من مي‌روم زهر فراموشي چشان

چند نگاهي مانده هنوز تا بستن چشم.
چند نفسي مانده هنوز تا پيكر سرد.
چند قدمي مانده هنوز تا بستر خاك.
بايد بروم…

دیدگاه ها

  1. مهتاب

    سلام . مدتیه که به توصیه یک همکار و به عبارتی یک دوست مطالبتون رو دنبال می کنم.
    نمیدونم چرا بیشتر ما وقتی صاحب نام میشیم و… همه خلایق رو هیچ فرض می کنیم! بد نیست به مطالب خودتون یه نظر مجدد بندازین. هر وقت حسش بود بالیدین به این آب وخاک و هر وقت که نه… نالیدین از ایرانی جماعت و رژیم و عادات و …. این که آدم بخواد محبوب خلایق باشه خوبه اما قیمت هم مهمه . خودتون خوب می دونین با محبوبیتی که دارین میتونستین هادی خیلیا باشین اگه می خواستین. اگه مردم ایران لودگی رو دوست دارن بیاین از خودمون سؤال کنیم. چرا تو همین سایت وقتی راجع به میراث و مطالب مفید و… می نویسید تعداد نظرات 0 و وقتی پای سفر با دوچرخه و شعر و….میاد نظرات حتی به 2 رقم هم میرسن؟آیا مطمئنید مردمی که نظراتشونو میذازن همونایی نیستن که تو اون صفای طویل بودن؟ بهتر نیست سعی کنیم اول روشن فکر کردن رو به مردم آموزش بدیم؟ آیا تصمیم گرفتیم به ریشه مون تیشه بزنیم؟ یا به آدما همیشه به دیده ابزار نگاه می کنیم؟ یکی واسمون بنویسه ، یکی تحقیق کنه یکی ترجمه، اون یکی تایپ . تا ما به هدف برسیم؟ اینم از ایرانی بودنمون سرچشمه میگیره؟ یا این که فقط دو گروه بشیم و دائم واسه همدیگه کف بزنیم ؟ بعدش هر کی که کف نزنه نفهم فرض بشه؟ به قول خودتون وقتی رفتید سراغ دوستتون که مرحوم شده بود . و بار به قول خودتون اون چند باری هم که اس ام اس دادین و تلفنی حرف زدین به خاطر {{ کار }} بوده نه به خاطر خودش! این به این معنی نیست که اون مرحوم فقط یه ابزار بوده؟ میگین سفر میکنین چون وابستگی ندارین. یعنی هر چی کار به این جماعت دادین در دست اقدام(که من مطمئنا فقط در حدی میدونم که دوستم میگه و شاید هم کمتر) همه….؟ یه عده ای که از سر ارضای حس مرید و مرادی اومدن و حالام که شما وابستگیی ندارین که مشکل ساز باشه ! قصد توهین به شما و خوانندگان رو نداشتم. گاهی یه تلنگر کوچیک بد نیست.
    با آرزوی اصلاح بشریت

  2. سعيد فكري

    سلام آرش جان
    كاري اگه از دست ما بر مياد بگو. خودتو اذيت مي كني آخرش كه چي؟ نهيليسم؟! يا ايسم ديگه اي؟ هميشه تهش بن بست نيست. از كوچه پشتي هم مي شه رفت. البته اتوبان هميشه بازه. پليس بزرگراه هم كاري با ميانه رو ها نداره.
    موفق باشي.

  3. *

    با سلام.
    نامۀ ” REBECA” به خدا; ((خدایا سلام. حالت چطوره؟ برات مینویسم تا هم سلامی کرده باشم و هم ازت تقاضای چند چیزم که تو این سالها رو به اتمام هست رو بکنم.مثلا،صبرم کاملا تموم شده، مقدار کمی امید برام باقی مونده، تنگ ایمانم به نیمه رسیده، تخیلاتم رو به آخره و دوست دارم یک دورۀآموزشی(چگونه عاقل تر باشیم) ، همینطورچند کیسه پختگی و بلوغ (که بهش نیاز دارم) و دو سنگ بزرگ و سنگین تا به پاهام ببندم تا همیشه رو زمین باشن، رو برام بفرستی. اگر قطب نما هم داری، ممنون میشم برام بفرستی تا راه رو گم نکنم. ایده های جدید و امید مضاعف به من هدیه بده. یک فرچۀ رنگین ازت میخوام، تا وقتی زندگیم رو خاکستری و تاریک دیدم، رنگش بزنم و یک سطل زباله هم خیلی به دردم میخوره، میخوام همۀ انچه که آزارم میده رو در آن بندازم. به یک ساعت بزرگ(بسیار بزرگ) هم نیاز دارم، تا هر وقت به اون نگاه کردم بخاطر بیارم که زمان سریع میگذره و نباید اسرافش کنم. خواهشا اگه قدرت و اعتماد به نفس هم داری بهم بده، میدونم که برای تحمل مواقع سختی و بلند شدنم هنگام زمین خوردن به آنها نیاز خواهم داشت. تعدادی از اون جعبه های قرص(افزایش قدرت اراده) و سه تن انگیزۀزندگی برای برآوردن آرزوهایم بفرست. ولی بیشتر از هر چیز، ازت تقاضا دارم که به من عمر بسیار بدهی تا هرآنچه که در ذهن دارم را بدست بیارم، تا روزی که نزدت اومدم، چیزی داشته باشم که برات بیارم و ببینی زمانی رو که اینجا، در زمین به من دادی ضایع نکرده ام. خدایا یک گونی بوسه برات میفرستم.))

  4. N

    سلام
    روی صحبتم با خانم مهتابه هر چند ممکنه آقای نورآقایی ناراحت بشن.شرمنده ام استاد.
    مهتاب خانم نظراتتون رو نه نفی میکنم نه تصدیق. فقط یه تلنگر کوچیکه! به نظرم بهتره قبل از موعظه یاد بگیریم کمی تحقیق کنیم.یکی از منابع تحقیق، مصاحبه است و شما این منبع رو در اختیار داشتید: “دوستتون”! دیگه این که این فقط یه سایته ؛ درست مثل یک مجله . شما وقتی یه مجله رو ورق میزنید از تمام مطالبش خوشتون میاد یا همه رو قبول دارید ؟ حتی اگه مجله یا نویسنده ی محبوبتون باشه؟ و آخر این که .. بدترین چیزی که میشه در موردش قضاوت کرد، احساسات آدم هاست. چه برسه بخوایم در مورد روش های ارضای اون ها صحبت کنیم.
    با احترام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *