گَردهای سلبریتی

خوشگَرد از برادرش ولگرد دو میکرون کم‌حجم‌تر بود و سه دسی ثانیه کوچکتر.
هر دو گَرد بودند و گِرد. در میان ۱۰ به توان ۱۰۰ گَرد دیگر، فقط این سه برادر در گوگل برای‌ گردش‌هایی که می‌کردند به شهرت رسیدند.
یادم رفت که نام برادر سوم را بگویم؛ هرزه گرد!
اتفاقا هرزه گرد بزرگترین برادر بود و شهرتش به لطف حافظ از همه بیشتر:

«تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف تو               زان سفر دراز خود عزم وطن نمی کند»

سبک هرزه گرد از بقیه سبُکتر بود اما خاطرخواهان بیشتری داشت.
از ولگرد خیلی‌ها حرف می‌زدند تا جایی‌که در اینستاگرام ولگردی یک سبک شده بود و برای خودش برو و بیایی درست کرده بود.
خوشگرد هم طرفداران خودش را داشت ولی کمتر کسی سبک گردیدنش را درک می‌کرد، نمی‌شد فهمید درویش است یا غنی. خلاصه حرف پشت سرش زیاد بود.
گوگل بقیه گردها را به هیچ جای سِئواش حساب نمی‌کرد، هرچند شاید خیلی‌های آنها از این برادرها بهتر بودند.

دیدگاه ها

  1. علیرضا

    ببین عزیزجان، تو خودت سلبریتکی هستی. با یه وبلاگ و چار تا دنبال کننده توی فضای وبلاگستان به همه چی رسیدی. حالا مسئله‌ات اینه که چرا یه سری دوزاری توی اینستاگرام معروف شدن؟ اما راستش مسئله‌ی اصلیت این نیست، دقیقش اینه: چرا یه سری آدم، بدون این که از زیر چارچوب‌های من بگذرن و بیان مراتب ارادتشون رو به من، به عنوان بزرگ سلبریتکی‌های گردشگری، نشون بدن، تونستن معروف‌تر از من بشن.
    وگرنه تو که با معروف شدن آدمای دوزاری مشکل نداری، حتی اگه مثلا مثل اون رفیق کافه تهرونی‌مون بیان و بخوان زیر سایه‌ی تو رشد کنن، تو کلی کمکشون هم میکنی.
    ………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس بابت اظهار نظر.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *