ناجا به‌عنوان بزرگترين بنگاه اقتصادي وارد عرصه هتل‌سازي هم شد

در روز 13 اسفند سال قبل، مطلبي در اين سايت تحت عنوان “كشوري كه نظامي شد”، نوشتم:    http://nooraghayee.com/?p=1432  

حالا متن كامل مصاحبه با سردار منيري را در اين‌جا مي‌آورم. اين خبر را در سايت خبرگزاري ميراث فرهنگي هم مي‌توانيد بخوانيد:

http://www.chn.ir/news/?section=1&id=30655

 

 “شرکت سرمايه‌گذاري مهرگان” كه يکي از شركت‌هاي زيرمجموعه بنياد تعاون ناجاست؛ در سال 1383 تاسيس شده و اکنون 500 ميليارد تومان سرمايه دارد. قرار است تا سال بعد اين مقدار سرمايه به 1000 ميليارد تومان برسد. در واقع سرمايه اين شرکت در چهار سال گذشته از 2ميليارد تومان به 500ميليارد تومان افزايش پيدا کرده است و سرمايه‌گذاران شرکت، همان کساني هستند که به طريقي جزو نيروها و پرسنل نيروي انتظامي به شمار مي‌آيند و سهام آن به صورت اقساط 40 ماهه در اختيار کارکنان نيروي انتظامي قرار مي‌گيرد.
 بنياد تعاون ناجا علاوه بر سرمايه‌گذاري در عرصه‌هاي‌ صادرات و واردات، حمل و نقل، انبوه‌سازي مسکن، توليد سيمان و برق و … در زمينه گردشگري و هتل‌سازي هم وارد عمل شده است. آن‌ها هتل‌هاي پارس را به قيمت 204ميليارد تومان در مهرماه سال جاري خريداري کرده‌اند و هم‌اکنون در انديشه ساخت گروه هتل‌هاي پنج ستاره نرگس هستند که قرار است در سال 1391 به بهره‌برداري برسد. با اين حال به گفته منيري، تنها 5درصد سرمايه‌گذاري بنياد تعاون ناجا به هتلداري اختصاص داده شده است.
سردار حميدرضا منيري، مديرعامل گروه هتلهاي نرگس و مديرعامل بنياد تعاون ناجا عنوان مي‌كند كه بنياد تعاون ناجا دولتي نيست و اگر هم فعاليت اقتصادي مي‌كند اولويت آن تامين رفاه كاركنان ناجاست.
 
* چرا توجه بنياد تعاون ناجا به سمت فعاليت در صنعت گردشگري و هتلسازي معطوف شده است؟
_ بنياد تعاون ناجا، بنگاه بزرگ اقتصادي است كه براي نيازمندي‌هاي كاركنان نيروي انتظامي به خصوص تامين مسكن، تهيه وام‌هاي مختلف، ارايه خدمات رفاهي ازجمله گردشگري و توجه به معيشت آنها بوجود آمده است. ما وظيفه داريم براي رسيدن به اين اهداف كارهاي اقتصادي انجام ‌دهيم كه از آن جمله گردشگري است. اما درباره اينكه چرا به بخش گردشگري ورود پيدا كرديم بايد بگويم در بررسي زمينه‌هاي كار اقتصادي و بازده و جلب مشتري بيشتر به اين نتيجه رسيديم كه گردشگري مي تواند نقطه مطلوبي باشد. آنچه كه امروز به عنوان اطلاعات مي توان ارايه داد در نتيجه بررسي و كنكاش در بخش گردشگري. اين است كه ايران دهمين كشور برتر جهان از لحاظ جاذبه تاريخي و باستاني و چهارمين كشور در جاذبه هاي اكوتوريسمي و سومين كشور در جهت توريسم مذهبي است.
سرمايه‌گذاري سي سال گذشته در بخش گردشگري در ايران بسيار اندك بوده است و بخش خصوصي در برخي جاها صرفا در هتل و هتل آپارتمان كار كرده است ولي شايد به اندازه انگشتان دست هم هتل 5 ستاره نتوانستيم داشته باشيم. بنابراين چون زمينه را براي فعاليت بكر ديديم و دنبال كار اقتصادي نيز بوديم به اين موضوع وارد شده و ساخت مجموعه هتلهاي نرگس را كار درآمدزايي دانستيم.
 
* گفتيد كه ما بنگاه اقتصادي را به دليل تامين نياز كارمندان بوجود آورديم و بعد گفتيد براي رسيدن به اين اهداف هتل مي‌سازيم؟
_ بله ما بايد به آنها وام دهيم يا به معيشت كارمندان ناجا كمك كنيم. همچنين اجازه داريم براي رسيدن به اين اهداف كار اقتصادي كرده و درآمدش را اينجا هزينه كنيم.
 
* ميزان ورود شما به اتفاقات اقتصادي بيش از اينهاست. بخشي از كار بنگاه، تعاون گردشگري است. گويا هدف بيش از تامين رفاه كارمندان است.
_ هر بنگاه اقتصادي بايد درصدي از درآمدهايش را براي اهداف خدماتي كه برايش تعريف شده بگذارد. مانند تامين اجتماعي، بازنشستگي و غيره كه اين قواعد را دارند و بخشي از آن سرمايه‌ها را نگه مي دارند و بخشي ديگر را سرمايه‌گذاري مي‌كنند. اينها مجموعه‌هايي هستند كه دولت را در برنامه‌هاي اقتصادي‌اش كمك مي‌كند كه در آينده اي كه ممكن است دچار ركود اقتصادي شود؛ بتوانند از ذخاير خود استفاده كرده و وظايفش را انجام دهد. البته لازمه ارايه خدمات مطلوب اين است كه چندين برابر، كار اقتصادي انجام دهيم. عقل حكم مي كند كه اگر امروز ده ميليون تومان پول داشتيد آن را زير بالشت نگذاريد. آنقدر براي رفاه اقتصادي خود ارزش قائل هستيد كه حداقل آن را در جايي سرمايه‌گذاري كنيد.
 
* سهام بنياد تعاون چند درصد خصوصي و چند درصد دولتي است؟
_ ما اصلا دولتي نيستيم. به سيستم‌هايي مانند ما؛ سيستم‌هاي وابسته به دولت مي‌گويند. ما چون بودجه اي از دولت دريافت نمي‌كنيم و طبق اصول دولتي تشكيل نشده‌ايم بلكه تعاوني بزرگي هستيم كه اعضاي ما پرسنل نيروي انتظامي اعم از پرسنل شاغل و بازنشستگان و خانواده‌هاي آنهاست. بنابراين مي‌توان گفت كه بنياد تعاون ناجا يك نهاد عمومي غيردولتي يا يك نهاد خاص يا تعاوني فراگير است.
به عنوان مثال نمي‌توان گفت بنياد مستضعفان دولتي است چون قواعد خود را دارد يا سازمان بازنشستگي هم همين طور. چون سهام آن متعلق به بازنشستگان همه كشور است. بايد سودآوري ايجاد كند و سودها انباشته شود و روزي كه مانند امروز تعداد بازنسشتگان بيش از تعداد دريافتي ها مي شود بتواند به آنها سرويس دهد و به گونه اي نقطه امني براي سرمايه‌گذاري هاي كوچك افراد است كه به لحاظ ساختاري دولت نيستند بلكه نهاد عمومي غيردولتي است.
 
* روساي هيات مديره تعاون هم جز شاغلان نيروي انتظامي هستند؟
_ برخي از آنها خارج از ناجا عضو هيات مديره هستند. از متخصصان علوم اقتصاد هم استفاده مي‌كنيم كه پرسنل نيروي انتظامي نيستند اما در جلساتمان از نظرات آنها استفاده مي‌كنيم.
 
* درباره هتلهاي نرگس و نحوه مديريت آنها صحبت كنيد. شنيديم گروه هتلهاي پارس را هم خريداري كرده ايد.
_ گروه هتلهاي نرگس درحال شكل‌گيري است. اين مجموعه بنا دارد در سال 1391 سرويس هتلهاي خود را به بهره برداري برساند.  در سال 84 با بررسي‌هايي كه انجام داديم به دو دليل وارد شديم يكي نيارمندي كارمندان خود به هتل و گردشگري است و ديگري ديديم كه آنچه داشتيم همه هتلهاي دو و سه ستاره بود و لازم بود كه آن را ارتقا دهيم. بخش دوم انجام يك كار اقتصادي است.  بنابراين از سال 84 برنامه هاي اوليه را تنظيم كرديم  كه در عرض 5 سال به 10 هزار تخت در هتلهاي 5 ستاره برسيم. 8 هزار تخت از اين هتلها را در مشهد برنامه ريزي كرديم و در ساري و اصفهان و شيراز و غيره هم در دست برنامه داريم.
بررسي هاي ما به اين نتيجه رسيد كه اگر گروه هتلها بخواهد توفيق داشته باشد بايد در شهرهاي پرجاذبه داراي هتل باشد.
برنامه دوم 5 ساله توسعه برنامه بنياد تعاون ناجا را تنظيم كرديم و آنجا هدف خود را براي سال 1393 ، سي هزار تخت هتل قرارداديم كه تا سال 91 نصف‌آن را بهره برداري كنيم. طراحي هتلها به لحاظ معماري و استاندارد منطبق با استاندارهاي بين المللي و گاهي فراتر از استانداردهاست.
 
* گروه هتلهاي نرگس چقدر در امر هتلسازي و هتلداري تخصص دارد؟
_ امروز روزي نيست كه تخصص ها را به استخدام درآوريم و متخصصان هم اهل كارمند شدن نيستند. هتل سازي يا هتلداري را اگر تقسيم كنيم بخشي بهره برداري از هتل است كه گفتم حدود 4 هزار تخت داريم دو هزار تخت هم گروه هتلهاي پارس با كلاس  5 ستاره را سه ماه پيش به قيمت 204 ميليارد تومان خريداري كرديم. مجموعه آنچه كه در گروه نرگس دنبال مي‌كنيم متفاوت از اين دو بخش است كه امروز داريم. مجموعه هتلهاي پارس تحت گروه پارس اداره مي شود. گروهي هم حدود 4 هزار تخت از هتلهاي سه ستاره ما را تشكيل مي دهد كه شركت رفاهي ناجي امين آن را اداره مي كند. است كه دو هزار تخت از اين تعداد تختها را مديريت مي كنيم. در بخش اول در بازار جهانگردي و بخش دوم براي كاركنان ناجا خدمات مي‌دهيم.
اما گروه هتلهاي نرگس به بخش ديگري كه با بايد توجه كند احداث و ساختمان است. يك بخش از افراد متخصصان هتل است كه ما جمعي از آنها را داريم. تيم ديگري از بهترين معماران مديريت راهبردي و كار ساخت و ساز هتل را انجام مي دهند و تيم معماري هم كار ساخت و ساز هتل را رهبري مي كنند و مشاوران هتلسازي هم با مشاوران خارجي بكار گرفته و در حال طراحي هستند.
 
* كاركنان هتلها هم پرسنل ناجا هستند؟
_ كارمنداني كه درحال حاضر دارين؛ تعدادي پرسنل ناجا هستند كه براي همين كار استخدام شده اند. بنياد تعاون 126 هزار كارمند را مستقيم و غيرمستقيم حقوق مي‌دهد كه حدود 200 نفر آنها پرسنل نيروي انتظامي اند.
 
* كاركنان ناجا قرار است چند درصدر از تخت هتلهاي گروه نرگس را اشغال كنند؟
_ حداكثر نيازمندي ما در ناجا 5 هزار تخت هتل 5 ستاره براي كارمندان و بقيه براي ديگر افراد قابل استفاده است.
 
* آيا قرار نيست كه بعدها تنها نياز كارمندان تامين شود و بقيه هتلها به بخش خصوصي واگذار شود؟
_ در هيچ قاعده‌اي نام دولتي به ما اطلاق نمي‌شود. در قانون محاسبات دولتي كشور، شركتهايي دولتي هستند كه براساس قانون و مصوبه مجلس بوجود بيايند و به عنوان يك مجموعه دولتي شكل گيرند. بخشي از سرمايه ما براي كارمندان ناجاست. شركتي؛ دولتي است كه در بودجه عمومي كشور داراي سر فصل باشند.
ما در سيستم قانون تجارتي از بودجه دولتي استفاده نمي‌كنيم و توسط دولت هم بوجود نيامده‌ايم. شركتي به نام سرمايه‌گذاري مهرگان را داريم كه سرمايه‌ آن در 4 سال گذشته از 2 ميليارد تومان به 500 ميليارد تومان رسيده است. از سال آينده به هزار ميليارد تومان مي‌رسد و 60درصد هتلها متعلق به آن شركت خواهد بود. سال آينده سهامي عام خواهد شد. بخشهاي مختلف سرمايه‌گذاري را به وسيله اين شركت انجام مي‌شود. اين شركت سال آينده 210 هزار نفر سهام دار خواهد داشت. يعني بزرگترين شركت سهامي در كشور است. اين شركت سال 1383 تاسيس شده است. تقريبا يك سوم حقوق كارمندان را دريافت مي‌كنيم. ما سهمان را به كارمند مي‌فروشيم. الان مردم عادي نمي توانند سهام‌دار باشند اما زماني كه به بورس رفت مشكلي ندارد. تلاش درجهت توانمندسازي پرسنل است. حدود يك ميليون و 200 هزار نفر جامعه خانواده نيروي انتظامي است. كه اگر يك پنجم اقتصاد را داشته باشيم امري طبيعي است. هدف واگذاري اين ثروت به كاركنان است. اين سيستم خود گذري از اصل 44 دارد.
 
* ناجا دوره‌هاي آموزش هتلداري براي كاركنان هتلهاي خود دارد؟
_‌ امروز مدعي هستيم كه بالاترين سطح آموزش براي هتل را ما در مجموعه شركت ناجي امين داريم. الان 7 كلاس در مجتمع خزرآباد ساري تشكيل شده و اساتيد در همه رشته ها تدريس مي كنند. فقط در 9 ماهه امسال 32 هزار نفر ساعت آموزش براي كاركنان هتل داشتيم.
 
* باتوجه به اينكه صنعت هتلداري در كشور ما صنعت ورشكسته‌اي است چرا ناجا وارد بخشهاي ديگر صنعت گردشگري مانند حمل و نقل و … نشده‌است و چرا هتلداري؟!
_‌معتقديم با راه اندازي گروه هتلهاي نرگس در بخش حمل و نقل هم بايد ورود پيدا كنيم. اما آنچه به عنوان نيار دنبال مي كنيم ايجاد مجتمع هاي تفريحي است كه آن را در برنامه داريم. اينكه چرا يك مجموعه بزرگ اقتصادي بايد چنين كاري كند بايد بگويم بنياد تعاون درست شده‌است كه به كارمندان ناجا كمك كند؛ پس ناجا نيستيم. شركت بزرگ اقتصادي هستيم كه رئيس هيات مديره آن رئيس ناجا ست. معتقديم بايد در كار اقتصادي جايي وارد شويم كه رقيب كم باشد. گروه هتلهاي نرگس با كلاس 5 ستاه تقريبا بي رقيب است بنابراين و سرمايه را بايد خرج كرد كه بازده خوبي داشته باشد. ما معتقديم هتلسازي بازده خوبي دارد و رقيب كم است.
 
* شايد چون قدرت مالي شما را ندارند!
_ درست است اين كار قدرت مالي مي خواهد و ما داريم و در بهترين جايي كه مي‌شده بكار گرفتيم. در مجموع سرمايه‌گذاري ما در اين بخش شايد حدود 5 درصد تا سال 1393 باشد. ما كارهاي مختلف اقتصادي در صنايع مختلف داريم مانند واردات و صادرات، برق، گاز و نفت فولاد و سيمان و خودروهاي ون. در حال حاضر ما بزرگترين انبوه ساز مسكن و بزرگترين سازنده تجاري اداري هاي وسيع با برند ياس هستيم كه درآينده عرضه مي شود و يكي از آن فعاليتها هتلداري است. منتها تفاوتش اين است كه اين صنعت خيلي پرسر و صداست. چون كسي ورود پيدا نكرده است. اما كساني كه خبر ورود ما رابه صنعت هتلسازي مي‌شنوند، دو نظر دارند و آن اينكه كسي آمده جا را براي بقيه تنگ كرده و بخش ديگر اينكه يك سيستم قوي وارد بازار كار شده كه اين موضوع، نقطه قوتي براي بخش گردشگري و هتلداري است. در 1404 نياز به 500 هزار تخت در كلاسهاي مختلف داريم.
اما در كل كشور هتل سه ستاره به بالا حدود ده هزار تخت وجود دارد. يعني يك دهم آنچه كه نياز گردشگران ورودي آينده است. بنابراين جا را براي كسي تنگ نمي‌كنيم. اتفاقا تشويق مي‌كنيم تا كساني كه مي‌خواهند هتل بسازند ورود پيدا كنند.  چون كاري است بسيار سود ده و كشور ما از اين صنعت آورده چنداني ندارد. معتقديم تا سال 1393 ايران مي تواند يك درصد از سهم جهانگردان امروزي را به ا يران بياورد.
 
* چرا فكر مي كنيد ايران مي تواند به سهم يك درصدي از گردشگران جهان برسد؟ آيا ايران اين پتانسيل را دارد؟
_ يكي از آن مواردي كه نداريم هتل است.
 
* هتل هدف نيست. بخش رفاهي گردشگر است. گردشگر كه به خاطر هتل به ايران نمي آيد! آمار دهمين كشور و پنجمين رتبه وجود ندارد. اين حرفهايي است كه غيرمتخصصان ارايه مي‌كنند. از فرانجيالي پرسيدم اين طبقه بندي وجود دارد گفت نه. اگر هم باشد بر اساس تعداد ميراث جهاني كشورهاست. اما ايتاليا 42 اثر ثبت شده جهاني دارد و ما 9 تا. اينها با يكديگر قابل مقايسه نيست. آنها اين ادعا را ندارند اما ما داريم! منابع گردشگري با جاذبه گردشگري متفاوت است. تعداد هتلها و وسايل نقليه در كشور سوريه قابل مقايسه با تخت جمشيد در ايران نيست. ايران از لحاظ كارشناسي و علمي جاذبه گردشگري ندارد.
_ قبول ندارم. به 32 سال پيش برگرديد ايران در خاورميانه جايگاه اول گردشگري را داشت. ما چند دوره بد را گذرانديم كه آثار بدي را براي گردشگري در پي داشت.
 
* فكر مي كنيد اين مشكلات تا 5 سال بعد برطرف مي شود؟
_ نمي گويم كه تا 5 سال همه آنها برطرف مي شود ولي بدانيد كه ما جنگ نداريم.
 
* مي خواهم بدانم واقعگرايي ما كجاست.
_ تمام آنچه كه داريم 30 هزار تخت هتل است. گردشگري كه به كشور مي آيد حداقل يك هفته مي ماند.
 
* 59 درصد آماري كه پليس گمرك معاونت گردشگري داده افغان و پاكستاني هستند.
_ امروز كشوري نا امن‌تر از عراق و افغانستان نداريم. سر ساعت ايراني‌ها را به كشورها مي‌برند و بر مي‌گردانند. چرا ما نمي توانيم اين كار را كنيم. ما سي هزار تخت هتل داريم كه اگر در 40 دوره ضرب كنيم مي شود يك ميليون و 200 هزار نفر را كه مي توان در هتلها جا داد.
 
* مردم عراق و افغان كه به هتل نمي آيند!
_ امروز كسي كه مي‌خواهد به مكه برود 3 گروه با قيمتها و خدمات مختلف حق انتخاب دارد. برخي از مبالغ گروهها با هم فاصله ندارند اما زمان آنها كم است. گروه هتلهاي 5 ستاره متعلق به همه اشخاص نيست. نياز كشور به هتلهاي به 3 و 4 و 5 ستاره است. ما از  كشور عراق هم گردشگر كمتري داريم.
همانطور كه من مي گويم اگر قسمتم شود همه زندگي ام را مي فروشم تا مكه بروم كسي كه مي خواهد به مشهد هم برود هم بايد خرجش را بدهد. اما برخي از مسافران در صحن جمهوري اسلامي مي خوابند و نهايتا يك كبابي از مغازه‌هاي اطراف مي‌خورند و با يك كيف كوچك از سوغات خرج يك سفر را تمام مي‌كنند. همانطور كه به كربلا و سوريه مي روم و خرجش را هم مي‌دهم. الان هتلهاي 5 ستاره به خاطر كمبود اشغال است.
 
* مهم اين است كه توسط چه كسي پر است. توسط استانداري‌ها! دولتي ها هتلها را اشغال كرده‌اند نه مردم. در ايام نوروز همه چادر مي‌زنند.
_ در اين كه وضعيت ما الان بد است قبول دارم. ما بنا را دراين داريم كه اشكالات را برطرف كنيم. به هتل رفتم و ديدم كه يك گردشگر خارجي درخواست تعويض رختخواب را داشته است اما انجام نشده است.. به جرات مي گويم كه كيفيت هتلهاي 3 ستاره ما بهتر از هتلهاي 5 ستاره تهران و كيش است. كيفيت آنها را مقايسه كنيد. متاسفانه در كشور اگر يك گردشگر خارجي به فرودگاه بيايد راننده تاكسي فرودگاه، زبان انگليسي نمي‌داند. اشكال در سيستم گردشگري كشور ما زياد است.
*  گفتيد ما كشور امني داريم من هم قبول دارم اما امنيت با احساس امنيت تفاوت دارد. توريست در هتل نشسته و مي بيند كه صداي آژير ماشينها چطور آرامش را سلب مي‌كند يا اينكه طبقه سوم ساختمانها نرده دارد وتوريست احساس ناامني مي كند درصورتيكه امنيت در كشور داريم. احساس امنيت حتي به خاطر كشورهاي همسايه هم در كشور ما براي گردشگر وجود ندارد.
_ احساس امنيت از ديد توريستي كه وارد كشور مي شود ممكن است آنچه كه مي‌گوييد باشد. اما احساس ناامني كه براي كشور ما ايجاد مي كند بحث ديگري است. زماني كه از ايجاد احساس ناامني در كشور مي‌نويسند از هزار تا از اين ناامني ها بدتر است. به سابقه امنيتي ايران و تنشهاي كشور نگاه كنيد. آيا امروز در منطقه خاورميانه كشوري آرام تر از ايران داريم؟
 
* نداريم. اما آمار در صنعت گردشگري نشان مي‌دهد؛ زماني گردشگري كشوري پيشرفت مي كند كه كشورهاي همسايه اش هم به امنيت برسند. ما به امنيت رسيده ايم اما عراق و پاكستان نرسيدند و اين در گردشگري كشور ما هم اثر مي‌‌گذارد.
_ نمي‌گويم بي‌اثر است. شما مي گوييد كه يك درصد از گردشگران به ايران سفر نمي‌كنند. اما من مي‌گويم مي‌توانيم يك درصد يا همان 8 ميليون نفر از سهم جهانگردان امروز را به كشور بياوريم اگر زيرساختها را كه هتل و تور آژانس و سيستماهاي تفريحي و .. است؛ داشته باشيم.
 
* ما فقط تكيه‌ كرده‌ايم به آن‌كه گردشگر براي بناهايمان بياوريم درحالي كه كشورها اين طور نيستند و از راههاي مختلف براي جذب گردشگر استفاده مي‌كنند. 
_ در تمام شهر ممنوعه يك جاذبه معماري مانند سردر مسجد شيخ لطف‌الله اصفهان در ايران را نمي بينيد. به لحاظ معماري چيزي براي ديدن ندارد. تنها نقوش اژدها و سقف چوبي با نقش معين است. هر كاخ و مجموعه‌اي كه رفتيم يكي بود.
 
* البته مساجد ما هم همين طور است و بازارها هم يك معماري هم‌شكل دارند. 
_ من مي خواهم بگويم آن كشور چه كرده كه توانسته اين گردشگران را جذب كند؟ اين كشور از حداقل‌ها استفاده كرده است. ما از آنچه كه داريم نمي‌توانيم بهره برداريم. اين به آن معنا نيست كه چيزي نداريم. پس اگر قدر بدانيم جذب اين تعداد گردشگر غيرقابل تصور نيست.
 
* پس قبول داريد كه آن كشور جاذبه ايجاد كرده است اما ما  منابع كشور را نگه داشته‌ايم. نه آنكه نتوانيم اما واقع‌گرايي ما در پس حرفهاي غلوآميز برخي از آقايان است.
_ در سميناري در شهر مشهد گفته شد دو ميليون و 400 هزار نفر گردشگر داريم. من گفتم ما توريست را به مهر خوردن پاسپورت نمي دانيم. توريست كسي است كه در كشور بيايد و شب را در هتل اقامت كند و از امكانات تجاري و گردشگر استفاده كرده و پول خرج كند و برود. اگر عدد هتلها را در تعداد گردشگر ضرب كنيد و همه هتلها هم مسافر داشته باشند؛ 800 هزار ميليون نفر مي‌شود. روي چه حساب مي گوييد دو ميليون و 400 هزار گردشگر به كشور آمده اند. اينها كجا رفته‌اند؟ مگر آنكه افغاني را گردشگر بدانيد!
به آقاي ملك‌زاده در سال 84 گفتم ما برنامه براي ساخت هتل داريم او هم استقبال كرد و گفت كه ما هم براي 50 هزار تخت هتل 5 ستاره برنامه ريزي مي‌كنيم كه تا پايان دولت نهم تمام شود. ما الان 5 هزار تخت را تا اين زمان نمي‌توانيم طراحي كنيم شما چطور مي‌توانيد؟ گفتند نه اين طور نيست! امسال گفت بانكها مشكل ايجاد مي‌كنند. طراحي هتلهاي نرگس 5 ستاره3 سال است طول مي‌كشد آن هم با وجود بهترين طراحان معماري ايران. هتلسازي كار زمان‌بري است. من مي‌دانم اگر چند تا دولت هم بيايد و برود 900 منطقه نمونه گردشگري با هزاران تخت را نقشه‌برداري هم نمي‌توان كرد چه برسد به بهره‌برداري. به جاي اين كار مي‌توان 9 منطقه تعريف كرد و با پولي كه داريد آن را كامل كنيد. ما در حد خودمان ده درصد گردشگر جهان را هدف قرار داده‌ايم. 30 هزار تخت هتل، يك ميليون و 200 هزار نفر را جاي مي‌دهد در حالي كه تمام آن نمي توانم به گردشگر خارجي بدهم. در داخل كشور هم براي سهمي بدهم. بنابراين حداكثر ظرفيتي كه مي‌توانيم در اين مجموعه ببينيم 8 درصد مي‌شود. اين كار نامطلوبي نيست. بلكه زيرساخت ناقص كشور را درست مي‌كند. گردشگري بدون هتل معنا ندارد. ممكن است كه حمل و نقل را با مذاكره حل كرد. اگر راننده تاكسي زبان بلد نيست. در 6 ماه مي توان ياد داد. اما هتلسازي در 5 ساله انجام نمي‌شود.
 
* در سالهاي اخير شاهد اين بوديم كه نيروي انتظامي درحال رشد است و بنياد تعاون ناجا و شركتهاي مختلفي را تاسيس كرده و به عنوان بنگاه اقتصادي بزرگ فعاليت مي‌كند. از آن طرف ساختارمند شده و قدرت نظامي خوبي را دارد. آيا در دنيا يك نيروي نظامي كشوري نيروي اقتصادي آن كشور هم هست؟ و آيا اين براي كشور خطرناك نيست كه يك نيروي نظامي كه قدرت را در دست دارد اقتصاد كشور را هم به دست بگيرد؟ آيا اين موضوع كشور را به سمت ديكتاتوري سوق نمي‌دهد؟
_ همه كشورهاي دنيا اين نظام را دارند. تمام نيروهاي مسلح دنيا سازمانها بازنشستگي دارند. كشورهاي بزرگي مانند تركيه و آمريكا داراي سيستمهاي اقتصادي هستند كه كاري با اقتصاد دولت ندارند و به عنوان تعاوني بزرگ كار مي‌كنند. نظامي بودن ما به اين خاطر است كه امكانات ما به كاركنان نيروي انتظامي مي‌رسد. ما طبق اساسنامه مجاز نيستيم كه حتي يك خودكار به نيروي انتظامي بدهيم. ايجاد شده‌ايم براي نيازنمنديهاي نيروهاي مسلح.
 
* نيروي انتظامي در صدا و سيما وارد شده و تقريبا در همه سريالها نيروي انتطامي وجود دارد. موسسه بيمه و بانك و خودرو و مجلات معتبر و موقعيت اقتصادي بنگاه بزرگي را هم دارد. براي من سوال است كه آينده نيروي انتظامي به كجا مي‌رسد؟
_ در سيستم يكي از نادرترين نيروهاي نظامي هستم. اما اينكه سيستم اقتصادي پليس به تهديد تبديل شود؛ به عكس چنين سيستمهايي هميشه با تهديدها مقابله كرده است. وقتي نظام با مشكل اقتصادي برخورد مي‌كند اولين مجموعه‌هاي اقتصادي را كه فنا مي‌كند مجموعه‌هاي در دست خودش است. سيستم بنيادهاي تعاون در كشور به دنبال اين نيستند كه به قدرتهاي اقتصادي تبديل شوند. بلكه پول‌هاي كوچك مردم را جمع كنند و آن را به سرمايه، تسهيل و هر كمكي تبديل كنند.
 
در حاشيه نشست:
تقريبا دو ماهي مي‌شد كه براي ديدن سردار منيري پشت خط انتظار مانديم و بلاخره موفق شديم. مسئول دفتر او عنوان مي‌كرد كه سردار اگر فرصت كند يك روز در هفته به كارهاي تهران مي‌رسد و بقيه روزها ماموريت كاري مي‌رود. هنوز وقتي پشت اتاقش هم نشسته بوديم، جلسات مختلف او كه از ساعت 6:30 صبح شروع شده بود ما را يك ساعت و نيم در انتظار گذاشت تا دو ساعت با او درباره مشغوليتها و مسئوليتهاي او و وارد شدن نيروي انتظامي به صنعت هتلسازي صحبت كنيم.
وقتي به او گفتيم شما که قدرت نظامي هستيد، در سياست نقش ايفا مي‌کنيد، رسانه را در اختيار داريد، در همه جاي شهر حضورتان پررنگ است و گشت ارشادتان هميشه با چشمان باز مراقب است، اکنون هم به قدرت اقتصادي تبديل شده‌ايد، و …
آيا….
وقتي از اتاقش بيرون ‌آمديم با خنده گفت، نگران نباشيد، همه چيز درست مي‌شود.

فاطيما كريمي_آرش نورآقايي

دیدگاه ها

  1. *

    با سلام.
    یاسردار منیری بسیار دل خجسته است، یا ما بسیار بد بین هستیم و ماشاء الله به سرمایۀ نیروی انتضامی و نیروهای مصلح. با وجود اینکه از توریست به معنای واقعی خبری نیست، چه اصراری به ساخت هتل داریم!!!چند تا دیوار و گنبد و ستون و دشت و هنری هم که داریم، تکراری شده و باقیش هم داره ته میکشه اونوقت به فکر هتلهای 5 ستاره خالی هستیم! مگه قراره در صنعت گردشگری ایران معجزه پیش بیاد؟
    فقط یادمون نره که قراره همه چیز درست بشه!!!
    با آرزوی سلامتی و موفقیت

  2. سیما سلمان‌زاده

    حیف از خرج کردن کلمه “مهرگان”…
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *