گرسنگی در شهر دوبروونیک

بر پیکر شهرهای سیر، گرسنه باید گام زد. مردمانی که در سفر به شهرهای سیر می‌بینی، هرگز دیگر نمی‌بینی. گویی مردم سیر، از هم زود سیر می‌شوند. گرسنه که باشیم بر سر یک سفره دور هم جمع می‌شویم. سیر که بشویم، پا می‌شویم و می‌رویم. این است که می‌گویم این بار پا بشوم و گام بزنم در حالی که گرسنه باشم. به گرسنه بیشتر الهام می‌شود، گرسنه‌ها فیلسوف‌ترند. شهر را با فلسفه‌اش باید طعم دار کرد. شهر را با فاضلابش باید بویید. شهر را با چاشنی تلخ و شیرینِ جنگ و صلحش باید چشید. شهر را بچشیم، نخوریم. کمی گرسنگی خوب است.

#دیدار_شهر_فقط_گذر_از_بناها_نیست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *