12: فلورانس

دیروز از ونیز به سمت رُم آمدیم. در مسیر از فلورانس بازدید کردیم. همه چیز تا قبل از رسیدن به رُم خوب بود، اما به محض وارد شدن به هتل چهار ستاره “آریستون” دنیا به کام مسافران و ما (دو راهنما) تلخ شد. دلیلش، نارضایتی برخی از مسافران از وضعیت هتل بود. اتفاقاتی در لابی هتل افتاد که شرمنده شدم.

به همین دلیل تمام دیشب و امروز حال بدی داشتم. امروز را با سردرد و یک نوع کسالت زجرآور سَر کردم. هرچه فکر می کنم راهی نمی یابم برای تغییر بعضی چیزها. تغییر در خودم، جامعه و تفکرات جامعه.

دیگران نصیحتم می کنند که سخت نگیرم و نمی دانند که من نمی توانم. نمی دانند که چگونه مسیر زندگی ام را انتخاب کردم و نمی دانند که می دانم از زندگی چه می خواهم و چه راهی را می پیمایم و هدف نهایی ام چیست. نمی دانند که نمی توانم عادی باشم. من برای عادی بودن زندگی نمی کنم و البته که هر روز تاوان سنگینش را می پردازم.

از اینها که بگذریم، فردا صبح از رُم به فرودگاه پاریس و از آنجا به تهران پرواز خواهیم کرد. دیروز از فلورانس چند عکس گرفتم که تقدیم می کنم:

فقط چند ساعت در فلورانس بودیم. فلورانس همانی است که من تا حد شعر و شوریدگی دوستش دارم. از کلیسای “سانتا کروچه” (صلیب مقدس) بازدید کردیم. در این کلیسا می توان مقابر میکل آنژ، دانته و گالیله  و … را زیارت کرد. اینکه در تصویر می بینید مقبره ی خالق “داوود” است.

در میدان سینیوریا، دختران آغوش رایگان هدیه می دادند. گاهی می توان از بوسه ی رایگان هم بهره برد. ظاهرا این کار را برای ترویج مهربانی در میان مردم انجام می دهند.

گفته می شود (از صحت یا عدم صحت این گفته اطلاع دقیقی در دست نیست) این طرحی است که میکل آنژ از صورت “داوود” کشیده، در حالیکه صورتش به سمت دیوار نبوده و به سمت دیگری نگاه می کرده. این طرح بر روی دیوار “قصر قدیمی” واقع در میدان سینیوریا دیده می شود.

نمایی از فلورانس: این شهر همیشه دوست داشتنی است. همیشه.

دیدگاه ها

  1. ریحانه

    “نمی دانند که نمی توانم عادی باشم. من برای عادی بودن زندگی نمی کنم و البته که هر روز تاوان سنگینش را می پردازم. ”
    این جملتون رو می تونم قاب کنم و بزنم بالای تختم یا حتی به درِ اتاقم …!!
    پیوست: عکساتون همیشه فوق العادس ، چه با موبایل چه با دوربین ، عکاس حرفه ای هستش!
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. ارادت دارم.

  2. نفیسه

    پاراگراف سوم،حرف دل این روزهای من و رفیقم(ریحانه)!
    اسمایلز : برای شنا کردن به سمت مخالف جریان رودخانه،قدرت و جرات لازم است و الا هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آن حرکت کند!
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام.

  3. زینب رزازی

    خدایا چقدر سخت است انسان بودن و انسان زیستن………….
    …………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام.

  4. 1353

    hamin adi naboodanet sababshode ke to arashe nooraghaee beshi va inhame tafavot baes jazabiyat va arzesh mandiye to shode, faghat saye kon zajr nakeshi, chon adam vaghti kasi barash azize nemitoone jazr keshidanesho bebine.
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. ارادت دارم قربان.

  5. حامی

    سلام
    چه بخشش زیبایی …. آغوش و بوسه …. یاد این شعر شاملو افتادم :
    روزی مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
    روزی که کمترین سرود بوسه است
    وقلب برای زندگی بس است
    روزی که معنای هرسخن دوست داشتن است
    روزی که آهنگ هر حرف زنده گی ست
    روزی که هر لب ترانه ئی ست
    تا کم ترین سرود بوسه باشد …. و من هم همچون شاملو آنروز را انتظار می کشم
    نه… فقط انتظار نمی کشم , آن روز را می سازم …. حتی اگر تمام عمر به سانتی مانتالیسم متهم باشم .
    حتی اگر آنروز
    دیگر نباشم
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام.

  6. panchovilla

    دروود بر ارش خان از خواندن مطالبت لذت برم وعگسها نیز خیلی جذابند.خودمانیم میدان سنیورا هم عجب دختران وجیح المنظری داردها
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. آره والله.

  7. حامی

    سلام
    بیشتر آدمها تکرار تکرارند …. سخنگوی ژنها . …و در این دور تسلسل بیهوده زندگی سهمگین تر از مرگ است .
    … اما می توان بی تکرار بود با افزودن به لحظه های آگاهی . شاد باشی و رها
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. ارادت دارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *