يا ما نمي‌بوديم

اين درد اشتياق، قصد جانم مي‌كند هر شب.

مرغ دل بي‌قرارم، سوداي دام عشق مي‌كند هر شب.

دلم به اميد صدايي كه به او رسد، ناله‌ها مي‌كند هر شب.

دل از من برد و روي از من نهان كرد، زين سبب دلم خون مي‌كند هر شب.

حافظ…حافظ…حافظ…

اي كاش، تو نمي‌بودي يا نمي‌مردي…

يا ما نمي‌بوديم…

دیدگاه ها

  1. طوبا

    یه شب به اونیکه دوستش داشتم، گفتم که عاشقم،
    گفت: همونجا بمون…
    به حافظ پناه بردم، گفت:
    ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
    وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
    گویند که سنگ لعل شود در مقام صبر
    آری شود و لیک به خون جگر شود…
    عشق، چیزِِ غریبی است، می فهمی؟

  2. غریبه آشنا

    در خیابان های ساده و بی آلایش راه می رفتم و شب پا به پایم قدم می زد، صدای جا به جا شدن گرد و غبار خیابان خبر می داد که نسیم می خواهد خود را به ما برساند، به دیروز فکر می کردم به فردا به تو به خدا، نور چراغ اتومبیل روبرو تمام صورتم را روشن کرد، سفید روشن و سفید مثل همان لحظه که بالهایم را به خدا پس دادم. شب خسته بود دستانش را به شانه ام گذاشت و کمی جلوتر، آرام بر لبه ی پیاده رو نشست. نسیم چرخی زد ولی شوخ و گستاخ آرام گرفت. در میان راه ایستادم، به بالهایم فکر می کردم به همان بالهایی که با خیالت عوض کردم. شب به خواب رفته بود و در خیال دیدن زیباترین طلوع خداوند، لبخندی آرام بر چهره اش نقش بسته بود و من خوشحال و شاد از اینکه بالهایم را به خدا پس دادم چرخی زدم و بلند فریاد کشیدم : عشق می خواهم عشق

  3. مریم

    سلام
    روز زیبای برفیتون به خیر و عید بر شما و خانواده محترم مبارک باد.

    شاد و سلامت باشید.

  4. راحله

    این جملتون رو برای یک آقای مورخ بزرگ گفتم:

    ای کاش، تو نمی‌بودی یا نمی‌مردی…

    یا ما نمی‌بودیم…

    ایشان بسیار لذت بردند. وبلاگتان را هم به ایشان معرفی کردم.
    شما فوق العاده اید.

  5. سیما سلمان زاده

    فردا هم روز بزرگداشت حافظ هست…مطمئن بودم امشب اینجا ازش یادی میشه
    شکر که بود
    شکر که این صفحه هست
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از اینکه مطالعه کردید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *