زخم سيزدهم

عجيب است…

من مي‌نويسم. چه در روزنامه، چه در مجله، چه در سايت خبرگزاري، چه در سايت خودم و چه در دفتر خاطراتم.

من حرف مي‌زنم. چه در جلسات متعددي كه دارم، چه در سخنراني‌ها، چه در كلاس‌هايي كه تدريس مي‌كنم و چه با دوستانم.

با اين همه، چرا پس اين همه نگفته دارم. چرا پس اين همه بغض در گلويم مي‌ماند. پس چرا نمي‌گويم آن‌چه را نگفته‌ام.

چرا بيش از آن‌كه آشكارا مي‌نويسم و حرف مي‌زنم، در ذهنم مي‌نويسم و با خودم حرف مي زنم.

شايد جوابش اين است كه زخم‌ها درد دارند يا من كم‌طاقتم يا …

 اكنون به زخمي تلخ مي‌انديشم، به زخم سيزدهم.

دیدگاه ها

  1. cydar

    چون کسی حرفهایتان را درک نمی کند …….فقط میشنوند.
    اما اگر همنشین او شوید نیازی به گوش های زمینی نخواهید داشت.

  2. *

    با سلام
    فکر کنم تنها شما نیستین که حرفهای نگفتۀ بسیار دارین. شاید تو این مورد یه جورایی همه با هم دردیم.سکوت، سکوت، … .
    با آرزوی سلامتی و موفقیت.

  3. الهام

    طرف ما شب نيست
    صدا با سكوت آشتي نمي كند
    كلمات انتظار مي كشند

    من با تو تنها نيستم، هيچ كس با هيچ كس تنها نيست
    شب از ستاره ها تنهاتر است….

    طرف ما شب نيست
    چخماق ها كنار فتيله بي طاقتند

    خشم كوچه در مشت توست
    در لبان تو، شعر روشن صيقل مي خورد
    من تو را دوست مي دارم و شب از ظلمت خود وحشت مي كند.
    شاملو

  4. لیلا پارساییان

    می نویسی ، سخنزانی می کنی، عده ای را رهبری می کنی، درس می دهی، سفر می روی که

    بارت سبک شود، در تمام این کارها آرش را رها کرده ای. بعد که آرش از شدت درد و بی توجهی بغض

    می کند با خشم و سرزنش فریادش را خفه می کنی انتظار داری احساس تنهایی نداشته باشی؟

  5. سمیه

    تو آنی که ناگفته ها را هم می گو یی

    من کاملا با لیلا موافقم. انسانها آنقدر خود را در کار غرق می کنند که خود را فراموش می کنند و یا شاید برای اینکه خود را فراموش کنند به کار پناه می برند ، ولی روزی به بن بست می رسند و به خود می آیند . کمی به نیازهای شخصی خودتان فکر کنید ، کمی دیگران را به حال خودشان بگذارید و به خودتان بپردازید که می گویند : خیلی زود دیر می شود .

    بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس

  6. زهره

    ” من گنگ خواب ديده و عالم تمام كر/ من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش…”
    هميشه جدي ترين،مهم ترين و…حرف ها قابل گفتن با ديگري نيست حتي اگر اين ديگري نزديگ ترين كس به ادم باشه…به همين خاطره كه: با هزار مردم تنهاييم/بي هزار مردم تنهاييم

  7. سیما سلمان‌زاده

    تنها به یک اشتباهتون در نوشته‌‌هاتون اطمینان دارم.
    اونجا که برای سفر به دور دنیا باور کردید دلی ندارید.
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *