برنامه سفر: گلگشت

بیا قبل از اینکه به پایان «لاله واژگون» برسیم با نور «زنبق»، به پیشواز «سوسن چلچراغ» برویم.
امروز درود «پامچال» به بهار را شنیدم.
فردا هم قرار است «بنفشه» آسوده، «سنبل» محتاط و «سوسن» بی‌غم به تماشای شکوه «شقایق» بنشینند.
این روزها شاید «صد تومنی» هیچ ارزشی ندارد اما به عشق آغوش «پیچ امین الدوله» می‌ارزد.
اگر دیر بجنبیم عمر «آفتابگردان» هم به سر می‌آید و «فراموشم مکن» هم فراموش می‌شود.
آن وقت شفای «کاسنی» و «استوقدوس» هم به کار نمی‌آید.
بیا زودتر برویم که ببینیم آن دختر چگونه یکی یکی گلبرگ‌های «بابونه» را می‌چیند و با خودش زمرمه می‌کند:
“دوستم دارد، دوستم ندارد”
گلبرگ آخر، آخرین فرصت است.
آیا خواستگار دوستش دارد؟!

دیدگاه ها

  1. سیما سلمان‌زاده

    نگاه کن«قاصدک» روی موهای دختر نشسته!
    در گوش دختر نجوا می‌کند:
    «نیلوفر» که بشکفد، «عروس» صحرا خواهی شد…
    ………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. عالی

  2. سولماز اصل‌دینی

    متن دل‌نشینی هست !
    لطیف و باطراوت …
    …………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. ارادتمندم. لطف دارید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *