این است که آنجا خیلی جای خطرناک و بیدروپیکری است….اما حرفهای شما چیز دیگری میگوید که!؟

  6. زهره نوشته است:

    سلام دوباره…خوشحالم که هرسه سالم‌اید….پس به این خاطر مدیون بلوج‌هایید…عکسا فوق العاده بود به ویژه اون دو تا پسری که در حال پریدن از رودخونه بودن…راستی اگه تصمیم گرفتید رو بلوچا کار کنید دکتر عبدالحسین فرزاد خیلی کمک می‌کنه

  7. محسن هواسی نوشته است:

    خوشحالم که به سلامت برگشتین امیدوارم که بتونید کتابتون رو چاپ کنید
    ……………………
    جواب: سپاس

  8. فرهنگیان نوشته است:

    سلام و وقت بخیر

    عجب حادثه ای وعجب سفری! اما شکر که اتفاقی بد تر نیفتاد.

    مثل همیشه عکسهایتان زیباست. از بس اطراف مسجد تیس تمیز و مرتب است، به نظر میاد که ایران نباشد . آن دو عکس که از ماه و خورشید گرفتید، خیلی عالی شده. در گرفتن عکس از طبیعت، مهارت ویژه ای دارید، تبریک میگم.

    موفق باشید

  9. چارقد نوشته است:

    درود بر شما

    گفتی که هر خشت و هر درخت خشکیده برات شگفت آوره به دلم نشست . عکسها هم بی نظیر بود . در وبلاگم مطلبی در مورد بلوچستان دارم که بی ارتباط با سوالاتی که دوستان پرسیده بودند نیست . اگه اجازه بدین اینجا می ذارمش :
    انفجار تروریستی در سیستان و بلوچستان
    در یک عملیات تروریستی جدید در استان سیستان و بلوچستان تعدادی از فرماندهان سپاه به همراه عده ای از هموطنان بلوچ مان کشته و زخمی شدند .
    اینکه بدلیل پاره ای خصومتهای قومی و محرومیت هایی که ریشه در عدم مدیریت یکسان امکانات داشته , بار دیگر در این استان مرزی از کشورمان بمب گذاری صورت گرفت , باعث شد تا دیگربار هموطنان بلوچ ما در سطح کشور با عنوان خرابکار , خلافکار و … و در سطح جهان عنوان تروریست به ایرانیان اطلاق گردد .
    این همه در حالیست که ریشه ی این تفرقه اندازی ها بین شیعه و سنی , بین اقوام ایرانی , و نسبت دادن صفت های ناشایست به هر یک از اقوام ایرانی در برنامه ریزی هایی است که گمان می رود حساب شده بر این تفرقه افکنی ها دامن می زند , اینکه سالیان سال است که در سریال ها و فیلم های تولید صدا و سیمای جمهوری اسلامی لباس بلوچی سنبل خلاف , قاچاق و خرید و فروش مواد مخدر شناسانده شده بی شک اتفاقی نیست . و پیامی جز القای منفی نگری نسبت به یکی از اقوام و تیره های ایرانی ندارد . از نقطه نظر امکانات شهروندی نیز این خطه از محرومیت های بسیاری رنج می برد تا حدی که امکانات اولیه ی آب سالم یا هوای سالم نیز از آنان دریغ شده است تا چه رسد به سایر امتیازاتی که ساکنان شهرهای بزرگ از آنها برخوردارند .
    در کنار این همه بی مهری ( نادانی ) سیاستگذاران نسبت به این قوم اصیل آریایی و نسبت به این خطه ی زرخیز ایران بزرگ , من فریادی در دل دارم :
    _ بلوچ بمب گذار نیست , بلوچ خلاف کار نیست , بلوچ عامل ورود جنس قاچاق به کشور نیست .
    _ بلوچ ایرانی شریفی است که در طول قرنها پاسداری از مرزهای این کشور را بر عهده داشته , بلوچ ایرانی نجیبی است که با محرومیت ها ساخته و همواره نام سیستان و بلوچستان را با نام ایران گره زده !

  10. مینا نوشته است:

    خیلی دوست دارم بلوچستان را ببینم.
    عکسهای خوبی بود. ممنون

  11. مخلصی نوشته است:

    با درود فراوان بر شما دوست عزیز

    در طول هفته گذشته روی تور بودم و از اتفاقی که برای شما و دیگر دوستان اتفاق افتاد اطلاع نداشتم.از اینکه سلامت هستید واقعا خوشحالم و ارزوی سلامت روزافزون دارم

  12. سفیر نوشته است:

    بسیار لذت بردم ببخشید یادم رفت سلام کن… سلام
    چقدر دلم میخاست همچین تصویر زیبایی از بلوچ و بلوچستان برای سایر ایرانیان داشته باشم،برای من فرزتد بلوچ که عمری در اینجا زندگی کردم ولی برای استفاده از امکانات نداشته تحصیلی مجبور به مهاجر بسوی پایتخت شدم از نگاه بی عدالت پایتخت نشینان همه جور توهین و افترایی تحمل کردم، باشد که به همه ما ایرانیان یکسان نگاه شود.
    با اجازه از عکسهای بسیار زیبایتان در پایانامه ام استفاده میکنم،منتظر ایمیلتان هستم
    در پناه حق

  13. حسین نوشته است:

    شما که در مورد استان سیستان وبلوچستان مینویسید .
    ایا از احوال دیگر سیسنانیها وبلوچهایی که در حسن اباد گرگان دارند مورد تجاوز به اصطلاح محلی

    قرار میگیرند با خبرید ؟
    http://www.sistan-golestan.blogfa.com
    ………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. حالا باخبر شدم.

  14. بلوچ نوشته است:

    با عرض سلام و خسته نباشد

    عکساتون خیلی جالبه و امیدوارم که در نوشتن کتابتون موفق باشی . می خواستم بگم که شما فقط از نیکشهر سیر و سفر کردی و امید وارم به بقیه نقاط بلوچستان هم سفر کنی مخصوصا” سرباز که خودم هم سر بازی هستم اگه کمکی از من بر میاد من در خدمتم .
    ………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس فراوان از شما.

  15. آتنا بستاقی نوشته است:

    سلام از اطلاعات خوبی که در اختیار گذاشته اید. ساکن تهران هستم اگر این میوه را بخواهم از کجا تهیه کنم؟
    …………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. برید به این سفری که ما رفتیم.

  16. farhad نوشته است:

    سلام
    از اینکه حق را رعایت فرموده و در مورد بلوچستان انصاف را رعایت کردی نهایت سپاسگذاری را دارم
    تنش های بین بلوچ ها و سیستانی ها بدلیل عدم تقسیم عادلانه امکانات استان بخصوص پست های مدیریتی بین بلوچ ها وزابلی هاست.
    …………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. ارادت دارم.

  17. سارا نوشته است:

    سلام
    از عکسهای زیباتون متشکرم مخصوصا چابهار که من عاشقشم. ساحل چابهار واقعا تو ایران تکه. فقط باید رفت و دید. حیف که بهش نمیرسن.
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام.

  18. پارسا نوشته است:

    سلام آقای نور اقایی
    تصادفی در گوگل ساحل دریا بزرگ چابهار را سرچ کردم به وب شما برخوردم عرض کنم:
    ۱-از عکسهای بسیار قشنگت سپاسگذارم ما که ساکن اینجاییم به ندرت این تصاویر را میبینیم
    ۲-از این همه لطف و سپاس به بلوچها سپاسگذارم
    ۳-متاسفم که حادثه براتون اتفاق افتاد ولی ازدو جنبه خوشحالم که سالم هستید و اینکه این حادثه بهعث شد شما پی به برخی از اخلاق این قوم آریتیی ببرید/
    ۴-خوشبختانه ان جاده تنگ و تاریک و بدون علامت الان به تاریخ پیویت و جاده جدید تکمیل شد.
    ۵-اگر تشریف اوردید چابهار در خدمت شنا هستیم..
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. آقا سپاس از لطف بی دریغ شما. به امید دیدار دوست عزیز.

  19. پارسا نوشته است:

    سلام
    از لطف شما به قوم بلوچ سپاسگذارم وارزوی تندرستی دارم ضمنا جاده تنگ سرحه دیگر به تاریخ پیوسته و جاده جدید افتتاح گردید
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. ارادتمندم.

  20. farshid نوشته است:

    سلام خدمت شما آرش عزیز. خواستم تشکر کنم از شما به خاطر عکس های زیبایی که از بلوچستان و اینکه تونستید فرهنگ بلوچستان عزیز رو خیلی خوب به نمایش بذارید. در ضمن منتظر چاپ کتابتون هم هستیم. از چارقد عزیز هم به خاطر مطالبی که حرف دل مردم بلوچه هست را نوشته تشکر میکنم و همینطور تشکر مجدد از شما.
    …………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. قربان شما. موفق باشید.

  21. saniya نوشته است:

    سلام مردم بلوچستان با آن چیزی که شما تصور می کنید کاملا متفاوت اند مردمی بسیار مهمان نواز صمیمی مهربان اند به شما توصیه می کنم که حتما سفری به بلوچستان زیبا داشته باشید از جاذبه های زیبای شهرستان سرباز وچابهاردیدن کنیدباید به این نکته توجه کنم که سوزن دوزی زنان بلوچ بسیار زیبا وبی همتاست
    …………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس.

  22. سرزمین من بلوچستان نوشته است:

    سلام
    تشکر از شما بابت معرفی بلوچستان
    تصویر اول مغایر با فرهنگ ما بلوچهاست لطفا آن را حذف نمایید.
    مسجد تیس یکی از مساجد قدیمی ایران است که قدمت آن به ۱۰۰۰ سال قبل برمیگردد
    برای آشنایی بیشتر با بلوچستان میتوانید به وبلاگ balochan.persianblog.ir سر بزنید.
    ………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس از محبت شما. معنی دموکراسی اینه که بگذارید بنده دیده های خودم را به تصویر بکشم نه میل و رغبت شما را. با این حال، بنده عاشق جای جای سرزمنینم هستم با همه ی خوبی ها و بدی هایش.

  23. gorgij نوشته است:

    سلام
    بلوچستان عزیزم، اشکهایت را پاک کن میدانم که چقدر در مورد تو اشتباه فکر کرده اند فرزندان با غیرتت را ترسو،قاتل،دزد،… نام نهاده اند اما آنهایی که به خانه ات امده اند بخوبی دیده اند فرزندانت مهمان نواز،دیندار، باشرف ، باغیرت و دوست داشتنی هستند.
    …………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word