و ما گاهی

آن چه در زیر می خوانید فقط یک نوشته ناچیز است و هیچ ارزش دیگری ندارد:

چند روز پیش، مطلب کوتاهی (در همین سایت) نوشتم و عنوانش را “دل نوشته ای نه از جنس شب یلدا” گذاشتم. تا حالا که این مطلب را می نویسم ۱۷ نظر برای آن نوشته از طرف دوستان مطرح شده است که،

قبل از ادامه…

این سایت برای بنده از جهات گوناگون بسیار اهمیت دارد و به همین دلیل بخشی از لحظات زندگی ام را به آن اختصاص داده ام و برایش برنامه ریزی دارم. بنده از طریق این سایت نه تنها یک زندگی کثرت یافته را تجربه می کنم، بلکه گاهی سعی ام بر این است که چگونگی ایجاد یک نوع نگرش نو را در محدوده ی دنیای اطرافم، تجربه کنم. به همین دلیل گاهی (از طرق مختلف) روش هایی را به کار می بندم تا مخاطبانم را ارزیابی کنم و البته می دانم که آنان هم حتما در این اندیشه هستند تا بنده را مورد سنجش افکارشان قرار دهند (بارها شاهد این موضوع بوده ام).

در واقع به خاطر همین واکنش های صریح و سریع میان من و مخاطبانم است که بنده فقط همین یک سایت را دارم و همه چیزم را، از تحقیقات تا سفرنامه و از دل نوشته تا ایده هایم را در این جا می نویسم.

حال…

موضوع این است که در آن نوشته (دل نوشته ای نه از جنس شب یلدا) موضوعی را مطرح کردم که می دانستم محرک احساسات دوستان و مخاطبان است. شاید از قبل می دانستم که برخی از مخاطبان چگونه درباره این نوشته خواهند اندیشید و برخی دیگر چه در دل خواهند گفت و بعضی دیگر چه خواهند نوشت. البته حتما نظراتی هم وجود داشته و دارد که من از آن ها بی خبرم و بی خبر هم خواهم ماند.

اما در این میان یک شیطنت کوچک کردم. در واقع می خواستم بدانم که “چگونه در میان هیاهوهایی که ایجاد می شود می توان واکنش ها را رصد و ارزیابی کرد؟” به همین دلیل در سطر دوم همان نوشته، به جای طرح هدفمند کردن یارانه ها، نوشته بودم: طرح هدفمند کردن رایانه ها. این را از عمد نوشتم تا ببینم آیا کسی متوجه این موضوع می شود یا خیر؟

نتیجه چه بود…

هیچ کس در این رابطه چیزی ننوشت و نگفت (در آن ۱۷ نظر چیزی در این مورد پیدا نکردم).

چرا؟…

دو دلیل در این رابطه وجود دارد: ۱- یا فهمیدند و نگفتند. ۲- یا نفهمیدند و نگفتند.

به نظرم آن دو علت فوق، هیچ فرقی با هم ندارند.

به نظرم به همین خاطر است که همیشه ما ایرانی ها را در هیجانات کاذب غرق می کنند و احساساتمان را سطحی نگاه می دارند. به نظرم به همین خاطر است که …

بی خیال…

درواقع بهتر است بگذارم شما خودتان در این رابطه بیاندیشید.

دیدگاه‌ها

  1. محمد کاظم حلاجی ثانی

    salam arash jan.enja dare oza ye khorde abri mishe.bayad hame basij beshim.man faghat ye ozve kochike taze bedorannreside hastam
    ………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. وقتی برگشتم ایران تلفنی حرف می زنیم. سپاس از کمک هایت.

  2. x

    هلو حالا ما همه نفهم شما با فهم و شعور. به قول خودت چه فرقی میکنه؟
    یه لب بده من تا منهای ۸ درجه برات مثبت ۸۰ بشه
    هنوز سانسور میکنی؟
    ………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. این یکی را سانسور نکردم.

  3. عیسی صحابه

    قربان! نتیجه‌ی نوشته‌تان را می‌شود بر اساس فاکتور‌های دیگری که کاملاً واضح در روزمرگی‌هامان می‌بینیم، پذیرفت!
    اما، این نکته‌ای که اینجا اشاره کردید، دخلی به جو زدگی و استغراق در فضای هیجانی ندارد!
    نگاهی به این صفحه بیاندازید:
    http://www.foxnews.com/story/0,2933,511177,00.html

    با عرض پوزش
    ………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. بله، شاید.

  4. حامی

    سلام
    چقدر خوشحال شدم وقتی این روزنوشت رو دیدم
    تو چون چشمه ی جهنده , رود رقصان رونده و درخشنده یی
    که ناشکیبی ات به تندی جسارت جاریست
    نمی هراسی از چنگال صخره ها,
    می دونستم که سفر باز شعله ور می کنه
    روشنی خردمندی رو , که چنین فاش می گوید
    حقیقت ما را!
    ………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. گاهی تعاریفی که از من ارائه می دی با واقعیت فاصله داره.

  5. عسل

    اگر افکار مرتبط با جسم رو از افکار برخی از ما ایرانی ها بیرون بکشند. نصف روز بیکار می مونیم. هر روز می بینم که وقتی جسم تامین باشه چقدر فکر آزاد می شه و چرا این اجنبی ها اینقدر از ما موفق تر هستند. گاهی حالم از همه چه بهم می خوره. چه ظلمی شده به ما با این مغز محدودی که داریم… شاید هم خودمون به خودمون ظلم می کنیم. بی دلیل کسی رو محکوم نکنم بهتره…
    ………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام.

  6. شراره

    جالب بود گرچه ما ایرانیها اشتباه را عمدا یا سهوا اصلاح نمیکنیم اما قالب کامنتهای تمام وبلاگها تعریفی و یا تخریبی است حد وسط نداره
    یک بار در جواب ۲ توریست که از من پرسیدن ایرانی کیست .نظرات هرودت را میگفتم که به روحیه نوخواهی و تسامح و گشودگی دل و دیده این مردم به فرهنگ های دیگر اشاره می کنددر حالیکه تمام مدت نظر خودم نه کتاب هرودت بلکه کتاب خلقیات ما ایرانیان جمالزاده بود در انتها دلم طاقت نیاورد و از اون کتاب هم به عنوان ایرانی معاصر چند جمله ای گفتم . در اخر سفر خوشی را برایشان ارزو کردم اما مطمئن هستم که آنها هم نخواهند فهمید ایرانی کیست؟
    ………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام.

  7. مهناز

    سلام
    من فکر میکنم همه متوجه این اشتباه عمدی شدن، شاید شما به دلیل دائم السفر بودن ومشغله زیاد به این توجه نکرده باشید ولی تقریبا”تمام افراد جامعه به جای هدفمند کرن یارانه ها،یا از روی تمسخرویادلایل دیگه ،هدفمند کردن رایانه ها رو به کار میبرند وبه نظر خواننده ها سایت شما تازه نبوده که چیزی بگن!!! واین مصیبت با بقیه مصیبتا فرق داره چون شکم خالی=با مغزخالی=با تفکر بی تفکر و جای برای شور و هیجانزدگی مردم نگذاشته!
    موفق وشاد باشید.
    ………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از شما.

  8. مريم

    سلام

    فقط خواستم بپرسم در متن اولیه ای که نوشتید تغییری هم دادید؟ چون الان همان طرح هدفمندکردن یارانه ها آومده. راستش وقتی متنتون رو خوندم از خودم تعجب کردم که معمولاً ریزبینی بدی دارم که گاهی موجب آزار حتی خودم میشه اما چطور این بخش رو ندیدم پس یا شما تغییری تو متن شب یلداتون دادید یا من متوجه نشدم ( عجبا)
    ………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. بله، درستش کردم.

  9. نازي

    سلام آقای آرش امیدوارم هر جا باشی خوب وبا محبت باشی چون این دیگه به خدا وقبول او کاری نداره کمی از جوابی که دادی راستش ناراحت شدم اما واقعا من به اعتقادت کسی کاری ندارم ولی به شخصیت شما احترام میگذارم و باز آرزو دارم به بهترین ها دست پیدا کنی چون اعتقادم بر این است کسی که مثبت به هر قضیه ای نگاه کند وامید داشته باشه بلاخره موفق میشه سختی میکشه حرفهای زیادی می شنود ولی کم کم پیش میره برای آرمانهایت خوشبین باش.
    ………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از شما.

  10. مهران

    سلام
    آرش جان، همین که می نویسید مهم است و بس !!!
    زمانی فرا خواهد رسید که دیگر نمی توان نوشت
    پس قدر لحظه ها را باید دانست
    ………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام.

  11. merk

    که می دانستم محرک احساسات دوستان و مخاطبان است. شاید از قبل می دانستم که برخی از مخاطبان چگونه درباره این نوشته خواهند اندیشید و برخی دیگر چه در دل خواهند گفت و بعضی دیگر چه خواهند نوشت……..

    به نظرم به همین خاطر است که همیشه ما ایرانی ها را در هیجانات کاذب غرق می کنند و احساساتمان را سطحی نگاه می دارند. به نظرم به همین خاطر است که …

    بی خیال…

    می دونید چرا ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم؟ چون همه با احساسات ما ایرانیها بازی می کنند حتی خودمان با خودمان!

    و هیچ کس ما را جدی نمیگیرد حتی خودمان!

    و وقتی کسی پیدا شود که بخواهد ما را جدی بگیرد خودمان جدی نمی گیرمش تا بمانیم در همان خم اول!

    و همیشه آخرش می گوییم: بی خیال …

    ای بابا ….
    بی خیال …
    ………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. همه ی فرمایشات شما تا این دو سطر آخر درست. اما درباره ی دو سطر آخر، که شما و من می دانیم به خاطر چیست، اگر الان در این رابطه بنویسم باز هم دچار سوء تفاهم بیشتر خواهد شد. پس نمی نویسم.

  12. حامی

    سلام
    چه خوب , این ” گاهی ” با حقیقت فاصله داشتن نشون می ده که
    من در موردت اشتباه نکردم , امیدوارم این گاهی هم با شناخت
    بیشتر, به حقیقت نزدیکتر بشه , من به ندرت در مورد آدمها دچار توهم
    و اشتباه می شم . همین نقد کردن , صریح بودنت , انتقاد کردنت را ,
    وضوح و روشنی ات را می پسندم در میان این غوغاگران نام,
    نرم نرمک می شناسمت ….
    ……………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام.

  13. حامی

    ….. و اینکه به جای” واقعیت” نوشتم “حقیقت” نیاز به توضیح
    داره که اگر فرصتی دست داد راجع بهش حرف می زنیم آرش عزیز
    شاد باشی و رها
    ……………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از تو.

  14. سلام

    بسی خوشحال شدم که من کامنت نداده بودم
    هر چند من بیشتر از سفر نامه هات خوشم میاد نه کتاب نامه هات
    برا همین همه مطالب سایتتو نمی خونم….بد شد نه؟
    شایدم اگر می خوندم متوجه نمیشدم یا می شدم در هر صورت اشتباه متداولیه …
    خودشونو ناراحت نکنن!!!

    حالا خودمونیم …خودتم متوجه نشده بودی که اینو نوشتتتتتتی؟؟؟؟
    نه!
    تا خیلی بدتر نشد فعلا بای
    ……………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام.

  15. زهره

    سلام. آرش جان با نظرت درباره احساسات سطحی و…کاملا موافقم اما علت دیگه ای هم داره که به همه مردم از ایرانی و غیر ایرانی برمی گرده. چند وقت پیش می خوندم که نتیجه پژوهش‌های اخیر اینه که ما بسیاری از حروف یک نوشته رو نمی خونیم و متوجه جابه‌جا شدن حرف‌ها نمیشیم. در واقع حرف اول و ْآخر یک کلمه مهمه…الابته هر روز حرف تازه ای به میون میاد
    ……………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام زهره ی عزیز. ببین، حتی غلط نوشتن دیکته (املا) یا نفهمدین معادلات ریاضی، جزو اختلالات روانی محسوب می شن. زهره جان من این ها رو می دونم، ناسلامتی کمی اهل مطالعه هستم. حرف من چیز دیگری است. چیز دیگر. شاید بلد نیستم منظورم رو برسونم.

  16. سوزان

    سلام استاد،من از اون افرادی بودم که وقتی نوشتتون رو خوندم متوجه اشکالِ نوشتاریش نشدم،و دیگه اینکه باز هم از اون افرادی هستم که اگر متوجه اشتباه املاییِ کلمه می شدم،بدلیل اینکه موضوع و محتوایِ نوشتتون برام مهم بود و با غلط املایی هم کاملا منظورتون رو درک کرده بودم،مطرحش نمیکردم.امیدوارم یه دنیا شاد باشید. 🙂
    ……………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام به شما.

  17. زهره

    سلام دوباره…گفتم که آرش با حرفات موافقم
    …………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. مخلصیم.

  18. زهرا

    سلام حالا مادیگه نمیدونیم پیام زهره که نوشته الابته منظور داشته یا یک اشتباه تایپی معمولیه اتفاقامن دقتم تواین چیزا بد نسیت واونارو به حساب اشتباه شدن میذارم مگر اینکه در مفهوم مطلب تاثیر بذاره .چقدر راحت از اصل موضوع پرت میشیم
    ………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام.

  19. salvia

    فضای مجازی ، یک فضای کاملن غیر واقعی!
    ……………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *