سه هزار

دو روز (آخرین روز شهریور و اولین روز مهر) به همراه خانواده، برای شرکت در عروسی به تنکابن سفر کردیم. در این میان فرصتی پیش آمد تا به همراه سه نفر از فامیلهایمان در منطقه ی سه هزار پیاده روی کنیم. عکس هایی که در زیر می بینید ماحصل پیاده روی ما در این منطقه است.

نمایی از یک خانه ی روستایی در روستای “شعیب کلایه” (تنکابن)

همان توضیح بالا

همان

منطقه ی سه هزار

روستای دَرجان: خانم ها بر بام خانه باقالی خشک می کنند.


نمایی از یک خانه در روستای دَرجان: ما از تنکابن تا روستای دَرجان با اتومبیل رفتیم. در اینجا اتومبیل را پارک کردیم و بقیه ی مسیر را پیاده رفتیم.

از تنکابن تا روستای درجان 2 ساعت با اتومبیل راه در پیش داریم (جاده تعریفی ندارد). از روستای درجان به مدت 2 ساعت و پانزده دقیقه پیاده روی کردیم تا به جایی که مد نظرمان بود رسیدیم. تصویری که می بینید از مناظر اطراف روستای درجان است.

همان توضیح بالا

در میانه ی راه، قهوه خانه و اقامتگاهی برای گردشگران و کوهنوردان وجود دارد.

بدون شرح

بدون شرح

در تمام مسیر رودخانه همراهمان بود.

انگار مسیر خاکی و مسیر آبی در آن انتها به هم می رسند.

مقصد ما نهایتا رسیدن به این حفره در دل کوه بود. در اینجا، یک آبگرم  طبیعی کوچک در دل کوه وجود دارد که گردشگران و کوهنوردان برای آسودن تن به آن پناه می برند.

در رابطه با این آبگرم، یک افسانه محلی وجود دارد: سلیمان عاشق زنی می شود ولی هر کاری می کند نمی تواند نظر او را جلب کند. روزی هدهد در حالیکه بال و پرش دچار سرمازدگی شده است نزد سلیمان می رود. سلیمان از هدهد می پرسد کجا چنین آب و هوای سردی دارد که بال و پر تو به چنین روزی افتاده است؟ هدهد به همین منطقه سه هزار اشاره می کند. سلیمان تصمیم می گیرد که آن زن را به این منطقه بیاورد، در حالیکه در ذهنش نقشه ای داشت. آنها به این منطقه می آیند و مجبور می شوند از سرما به داخل این غار پناه می برند و شب را در آن سر می کنند. زن که سردش بوده خود را به سلیمان نزدیک می کند و سلیمان نیز از این فرصت برای هماغوشی با زن استفاده می کند. بعد از این هماغوشی هر دو نیاز به غسل پیدا می کنند و سلیمان عصایش را به گوشه ی این غار می زند و آبی پدیدار می شود و آنها غسل می کنند.

در کنار آن حفره ی آبگرم، یک حفره ی دیگر هم وجود دارد که اتفاقا بعضی از مردم قبل از استفاده از آبگرم، در اینجا غسل می کنند.

تصویری از داخل حفره ی دوم

کمی آنطرف تر، یک چشمه ی آب خنک هم از دل کوه بیرون می آید. حضور آبگرم و آب خنک در کنار هم جالب توجه است.

پی نوشت: عکس ها با موبایل گرفته شده.

دیدگاه ها

  1. N

    سلام. باز هم مومن شدم به ایمان خویش! مهم نیست وسیله ی عکاسی چیست مهم عکاسی است که چشم هایش پر از روزنه اند.
    راستی!خوش باشید. بسیاری از “رمق” شما جان می گیرند.
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام به شما. خوبید؟ به امید دیدار.

  2. زینب رزازی

    بسیار زیبا ودلفریب است
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام.

  3. حبیب حلاجیان

    باشه دیگه. سمت ما میایی وخبرمان نمیکنی در خدمتتان باشیم
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. عذر بنده را بپذیرید. مراسم عروسی داشتیم و وقت تنگ بود.

  4. پگاه

    سلام. مثل همیشه عکسات زیبا ست . مرسی
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس.

  5. حسن کارگری

    سلام عکس های بسیار زیبای گرفته ای امیدوارم همیشه خوش باشی راستی قولتو فراموش نکنی بی صبرانه مشتاق .یارتتان در سبزواریم
    …………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. حتما میام خدمتتون.

  6. سفر به فرهنگ ها

    سلام.عكس اول را فوق العاده دوست دارم؛مرا ياد عكسهايي مي اندازد كه در دو سه سفرم به هلند ايران – محلات – گرفتم. دقيقا درب يك دو منزل قديمي و متروكه ي كاهگلي – كه از عناصر و سياقهاي معماري مورد علاقه ي من است- عكسهايي از خود گرفتم كه يكيشان مرا در پس زمينه ي نمايي از آن درب ، و پنجره ي گرد و نقلي آن خانه ؛ و ديگري نيز مرا كمي پايينتر از آنجا ، در كنار سنگ آسياب قديمي و بزرگي كه با كاربري يك پل رابط بر روي جويي از آب زلال آن سامان در پياده رويي قرار داده شده بود نشان ميداد.
    جالب آنكه دقيقا در هر بار از اين سفري كه مكرر شد،تقريبا عكسهايي با همان تفاسير را نيز مكرر كردم تا مثلا چيزي از دست نرود.
    ولي از آنجا كه فناوري همانقدر كه كمكمان ميكند ، همانقدر هم ميتواند پشتمان را خالي بگذارد كارت حافظه ي گوشي مان فرمت شد تا هيچ نماند!… ولي دوباره ثبتشان ميكنم،همان عكسها را؛بااميد به آنكه بسترشان هنوز باقي بوده باشد.
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام.

  7. بهاره

    سلام
    عکس ها مثل همیشه قشنگ وعالی بود .
    ……………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام و سپاس.

  8. هادی

    عکسها خیلی زیبا و قشنگ بود.
    ……………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس.

  9. عباس یوسف شعیبی

    با درود بیکران و عرض ادب اینجانب به احتمال یقین از بستگان شما میباشم و از طرفی سال جدید 94 را به شما و عزیزانتان تبریک گفته و امید است در کلیه مراحل تلاش طبیعت دوستی موفق و پیروز باشید. از طرفی از حسن انتخاب شما در زمینه عکس های بافت سنتی شهسوار بسیار قابل ستایش بوده و فقط نکته ه ای کوچک جهت یاد آوری خواستم به استحضار برسانم که فضای شمال بخصوص مناظر سه هزار و دو هزار بسیار دیدنی و جذاب است و شما در عین اینکه هدف معرفی این منطقه را دارید ضمن نشان دادن مناظر یاد شده از عموم مردم چه بومی و جه غیر بومی نگهداری و رعایت نکات زیست محیطی را هم یاد آور شوید که این نکته مهمتر است از نشان دادن فقط مناظر زیبا میباشد.با تشکر و امید دیدار
    تلفن09193085004
    ارادت مند شما شعیبی
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از توجه و محبت شما. امیدوارم همه گردشگران به نکات زیست محیطی توجه کنن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *