عروس

آدم عروس زمين است…

بعد از مرگ با لباس سفيد به حجله‌ي گور مي‌رود…

و شبي طولاني را در هم‌آغوشي مي‌گذراند…

دیدگاه ها

  1. لیلا

    تو غاری، تاریک بودم.

    در جریان طبیعت. آرام.

    بختک سنگین هیا هوی آدمها ، سیاهی قبر رو برام تداعی کرد .

    می خواستم فرار کنم که زنده باشم.

    جریان هم کلامم را یافتم.

    نور را دیدم.

    رسیدم.

    “تهوع” رو خوندم.

    چقدر شبیه هم هستیم.

    روح سیال آدم، از ازل تا ابد.

    و شبنمی.

  2. سیما سلمان زاده

    نمیدونم چرا دوست داشتم آدم رو “اروس” زمین بدونم.
    شاید اونوقت تنها دفعه ای بود که داماد سر تا پا سپید می پوشید و مهر زمین شامل حالش میشد
    …………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. جالبه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *