بازار

بازار در فرهنگ‌هاي فارسي با تعاريف متعددي آمده است که از آن جمله مي‌توان به اين معاني اشاره کرد :

1- خريد و فروش کالا؛

2- کوچه‌ي سرپوشيده که از دو سوي داراي دکان‌ها باشد؛

3-عظمت بشريت؛

4-رونق امور دينوي؛

5- جايي که محل خريد و فروش کالا، خواه مسقف يا غيرمسقف باشد.

بازارها از عهد باستان تا روزگار معاصر در ايران داراي تأسيسات و فضاهاي لازم براي نگهداري کالا بودند. به عنوان مثال،  در شهر سوخته واقع در سيستان و بلوچستان‌ در (3200-2100 ق م)، آثاري برجاي مانده که نشان مي‌دهد، توليد محصولات و صنايع دستي و کارگاهي همچون : سفالگري، فلزکاري،سنگ‌تراشي و جواهر سازي از اشتغالات مهم ساکنان اين ناحيه بوده است. درشهر شوش از هزارة دوّم قبل از ميلاد، فعاليت بازرگاني و تبادل کالاهايي چون پارچه واشياء فلزي جريان داشت.

بازارها معمولاٌ بخش اصلي يک محله را تشکيل مي‌دهند. محله‌ي بازار كه چون ديگر محلات شهرها، خانواده‌ها را در خود جاي مي‌دهد، داراي فضاهاي شهري و تسهيلات درون بافتي مثل مسجد و مدرسه و…. است. ساختمان هر بازار با توجه به شرايط جغرافيايي و فرهنگي، شهري که آن را در برمي‌‌گيرد و نيز جاده‌هاي بزرگ تجاري و راه‌هايي که از کنار آن شهر عبور مي‌کند ساخته مي‌شود.

در معماري بازار، آثاري بديع و زيبا و متناسب وجود دارد که در عين زيبايي به دليل سبک معماري خاص خود فضايي زيبا و معنوي به بازار داده است.

 

تعريف واژة بازار

واژه بازار در فارسي ميانه و ادوار آن به صورت‌هاي وازار و يا ترکيب‌هايي مانند وازارگ (بازاري) و وازارگان(بازرگان)به کار مي‌رفته، و در پارتي بصورت واژار استعمال مي‌شده است. اين واژة بسيار کهن ايراني،دربرخي از زبان‌هاي قديم ايراني وجود داشته، واز طريق بازرگاني به سرزمين‌هاي عربي، ترکي، عثماني و برخي از کشورهاي اروپايي که با ايران روابط بازرگاني داشتند، راه يافته است.

نفوذ و وسعت استعمال واژة بازار در بسياري از زبان‌هاي جهان بر شهرت بازار ايران با ويژگي‌هايش و زبانزد بودن آن نزد جهانيان دلالت دارد.

بازار اصطلاحاٌ عبارتست از منطقه‌اي معين،در دست مجموع افرادي خاص که به تناسب حرفة خويش و عرضه و تقاضايي که در جامعه وجود دارد- به تنهايي يا گروهي – دادوستد مي‌کنند.

در زبان فارسي بازار اسم مکان به معناي محل خريد و فروش کالاست و با اينکه اين واژه امروزه دربارة بازاهاي دائمي، اصلي و قديمي شهرهاي کهن و تاريخي به کار مي‌رود،در گذشته به صورت ساده و گاه با پيشوند يا پسوندهايي به معني مکان خريد و فروش به طور مطلق بوده است.

 

پيشنيةتاريخي بازار:

بازار از دوران کهن تا دورة ماد

تاريخ مراکزي که به لحاظ اقتصادي متکي بر توليد صنايع دستي وبازرگاني بودند، به حدود ده هزار سال قبل مي‌رسد. در سکونت‌گاهي در نزديکي کرمانشاه که اقتصاد وابسته به کشت غلات و دامداري داشته بررسي‌هاي تاريخي، پيشنية9000 هزار سال را نشان مي‌دهند. نمونه‌هاي اين مراکز که در نقاط گوناگون ايران يافت شده و اقتصادشان وابسته به توليد صنايع دستي بوده است را در تپة زاغه دشت قزوين ( اواخر هزاره هفتم ق‌ م) واوايل(هزاره هشتم ق م)، تپة سيلک جنوب غرب کاشان (هزاره ششم ق م)، تپه حسنلو در جنوب غربي درياچه اروميه (هزاره ششم ق م)، تل ابليس در منطقة بردسيرکرمان (هزاره پنجم ق م)، تپه يحيي در جنوب کرمان (هزار پنجم ق م)، خبيص (شهداد) در ناحيه کرمان ( هزاره چهارم ق م)، شهر سوخته در سيستان (هزاره سوم ق م)، و سکونتگاهاي عيلامي (هزاره چهارم ق م به بعد) مي‌توان شناخت، آثارو مدارکي، وجود ارتباط بازرگاني بين تپه يحيي (در جنوب کرمان ) وتپه سيلک کاشان را با نواحي خليج فارس در هزارة سوم (ق م) نشان مي‌دهد.

درحدود هزاره چهارم ق م، مهر اختراع شد و بدين وسيله با ممهور کردن ظروف برخي کالاها، در روابط بازرگاني سهولت و توسعه بيشتري حاصل شد.

 

بازار از دوران ماد تا آغاز دوران اسلامي

 در قسمتي از اسطورة جمشيد در ونديداد آمده است که «وي بازاري ساخت که در آن سبزي‌ها و خوراک فاسد نشدني بود و در آنجا خانه‌ها ساخت با اتاق‌ها و ستون‌ها و ديوارها وحصارها» . بنابراين در اماکن نخستين آريايي‌ها، بازاري براي عرضه مواد غذايي و ساير محصولات خوراکي وجود داشته است.در ونديدا به انواع کارگاه‌هاي صنعتي مانند کارگاه‌هاي آهنگري،شيشه‌گري،نقره سازي،طلا‌سازي و ذوب فلزات و برخي از مقررات مربوط به زمان کار در آنها اشاره شده است. در تپه حسنلو در آذربايجان که به سده‌هاي دهم و نهم پيش از ميلاد تعلق دارد و از سکونت گاه‌هاي همزمان با دولت ماد بوده،نشانه‌هايي از کارگاه‌هاي فلزکاري يا سفالگري ديده شده است. در برخي از سکونت گاه‌هاي ماد پيشه وران به صورتي سازمان يافته به کار اشتغال داشته‌اند و مي‌توان نتيجه گرفت که در شهرهاي آنان نيز فضاي بازار به صورتي متمايز شکل گرفته بود. براي سهولت در امور اقتصادي و مبادلات آن، در دورة هخامنشي سکه‌اي از طلا موسوم به دريک و سکه‌اي از نقره موسوم به سيکل ضرب شد. در متون تاريخ دورة هخامنشي به برخي از انواع ماليات‌ها همچون عوارض دروازه، باج بازار و عوارض بندر اشاره شده است.

گزنفون به مکان آموزشگاه‌هاي وابسته به حکومت هخامنشي اشاره مي‌کند و تصريح دارد که محل آنها دور از بازار بود. همچنين براساس کتيبه‌هاي بدست آمده از تخت جمشيد مشخص شده که کارگران و صنعتگران و همه دست اندرکاران مجموعه تخت جمشيد بر پاية نوع تخصص و مهارتشان، دستمزدي معين دريافت مي‌کردند. مجموعه روابط اقتصادي و اجتماعي دوران هخامنشيان از وجود شهرهايي با فضاي عمومي و شلوغ بعنوان بازار حکايت دارند. در دورة پارت‌ها اهميت موقعيت بازرگاني ايران به خوبي معلوم بود و انحصار بازرگاني بسياري از کالاها را بين شرق (چين و هند) و غرب (روم و يونان و ساير نواحي) در اختيار پارتيان قرار داشت. اقتصاد اين دوره بر کشاورزي و بازرگاني استوار بود و در امتداد مسيرهاي مهم تجاري شهرهايي ساخته شد و تأسيساتي مانند کاروانسرا،انبار،بازار و فضاهايي براي عرضه کالا بر پا گرديد.يکي از شهرهاي مهم پارتي،شهردورا-اروپوس بود که جايگاه بازار در آن براساس نقشه شهر در بين سالهاي 165-256 ميلادي به خوبي روشن است. بازار و ميدان عمومي در کنار يکي از محورهاي اصلي شهر، که از يک دروازه تا دروازة ديگر امتداد يافته بوده، قرار داشت. در دوران ساسانيان شمار طبقات اجتماعي از سه طبقه روحانيون-سپاهيان – کارگران و کشاورزان به چهار طبقه افزايش يافت. اين طبقة چهارم دبيران بودند که يک طبقة شهرنشين بود و جامعة ايراني به سرعت به سمت شهري شدن پيش مي‌رفت. بر اثر توسعه روابط و مناسبات تجاري و اقتصادي ايران با کشورهاي همسايه، شمار زيادي شهر ساخته شد و بازار به يک فضاي مهم شهري تبديل شد. در اين دوره تشکيلات صنفي و نيز براي هر صنفي يک رئيس تعيين شد در منابع اين دوره به وجود بازار و ميدان در برخي شهرهاي ساساني اشاره شده است.

 

بازار در دوران اسلامي

در دوران اسلامي شهر و شهرنشيني توسعه يافت.بسياري از شهرهاي قديمي بويژه در مناطق مرزي گسترش پيدا کردند. در برخي شهرهاي جديد مانند کوفه و بصره فضايي باز براي بازار در نظر گرفته شد که فروشندگان بصورت موقت بساط خود را در آنجا تا پايان روز پهن مي‌کردند. با گسترش يافتن روز افزون شهرها،بتدريج فضاهايي بصورت دکان ساخته شد و بازاري دائمي در بخشي از شهرجاي گرفت. بر طبق منابع تاريخي، از اواخر قرن اوّل هجري دربسياري از شهرهاي جديد و همة شهرهاي قديم بازارهاي دائمي بوجود آمد. در اين بازارها هر صنف در بخشي از راستة اصلي يا در يکي از راسته‌هاي فرعي جاي داشت و هر نوع کالا در محل مشخصي عرضه مي‌شد. پيشينة راسته‌هاي تخصصي در بازار و استقرار پيشه وران هر صنف در کنار هم در ايران و نيز عربستان به قبل از اسلام مي‌رسد.

از قرن سوم به بعد با به قدرت رسيدن حکومت‌هاي ايراني و محلي، فعاليتهاي اقتصادي وبازرگاني گسترش يافت. طاهريان، ديلميان، سامانيان از نخستين حکومت‌هاي ايراني بودند که اقدامات مفيد و مؤثري براي پيشرفت کشور انجام دادند. در دوران غزنويان و سلجوقيان اقتصادي ملي شکوفا شد و فرهنگ و هنر ايراني بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت. در منابع تاريخي مربوط به قرون چهارم تا ششم هجري قمري،مطالب فراواني دربارة افزايش توليد انواع صنايع دستي در شهرها و برخي روستاهاي بزرگ و صادارت آن به شهرهاي کشورهاي ديگر وجود دارد. براي مثال،پارچه‌هاي کتاني کازروني تا دورترين مناطق دور دست جهان اسلام خريد و فروش مي‌شد و گاه تا چندين دست معامله مي‌شد بدون اينکه بسته‌هاي آن را باز کنند. و نيز در شهر کوچک ‌تون در قرن پنجم، چهارصد کارگاه زيلوبافي وجود داشت.

در اين دوره بازارهاي شهرهاي بزرگ بسيار توسعه يافتند. در قرن هفتم و بدنبال حمله مغول بسياري از شهرها ويران شد و کشور به انحطاط اقتصادي رسيد. در دورة ايلخانيان و بر اثر چاره انديشي وزرا و دانشمندان ايراني همچون خواجه رشيدالديني-فضل اله همداني اصلاحاتي در زمينه‌هاي اقتصادي و اجتماعي صورت گرفت.خواجه رشيد الدين شهري در نزديکي تبريز شهري کوچکي بنا کرد به نام ربع رشيدي که داراي سي هزار خانه، هزار و پانصد دکان، بيست‌و‌چهار کاروانسرا، مساجد، مدرسه،‌حمام، کارگاه رنگرزي، دارالضرب و کارگاه کاغذ‌سازي بود. در دورة تيموريان در نواحي شرق اقداماتي عمراني صورت گرفت.بازار شهرهاي سمرفند،بخارا، مرو،هرات و مشهد و برخي شهرهاي بزرگ گسترش يافتند و شمار زيادي کاروانسرا، مسجد، و مدرسه در کنار آنجا ساخته شد.

در دورة صفويه بر اثر امنيت ايجاد شده، بازرگاني خارجي گسترش يافت و در نتيجه باعث رونق توليد انواع محصولات شد. رونق داد وستد داخلي و خارجي به رشد شهرنشيني و گسترش شهرها کمک کرد و بازارهاي شهرهاي بزرگ مانند اصفهان، تبريز، مشهد، قزوين و شيراز بشدت توسعه يافتند و راسته‌هاي جديدي درکنار راسته‌هاي قديمي ساخته شد و شماري کاروانسرا در کنار هر يک از اين بازارها بر پا شد. در ضلع شمالي ميدان نقش جهان چند راسته بازار و شماري کاروانسرا به دستور شاه عباس اول ساخته شد.(1011-ق). همچنين در قسمت‌هاي ديگر شهر کاروانسراهاي بسياري بنا گرديد که به گفته شاردن تعداد آنها به هزار و هشتصد و دو باب مي‌رسيده است. پس از صفويه فعاليتهاي مهمي در زمينة توسعة فضاهاي شهري و بازار صورت نگرفت و تنها در دورة کريم خان زند فعاليت‌هاي عمراني در شيراز انجام شد. به فرمان وي بازاري بزرگ با تعدادي کاروانسرا در شيراز ساخته شد. در دورة قاجار تهران به عنوان پايتخت کشور به سرعت توسعه يافت و بازار اصلي شهر که از دوره صفويه شکل گرفته بود، در امتداد محورهاي اصلي شهر که به دروازه‌هاي اصلي منتهي مي‌شد، گسترش يافت و راسته‌ها و کاروانسراهاي متعددي ساخته و به آن افزوده شد. همچنين مسجد جامع جديدي در دورة فتحعلي شاه در مجموعه بازار بنا گرديد. در اين دوره اقدامات عمراني اندکي در برخي از شهرهاي بزرگ صورت گرفت و بازارهاي اينگونه شهرها توسعه‌اي معمول و متناسب با افزايش جمعيت شهر داشتند. در دورة قاجار دو تحول اقتصادي و يک تحول مهم شهري اتفاق افتاد که در روند توسعة بازار ملي تأثير فراوان بر جاي گذاشت. نخست آنکه مبادلات اقتصادي بين ايران و ساير کشورها بويژه روسيه و کشورهاي اروپايي، منجر به ورود برخي از کالاهاي خارجي به بازارهاي ايران شد و در برخي از زمينه‌ها به توليد محصولات ايراني آسيب وارد شد. کالاهاي خارجي در تبريز فراوان بود و تجارت چيت و ماهوت و منسوجات ابريشمي به دست انگليسي‌ها افتاد. شمار کارگاه‌ها و کارخانه‌هاي نساجي کاشان به سبب ورود کالاهاي انگليسي کاهش يافته بود.

تحول دوم مربوط به تأسيس و راه اندازي تعدادي کارخانه مانند کارخانه با روت کوبي، اسلحه سازي، توپ‌ريزي، ماهوت بافي، ابريشم تابي، کاغذ سازي، بلورسازي، صابون پزي، پنبه پاک کني، نخ ريسي و چاپخانه بود که موقعيت شهري برخي از آنها بر تحول ساختار شهري بازارها بي‌تأثير نبود، زيرا برخي از آنها به سبب پاره‌اي از ملاحظات شهري، امنيتي و ارتباط در بيرون بازار ساخته شدند و به اين ترتيب نقش بازار به عنوان يگانه محور اصلي اقتصاد شهر بتدريج ضعيف شد. البته عدم حمايت حکومت موجب شد تا سرمايه گذاران و صنعت گران ايراني در رقابت با توليد کنندگان خارجي نتوانند از پيشرفت مناسب و شايسته‌اي برخوردار شوند.

اما تحول مهمي که در زمينة ساختار شهري در اين دوره صورت گرفت و نقش بسيار مهم و تعيين کننده‌اي بر تحول بازارها بر جاي گذاشت مربوط به ساختن معابر و خيابان‌هاي مستقيم است. از دورة قاجار ساختن خيابان مستقيم و طراحي شده به منظور ايجاد مسيري قابل استفاده براي راندن کالسکه و برگزاري مراسم و آيين‌هاي تشريفاتي رايج شد. خيابان باب همايون و خيابان ناصر خسرو از اين گونه خيابان‌ها بودند. تقسيم بندي قطعات زمين به پيدايش و شکل گيري خيابان‌هاي مستقيم درنواحي جديد شهري و سپس ايجاد خيابان‌هاي مستقيم در بافت قديمي منجر شد و ابتدا نماهاي جديد شهري، اداري و حکومتي و سپس دکان‌ها و فضاهاي تجاري در کنار خيابان‌ها ساخته شد و به اين ترتيب ساختار بيشتر بازارها به نوعي فضاي راکد تبديل شد و راسته‌ها و فضاهاي تجاري بصورت پراکنده يا متمرکز در کنار خيابان‌ها و در سراسر شهر گسترش يافت وبازارها غالباٌ به فضاهايي قديمي و تاريخي تبديل شدند و برخي از آنها که در شهرهاي بزرگ و پرجمعيت قرار دارند همچنان فعال و پويا هستند. و برخي از آنها بويژه بازارهاي شهرهاي کوچک و کم جمعيت بتدريج تهي از فعاليت فرسوده و متروک شده‌اند.

 

نقش و کارکرد بازار در زندگي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و ديني :

از لحاظ اجتماعي – فرهنگي بازار مرکز بزرگ خيررساني درون شهري بوده است. اطلاعات و اخبار از  همة مراکز مذهبي (مانند مسجد جامع)، آموزشي (مدارس ديني) اداري (دارالحکومه و ديوانها)، اقتصادي ( راسته‌ها، سراها و حجره‌ها) و ديگر مراکز، نخست، وارد بازار اصلي مي‌شد و از آنجا به همه نقاط شهري جريان مي‌يافت. اخبار مهم را مناديان و جارچيان در بازارها به اطلاع مردم مي‌رساندند.

آذين بندي رسمي بازارها و باز بودن آنها و نيز بازي و نمايش به مناسبت وقايع شاد کننده و جشنهاي مذهبي و ملّي، مراسم پذيرايي از مهمانان خارجي و بزرگان مشايخ هميشه معمول بوده و بر رونق بازار مي‌افزوده است. درسال 392،هنگامي که نجمي،سردار لشگربهاءالدوله، ازشاهان سلسله آل بويه، وارد بغداد شد، بازارها را براي او آذين بستند، گنبدها برافراشته و جامعه‌ها و فرشهاي فاخر و ظروف و زيورهاي بسياري به نمايش گذاشته شد.

هر سال در هجدهم ذي حجّه، به مناسبت عيد غديرخم، بازارها را آذين مي‌بستند و شب و روز آنها را باز نگه مي‌داشتند.

در اوايل قرن سيزدهم به مناسبت ختنه سورانِ پسر حاکم (جعفرخان ) همة بازارهاي شيراز و مخصوصاً بازار بزرگ را يک هفته با تفصيل تمام و صرف هزينه هنگفت چراغاني کردند. چلچراغهايي با شيشه‌هاي الوان از سقف آويختند. تجار مغازه‌هاي خود را در دو طرف بازار به طرز زيبايي با کاغذهاي نقره‌اي رنگ و پرده‌هاي گران قيمت تزئين کردند. ديوارهاي دو طرف بازار را با قالي و آيينه و تابلوهاي نقاشي بسيار که همه به سبک ايراني کشيده شده بود، آراستند و خنياگران شب و روز در بازارها به رقص و پايکوبي مشغول بودند. در شيراز هيئتهاي رسمي و ميهمانان برجسته را به راستة زيباي بازار وکيل که آن را آذين مي ‌بستند، مي‌بردند و نمايندگان بلند پايه مملکتي به سلام و ‌ديدار آنها مي‌آمدند و از ايشان در آنجا پذيرايي مي‌کردند. عيد نوروز يکي از مناسبت‌هايي بود که همه ساله سبب رونق بازارها مي‌شد. تا پيش از قرن پنجم همه ساله در اصفهان از ايّام عيد نوروز، يک تا دو ماه بازاري در کنار دروازة جور به نام بازار جودين بر پا مي‌شد و مردم ازبزرگ و کوچک در آن شرکت مي‌جستند و به نشاط و بازي مي ‌پرداختند. گفته‌اند که عضدالدوله ديلمي در ايام جواني شاهد برگزاري اين مراسم در اصفهان بوده و به آن علاقه بسيار داشته است.

بستن بازار به نشانة سوگواري و براي شرکت در مرا سم مهم مذهبي نيز پيشينه‌اي بس کهن دارد. وقتي خبر مرگ الب ارسلان دومين پادشاه سلسلة سلجوقي،به بغداد رسيد مردم براي او به عزاداري پرداختند و بازارها بسته شد. در مراسم عزاداري بزرگان و علما‌ي مشهور، بازارها را چند روز مي‌بستند و مراسم عزا برگزار مي‌کردند. يکي از مراسم ديني – اجتماعي بزرگي که پيشه‌وران و بازاريان به اتفاق در آن شرکت مي‌کردند و در ايران ابعاد بسيار مهمي داشت، عزاداري عاشورا، روزشهادت امام حسين عليه السلام ، وياران او بود. در اين روز سراسر بازارها بسته مي‌شد و مردم به سوگواري و گريه زاري مي‌پرداختند. در روز عاشورا سال 352 هـ.ق، زنان با چهره‌هاي سياه کرده در خيابانها بر سرو صورت خود مي‌زدند و بر امام حسين عليه السلام، عزاداري مي‌کردند و بازارها بسته مي‌شد. اين سوگواري در عراق و خصوصاً در ايران مرسوم بود و بازارهاي ايران امروز براي برگزاري عزاداري، تکيه و‌حسينيه دارند. ازبرخي اشارات تاريخي بر مي‌‌آيد که در بازار، راستة کتابفروشان و برخي از دکانهاي پيشه‌وران محفل علما، شعرا، فلاسفه،‌ طبيبان، منجمان و محل بحث و گفتگو يا تدريس برخي از مشايخ و معلمان بوده است و کتابفروشان اغلب مردمي باسواد بوده‌اند.

از لحاظ سياسي و ديني، فعاليتهاي بازار شهرهاي اسلامي، بيشتر در زمينه‌هاي صنفي مانند دفاع از منافع اقتصادي و مقاومت در برابر مالياتها و فشارهاي حکومتي محدود مي‌شد. صنفها که در تعيين کميّت و کيفيّت کالاها و بهاي آنها دست داشتند، با تعطيل کردن بازار و در نتيجه اعمال فشار اقتصادي به مردم خواستهاي خود را عملي مي‌کردند. پيوستن به جنبشهاي سياسي – عقيدتي از ديگر فعاليت‌هاي بازار بود. اما فعاليتهاي سياسي بازار هيچگاه به آن حد نرسيد که بتواند سياست حکومت را به خواست و سود خود رهبري کند، مگر در ايران که در يکصد و پنجاه سال اخير بازار در تحولات سياسي اين کشور نقش قاطع و مهم داشته است. تغييرات اقتصادي – اجتماعي در زندگي شهري در ايران معاصر،در وضع کلي بازارها نيز مؤثر بوده است. اين تغييرات که نتيجة افزايش جمعيت، رشد شهر، توسعه خيابانها و احداث مغازه‌هاي جديد خياباني نسبت به بازار بوده است،بازار را از جايگاه سنتي خود که يگانه مرکز تجارت شهري بود، خارج کرد، ولي هيچگاه مانع از رشد و رونق آن نشد. بازار در طي اين سالها مجدداً همبستگي خود را با اصناف و قشرهاي مختلف جامعه برقرار و اعتماد آنها را نسبت به حفظ و حرمت ارزشهايي که خود تجربه کرده بود، جلب کند. همچنين ادامه حکومت خود کامه و بي ‌سياستي‌‌هاي دولت و ضعف آن در برابر تحميلات خارجي‌ها و تبعيضاتي که ميان تجار ايراني و همتايان فرنگي ايشان به عمل آوردند، و نيز سپردن بازار  پولي کشور به دست بيگانگان و اعطاي امتيازات و انحصارات اقتصادي به آنان و رونق کالاهاي فرنگي و زوال صنايع ملي و بي‌اعتنايي مقامات مملکتي به حفظ و رشد صنايع دستي و بومي و حمايت و گسترش صنايع جديد و نيز عدم مراعات حرمت ارزشهاي اسلامي از سوي حکام، سبب شد تا بازاريان روياروي استبداد و استعمار قرار گيرند.مبارزات تجار بر ضداستبداد و استعمار که از اواخر قرن سيزدهم و اوايل قرن چهاردهم پديد آمد، سرآغازي شد براي مبارزات دسته جمعي تجار که بيش از يک ربع قرن تداوم يافت.بدين ترتيب بازار با اهرم قوي اقتصادي،امکانات بالقوة سياسي، و اعتقادات اسلامي، که در ميان توده‌هاي مردم اثري عميق داشت،توانست يکي از پايه‌هاي استوار اقتصادي- اجتماعي و سياسي در زندگي شهري در ايران شود.پس از سال 1300 ش، اختلاف حکومت وقت و علماي روحاني مبارز،باعث شد که جبهة متحد ميان علما و بازاريان مستحکمتر شود. اين اتحاد در حکم نيروي محرک يا به صورت عاملي مهم در تمام نهضت‌هاي عمده سياسي از مجلس وکلاي تجار در 1301،قيام تنباکو درسال 1309 تا انقلاب مشروطه در 1324-1329 ق، و سپس نهضت ضد جمهوري رضاخاني در 1302 ش، نهضت ملي شدن صنعت نفت در 1329-1332 ش، و نهضت امام خميني تا پيروزي انقلاب اسلامي از 1341 ش تا 1357 ش، ادامه داشت.

 

ساختار بدنة بازار

راسته اصلي :

بازارهاي اصلي ايراني غالباً به شکل خطي و در امتداد مهم‌ترين راه و معبر شهري شکل مي‌گرفته است، به همين سبب مهم‌ترين بخش و عنصر اصلي يک بازار،راستة اصلي آن است. يک راسته بازار در ساده‌ترين شکل با دکان‌هاي واقع در دو سوي آن شکل مي‌گرفت. بسياري از بازارها به تدريج ساخته مي‌‌شدند و توسعه مي‌يافتند و به همين دليل امتداد راستة اين بازارها به پيروي از صورت معابر غيرمستقيم و به شکل ارگانيک بوده است، شمار اندکي از بازارها که توسط حاکم يا افراد خيرخواه ساخته مي‌شد، مستقيم طراحي شده بود. در امتداد يک راستة اصلي اصناف گوناگوني مستقر مي‌شدند، به اين ترتيب که هر صنف در بخشي از راستة اصلي جاي مي‌گرفت. در بعضي از شهرهاي بزرگ دو يا چند راسته اصلي به صورت موازي يا متقاطع پديد مي‌آمد.

 

راستة فرعي :

 بازارهاي شهرهاي بسيار کوچک تنها از يک راسته اصلي تشکيل مي‌شد اما در شهرهاي متوسط و بزرگ افزون بر راستة اصلي، تعداد راستة فرعي به صورت موازي يا عمود بر راستة اصلي پديد مي‌آمد که حاصل توسعة بازار در معابر فرعي بوده است. شمار  معابر فرعي در هر بازار به رونق و توسعة فعاليت‌هاي اقتصادي در آن شهر بستگي دارد. اغلب موارد راسته‌‌هاي فرعي هر کدام به يکي از اصناف يا پيشه‌وران اختصاص مي‌يافت و کالاي خاصي در آن عرضه مي‌شد. ارزش مکاني و اقتصادي راسته‌هاي فرعي غالباً کمتر از راستة اصلي بوده است.

 

دالان :

 دالان يک فضاي ارتباطي است که غالباً در فضاهاي معماري به شکل خطي، نقش رابط بين فضاي بيروني با فضاي دروني ساختمان يا تنها بين فضاهاي دروني بنا را دارد. دالان در بازارهاي بزرگ نيز يک فضاي ارتباطي است  و غالباٌ به صورت کوچه يا راسته‌اي کوچک و فرعي است که از يک سو به راسته‌اي ديگر و از سوي ديگر به يک کاروانسرا مر‌بوط است و به طورمعمول در دو سوي آن تعدادي حجره و د کان وجود دارد. دربازار تهران شمار زيادي دالان وجود دارد.

 

چهارسو:

محل تقاطع دو راسته اصلي و مهم بازار را چهارسو مي‌نامند. در بعضي از موارد در محل برخورد دو راستة طراحي ‌شدة بازار غالباٌ فضايي طراحي شده به صورت چهارسو مي‌ساختند که به سبب موقعيت ارتباطي آن، ارزشمند به شمار مي‌آمد. چهارسوي بزرگ بازار اصفهان و چهارسوي بازار لار، چهارسوي بزرگ بازار تهران و نيز چهارسوي بازار کرمان و چهارسوي بازار بخارا از نمونه‌هاي خوب باقي مانده به شمار مي‌آيند. بايد توجه داشت که به هر تقاطعي که از محل برخورد دو راسته بازار ايجاد مي‌شد، چهار سو گفته نمي‌شد، بلکه تنها برخي از اين فضاها را که از لحاظ موقعيت شهري و اقتصادي مهم بودند، چهارسو مي‌گفتند.برخي از دوره‌هاي تاريخي به پيروي از واژة عربي سوق به معني بازار، به جاي چهارسو از واژة چهار سوق استفاده مي‌کردند.

ميدان :

 در کنار يا امتداد بعضي از بازارهاي مهم در شهرهاي بزرگ يک ميدان شهري يا ناحيه‌اي وجود داشت، زيرا بازار مهم‌ترين راه و معبر شهر بود و در بيشتر موارد با يک ميدان شهري مرتبط بود. بازار بزرگ اصفهان با دو ميدان، سبزه ميدان (ميدان کهنه) و ميدان امام ( نقش جهان ) مرتبط است.

در کنار قسمتي از بازار کرمان، ميدان گنج عليخان قرار دارد. سبزه ميدان در کنار بخشي از بازار تهران بود و هنوز قسمتي از فضاي آن باقي مانده است. ميدان خان در يزد از اين نوع ميدان‌ها به شمار مي‌آيد. گاه در امتداد بازار يک يا چند ميدانچه وجود داشت که در مواردي در قرن‌هاي اخير بعضي ‌از اين نوع ميدانچه‌ها را تکيه يا حسينيه نيز مي‌ناميدند. نمونه‌هايي از آن را هنوز در بازار سمنان و بازار تجريش مي‌توان ديد.

 

جلوخان :

 جلوخان به عنوان يک فضاي  شهري عبارت از فضايي ارتباطي به شکل يک ميدانچه است که از چهار يا سه طرف محصور و داراي فضاي ساخته شده است و به عنوان يک فضاي ورودي، مکث و تجمع مورد استفاده قرار مي‌گرفت. جلوخان اصلي مسجد امام (شاه سلطاني) در بازار تهران که يک جبهة آن تغيير شکل يافته و هنوز سه جبهة آن کمابيش مانند گذشته است، و جلوخان‌هاي مسجد النبي(ص) (شاه) در بازار قزوين که مقداري تغيير شکل يافته‌اند جلوخان سر در قيصريه در بازار اصفهان از نمونه‌هاي باقي ماندة جلوخان‌هاي بازار به شمار مي‌آيند. جلوخان مسجد جامع يزد که در بازار اين شهر بود تغيير شکل يافته و از ميان رفته است. کمپفر دربارة جلوخان سر در قيصريه در بازار اصفهان چنين اظهار داشته است : «آن قسمت از ميدان که به طرف مدخل بازار است در اختيار عموم قرار دارد. در اينجا خرده‌فروشان، سمسارها، آب نبات فروشها، پاره دوزها و اسلحه سازها جمع شده‌اند و به خصوص مسگرها و قلع کارها و از آنها گذشته هنرپيشگان،دلقک‌ها،کشتي‌گيرها، شاعران و مردمي سرگردان از اين قبيل گرد آمده‌اند.»

 

2) عناصر و فضاهاي معماري بازار :

حجره‌(دکان)‌:‌

 حجره‌ يا دکان را مي‌توان ساده‌ترين و کوچکترين‌، ‌اما مهم‌ترين عنصر و فضاي بازاردانست.شماري از دکان‌ها يا حجره‌ها وقتي که به صورت خطي در دو سوي معبري قرار گيرند، يک راسته بازار را پديد مي‌آوردند.مساحت حجره‌ها بسيار متفاوت و بطور متوسط از ده تا بيست و پنج مترمربع بوده است. حجره‌هاي واقع در طبقة همکف و هم تراز با سطح معبر به طور معمول نقش يک مغازه يا دکان را داشت که کالاهايي در آن عرضه مي‌شد، درحالي که حجره‌هاي واقع در طبقه فوقاني بازارهاي دو طبقه بيشتر به عنوان دفتر کار و فضاي اداري يک تجارتخانه مورد بهره‌برداري قرار مي‌گرفت. بعضي از حجره‌هاي واقع در طبقه فوقاني بازارها نيز به عنوان کارگاه استفاده مي‌شد. بعضي از حجره‌هاي بازار کمي (در حدود پنجاه تا هفتاد سانتي متر) از سطح معبر بالاتر بودند. حجره‌هاي بازار وکيل شيراز هم اکنون نيز چنين وضعي دارد. در اين حالت در برخي موارد در زير هر حجره يک انبار مي‌ساختند. حجره‌هاي بعضي از پيشه‌وراني که کالاهايي را توليد و سپس عرضه مي‌کردند، نقش يک کارگاه را نيز داشت و اغلب در اين حالت کف اين حجره‌ها هم تراز سطح معبر يا اندکي پايين‌تر بود. بسياري از آهنگري‌ها، مسگري‌ها و تجاري‌ها چنين وضعي داشتند. بعضي از حجره‌ها افزون بر فضاي اصلي، بخشي به صورت صندوق خانه داشتند. صندوقخانه فضايي واقع در انتهاي حجره بود که با ديواري جدا کننده از فضاي اصلي حجره متمايز مي‌شد. حجره نام عمومي فضاي شکل دهنده به کاروانسرها هم هست. حجره‌هاي کاروانسراها نيز گاه در دو طبقه ساخته مي‌شدند که حجره‌هاي طبقة همکف بيشتر جنبه‌ تجاري يا کارگاهي و حجره‌هاي طبقه فوقاني اغلب جنبه دفتري و اداري و گاه کارگاهي داشت.

 

کاروانسرا :

(سرا) کاروانسراها را مي‌توان مهم‌ترين فضاي معماري طراحي شده در بازارها و تقريباٌ همانند پاساژهاي امروز دانست. يکي از علل پيدايش کاروانسراها را مي‌‌توان محدود بودن طول راسته‌هاي بازار دانست، همانگونه که امروزه اگر يک خيابان تجاري بسيار پررونق شود به گونه‌اي که تمام دکان‌هاي واقع در امتداد آن پاسخ گوي نياز موجود به فضاهاي تجاري نباشد، بتدريج پاساژهايي در پشت دکان‌ها ساخته مي‌شود و تنها ورودي آنها را به آن خيابان قرار مي‌دهند و به اين ترتيب به ظرفيت فضاهاي تجاري يک خيابان افزوده مي‌شود. در گذشته هم اگر بازار اصلي يک شهر توسعه مي‌يافت، اين توسعه هم در جهت امتداد طول و محور راسته اصلي بازار صورت مي‌گرفت و هم تعدادي کاروانسرا در پشت راستة اصلي و گاه در کنار راسته‌هاي فرعي ساخته مي‌شد. از ابتداي قرن‌ حاضر به تدريج در بازارها به جاي واژه کاروانسرا، واژة سرا را به کار مي‌برند.پس از اين که نقش کاروان‌ها در حمل و نقل ضعيف شد و از کالسکه،درشکه و سپس وسايل نقليه موتوري استفاده ‌شد؛پيشوند کاروان از کلمه کاروانسرا حذف شد، و به کاروانسراي شهري، سرا گفته شد. واژة  سرا در گذشته به معني خانه بوده است. کاروانسراها فضاهايي درون‌گرا و داراي يک حياط مرکزي بودند که حجره‌هايي در چهار سمت آن دريک يا دو طبقه ساخته مي‌شد. به طور معمول حجره‌هاي واقع در چهار سمت کاروانسرا با اندازه‌هايي خدماتي به صورت انبار در طبقة زير همکف داشتند که در اين حالت يک طبقه، دو طبقه و گاه سه طبقه واقع در روي آن به حجره‌ها اختصاص مي‌يافت. کاروانسراهاي شهري محل عرضة کالا بود. معمولاً حجره‌هاي طبقة همکف را در بسياري از کاروانسراها به عنوان دکان به عرضة کالا اختصاص مي‌دادند و حجره‌هاي طبقة فوقاني بيشتر به صورت يک فضاي دفتري و اداري به بازرگاناني اختصاص داشت که به صورت عمده به خريد و فروش کالاها مي‌پرداختند و کالاهاي عرضه شده توسط آنان در انبار قرار داشت و از آنجا حمل و نقل مي‌شد. البته همة کاروانسراها از لحاظ اقتصادي و اجتماعي اعتباري يکسان نداشتند. کاروانسراهايي که به مسجد جامع و مرکز شهر و راسته‌هاي عرضة کالاهاي گرانبها نزديک بودند، و معتبرتر جايگاه بازرگانان ثروتمند بودند، در حالي که کاروانسراهايي که در نزديکي دروازه‌هاي شهر و راسته‌هاي ويژة عرضة کالاهاي ارزان قيمت بودند،بيشتر به پيشه‌وران و توليد کنندگان اختصاص داشتند. در بيشتر کاروانسراهاي شهري فضايي براي چهارپايان در نظر نمي‌گرفتند، زيرا استقرار آنها در کاروانسراهاي معتبر شهري جنبة کوتاه مدت و موقت داشت و در هر شهر يک يا چند کاروانسرا براي استقرار چهارپايان به ويژه چهارپايان کاروان‌هاي تجاري که از شهري به شهر ديگر مي‌رفتند، در نظر مي‌گرفتند و تنها در بعضي از کاروانسراها يک يا چند فضا براي استقرار تعداد محدودي چهارپا در نظر مي‌گرفتند. ورود کاروان‌هاي تجاري يا حتي مسافري از همة دروازه‌هاي شهر آزاد نبود، بلکه در هر شهر يک يا چند دروازه را که در امتداد راه‌هاي اصلي يا بازار شهر بود، براي ورود کاروان‌ها در نظر گرفتند. در کاروانسراهاي برون شهري و بياباني فضاي وسيعي به اصطبل اختصاص مي‌يافت، زيرا کاروانسراهاي برون شهري محل اقامت موقت کاروانياني بود که در طي سفر در برخي از نقاط به مدت يک يا چند روز استراحت مي‌کردند و براي ايجاد فضايي آرام و امن جهت چهارپايان، اصطبل‌هايي بزرگ در پشت حجره‌ها مي‌ساختند. در شهرهاي بزرگ حجره‌هايي را (به ويژه در طبقه فوقاني) در يک يا چند کاروانسرا به اقامت مسافران اختصاص مي‌دادند. بسياري از کاروانسراهاي بزرگ و عالي بيش از يک ورودي داشتند، زيرا در اين حالت افراد بيشتري از کاروانسرا عبور مي‌کردند و مانند پاساژهاي امروزي که اگر در امتداد يک مسير يا راه قرار گيرند، با رونق‌تر مي‌شوند، اين گونه کارو‌‌‌‌انسراها نيز به سبب آنکه در مسير يک راه يا معبر واقع مي‌شدند، رونق بيشتري پيدا مي‌کردند، چند نمونه از کاروانسراهايي که چهار ورودي داشتند باقي مانده است، مانند کاروانسراهاي گلشن در اصفهان و کاروانسراي سعد السلطنه در قزوين. دربعضي از موارد افراد کاروانسرايي مي‌ساختند و درآمد آن را براي مزار يکي از بزرگان ديني يا گاه به مزار خود يا مجموعه‌اي که در نظر داشتند، وقف مي‌کردند. براي نمونه مي‌توان به برخي از موقوفات امير جلال الدين چقماق در  يزد اشاره کرد. در کتاب جامع مفيدي در اين مورد چنين نوشته شده است: و نيز امير عادل بر بيرون کاروانسراي مذکور بازاري مشتمل بر دکاکين بسيار ساخت و آن بازار تعلق گرفت بر کار وکلاي نواب مستطاب مرحومة مغفوره زينب بيگم طاب مزارها حبية صغري نواب جنت مکان، عليين آشيان شاه طهماسب و در حين حيات وقف فرمود بر مزار منورو مرقد مطهر خود که در مشهد مقدس معلي مزکي واقع است و بحمدالله و تعالي که فتوري بقواعد آن راه نيافته و موافق شرط واقف به مصرف مي‌رسد.

 

تيمچه:

 واژة تيم به معني کاروانسرا بوده است، چنان که ناصر خسرو در سفرنامة خود از اين واژه استفاده کرده است، و تيمچه به معني تيم کوچک يا کاروانسراي کوچک بوده است اما در دورة معاصر به کاروانسرها يا سراهاي کوچک و سرپوشيده، تيمچه مي‌گويند، مانند تيمچة امين الدوله در کاشان. اين خصوصيت کالبدي تيمچه‌ها،يعني سرپوشيده بودن آنها،فضاي مناسبي براي عرضة کالاهاي گرانبها مانند فرش، دوراز آسيب باد و باران و آفتاب پديد مي‌آورد. به همين سبب فضاي تيمچه‌ها غالباٌ نسبت به کاروانسراها از لحاظ اقتصادي گران‌تر بوده و براي عرضة اجناس ارزان قيمت از آنها استفاده نمي‌کردند. در دورة قاجاريه طرح‌هاي متنوعي از ترکيب تيمچه و کاروانسرا پديد آمد و نمونه‌هاي متعددي از چنين فضاهايي ساخته شد. سرا و تيمچة امير در تبريز و سرا و تيمچة حاج رضا در قزوين از نمونه‌هاي اين نوع بناها هستند. دربسياري از اين ترکيب‌ها، فضاي تيمچه به عنوان بخشي از فضاي ورودي سرا نيز مورد بهره‌برداري قرار مي‌گرفت. ديولافوا که حدود120 سال پيش به ايران آمده بود، به کارکرد و خصوصيات کالبدي تيمچه‌اي در بازار کاشان به نام تيمچه نو اشاره کرده که توصيف وي نشان دهندة برخي خصوصيات کالبدي و کارکردي تيمچه‌ها يا کاروانسراهاي سقف بوده است. البته در متن ترجمه کتاب به اين تيمچه با عنوان کاروانسراي تازه اشاره شده است. متن مزبور چنين است : بازار اين شهر (کاشان) وسيع است و سقف آن داراي گنبدهاي کوچکي است که به هم پيوسته و جا به جا کاروانسرايي هست که مخزن مال التجاره است. اين کاروانسراها تا جرنشين و غير از آنهايي هستند که مسافرين در آنها منزل  مي‌کنند. اينها داراي بناهاي مجلل و مزيني هستند يکي از بهترين نمونه‌هاي آنها کاروانسراي تازه (تيمچه نو) است که تجار ساخته‌اند.شکل آن مانند منشور مربع القاعده است و در دو طرف آن درب ورودي دارد. تمام بنا با آجر ساخته شده و در سقف و ديوارهاي آن آجرهايي به کاررفته که کنار آنها مانند کاشي لعاب‌دار برجسته است و نمايش قشنگي دارد. در سقف آنهم سه روزنه بزرگ است که به قدر کافي محوطه را روشن مي‌کنند. اين بناي مهم که پر از مال التجاره‌هاي گرانبهاست بهتر از هر گونه احصائيه و محاسبه‌اي اهميت تجارتي و آبادي و ترقي شهر را نشان مي‌دهد. در اين کاروانسراي نو پارچه‌هاي ابريشمي و مخمل‌هاي عالي دست باف که محصول همين شهر است به فروش مي‌رسد.

 

قيصريه :

واژة قيصريه از کلمة لاتيني کايسارئا به معني بازارشاهي مشتق شده است. دربعضي از منابع اشاره شده که واژة قيصريه با کلمة قيصر يا سزار مربوط بوده است. در ايران به فضايي قيصريه گفته مي‌شد که از لحاظ خصوصيات معماري به يک راستة فرعي، دالان يا تيمچه و در موارد معدودي به يک سرا شبيه بود، اما از لحاظ کارکردي غالباً به عرضة کالاهاي لوکس و گرانبها و به ويژه برخي از انواع منسوجات عالي اختصاص داشت، به همين سبب فضاي قيصريه‌ها به هر شکل که بود، يک يا چند در ورودي داشت که در هنگام شب آن را مي‌بستند. در اصفهان نمونه‌هايي از اين نوع قيصريه‌ها وجود داشته است. در بعضي از بازارهاي عثماني در شهرهاي تاريخي ترکيه امروز و نيز در سوريه و الجزاير فضايي به نام بدستان وجود داشت که برخي از محققان اظهار داشته‌اند که نام آن از واژه بده ستان فارسي گرفته شده است. کارکرد بدستان کاملاٌ مشابه کارکرد قيصريه بود و به عرضه کالاهاي گرانبها و به خصوص منسوجات نفيس اختصاص داشت.

 

برخي از بازارهاي ايران:

بازار اراک،بازار اصفهان،بازار تبريز،بازار تهران،بازار قزوين، بازار قيصرية لار،بازار کاشان،بازار کرمان، بازار وکيل شيراز،بازار يزد

 

تحقيق از : هما امير معيني

 

«فهرست منابع»

1-  گروهي از محققان،دانشنامه جهان اسلام، مقالة بازار،

2-  نگهبان، عزت الله، نظري اجمالي به شهرنشيني و شهرسازي در ايران، به کوشش محمد يوسف کياني، تهران،جهاد دانشگاهي،1365

3-گيرشمن، ايران از آغاز تا اسلام،تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1355 

4- سجادي،منصور،شهرسوخته، نظري اجمالي به شهرنشيني و شهرسازي در ايران، به کوشش محمد يوسف کياني، تهران، جهاد دانشگاهي، 1365

5-  آميه، پير، تاريخ عيلام، ترجمه شيرين بياني، تهران، دانشگاه تهران، 1349

6-گروهي از محققان، تاريخ پيشرفت علمي و فرهنگي بشر، ترجمه پرويز مرزبان، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1356

7-ونديداد، ترجمه سيد محمد علي حسني داعي الاسلام، دانش، تهران، 1361

8- فراي، ميراث باستاني ايراني، ترجمه مسعود رجب نيا، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1344

9-گزنفون، سيروس نامه،ترجمه ضياء الدين، تهران، مطبعه برادران باقرزاده، 1333

10-پيگولوسکايا و ديگران، تاريخ ايران، اميرکبير

11-احمدبن يحيي، بلاذري، فتوح البلدان، ترجمه آذرنوش، سروش، تهران، 1364

12-صباح ابراهيم، اصناف در عصر عباسي، ترجمه ‌هادي هدايتي، مرکز نشر دانشگاهي، 1362

13-ناصر خسرو قبادياني، سفرنامه ناصر خسرو، به کوشش نادر وزين پور، امير کبير، تهران، 1358

14- رشيدالدين فضل الله، مکاتبات رشيدي، به سعي محمد شفيع، کليه پنجاب، لاهور، 19450 ميلادي

15- شاردن، سفرنامه شاردن، ترجمه حسين عريقي، نگاه، تهران، 1362

16- اوژن فلاندن، سفرنامه فلاندن، ترجمه‌حسين نورصادقي، اشراقي، تهران، 1356

17-تاريخ اقتصادي ايران ، ويراستار چارلز عيسوي، ترجمه يعقوب آژند، گستره، تهران، 1362

18- وقايع اتفاقيه،‌چاپ سعيدي سيرجاني، تهران، 1362

19- مافروخي،محاسن اصفهان، ترجمه حسين بن آوي به اهتمام عباس اقبال، تهران، 1328

20-ابن اثير،الکامل، ترجمه عباس خليلي و ابوالقاسم حالت، علمي، تهران، جلد17

21-ابن حوقل، صوره الارض ، ترجمه دکتر جعفرشعار، بنياد فرهنگ ، ايران، 1345

22-کريسيتان، مسکن و معماري در جامعة روستايي گيلان، ترجمه علاءالدين گوشه‌گير، موسسة مطالعات و تحقيقات فرهنگي، تهران،1370

23-کوزنتسوا، سازمان اصناف در اوايل قرن نوزدهم، تاريخ اقتصادي ايران، ترجمة يعقوب آژند، گستره، تهران، 1362

24- بار تولد، ترکستان نامه، ترجمه کريم کشاورز، بنياد فرهنگ ايران، تهران، 1352

25- در‌و‌ويل گاسپار، سفر در ايران، ترجمه منوچهر اعتماد، شباويز، تهران، 1367

26- لرد کرزن، ايران و قضيه ايران، ترجمه وحيد مازندراني، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1349

27-کمپفر، انگلبرت، سفرنامه کمپفر، ترجمه کيکاووس جهانداري، خوارزمي، تهران، 1360

28- نظام الملک، سياست نامه، حواشي و تصحيح محمد قزويني و مدرسي چهاردهي، زوار، تهران، 1344

29- مستوفي بافقي، محمد مفيد، جامع مفيدي، به کوشش ايرج افشار، اسدي، تهران،1342

30-ديولافوا، سفرنامه مادام ديولافوا ترجمه فره ‌وشي، خيام، تهران،1361

31- احمد بن ابي يعقوب، البلدان، ترجمه محمد ابراهيم آيتي، بنگاه ترجمه ونشرکتاب، تهران، 1356

32-ملک زاده بياني، تاريخ مهر در ايران، يزدان، تهران، 1363

33-مقدسي،احسن‌التقاسيم في معرفه الاقاليم،‌ ترجمه‌علي‌نقي‌منزوي، شرکت مؤلفان و مترجمان، تهران،1361

34- حدود العالم، به کوشش منوچهر ستوده، طهوري، تهران، 1362

35- اصفهاني، محمد مهدي، نصف جهان في تعريف الاصفهان، تصحيح و تحشيه منوچهر ستوده، اميرکبير، تهران، 1340

36- اعتمادالسلطنه، محمدحسن، المآثروالاثر، به کوشش ايرج افشار، اساطير، تهران، 1363

37- ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمدعلي موحد، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1359

38- سلطان زاده، حسين،بازارهاي ايراني، دفتر پژوهشهاي فرهنگي، تهران، 1380

دیدگاه ها

  1. نکیسا

    سلام. من واقعا از مطالب خوبتون تشکر می کنم. من دنبال منابع و مقالاتی در مورد معماری بازار بودم . اگر با من در تماس باشیدو اطلاعاتی در این ضمینه در اختیارم بگذارین ممنون میشم….
    ……………………………………………………………………………
    جواب: سلام. راستش اطلاعات بنده بيش از اين نيست. اما تا جايي كه يادمه كتابي در زمينه بازار توسط انتشارات روزنه به چاپ رسيده.

  2. سفر به فرهنگ ها

    بنام خدا
    بازار در متون قدیمی و ادبیات گفتاری گذشته ؛ ” واجار ” هم خوانده می شده است.
    از زمانهای بسیار دور که تهیه ی مواد غذایی ؛ و سایر مایحتاج انسانی به طریقه ی ” پایا پای” صورت می گرفته ، مردمان کشاورز و دامدار کم کم مازاد محصولات خود را به مکان هایی که عبور و مرور بیشتری در آنها صورت می گرفت می آوردند و با نشستن در کنار محصول خود ؛ به انتظار انجام معامله باقی می ماندند .
    از افزایش جمعیت مردمان عرضه گر مازاد محصولات ؛ که در کنار محصول خود می نشستند و پایه و بنیان ” بساطی” ها (را که تا به امروزه در کلیه ی بازارهای ملل قابل مشاهده است ) را پی ریزی کردند ؛ مجموعه ای پیدا گردید که با صنعتی شدن جوامع در اثر انقلاب صنعتی ؛ و متعاقبا پیدایش پیشه وری (که نیاز مبرم به مکانی ثابت جهت ارائه ی ساخته ها و تولیدات خود را داشت ) به تشکیل ” بازار” های امروزی انجامید .
    به این ترتیب میتوان بساط های اولیه ی ارائه ی محصول را ریشه ی پیدایش بازارهای امروزی در شمار آورد . کما اینکه شکل عظیم پیکر شیوه ی پایه ای بساط فروش محصول در قدیم ؛ امروزه در قالب بازارهای هفتگی در شهرهای مختلف در همه ی کشورها ( بویژه کشورهای با پیشینه ی غنی سنتی) قابل مشاهده است ؛ از جمله پنج شنبه بازارها در برخی استانهای شمالی کشورمان ؛ یا جمعه بازارها در پاره ای استانهای جنوبی کشور .
    این بازارها که به ” بازارهای محلی” معروف هستند معمولا محملی فرهنگی هم به حساب می آیند زیرا در آنها در کنار تولیدات رایج ؛ اغلب ، محصولات و دست ساخته های اهالی شهر یا روستایی که این بازارها در آن برپا میشود و نشانگر سنن و فرهنگ زادبومی مردمان منطقه هستند عرضه و یافت می شود . موفق باشید/یاحق
    ………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از شما.

  3. مهلا

    عالی بود خیلی ممنون
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از توجهتون.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *