کرمانشاهان

کرمانشاه، آن تنبور است برآمده از درخت توتِ روییده در کوهپایه‌ که کم‌آبی را تاب آورده.
سَده‌هاست که صدای مهیب تیشه‌ی فرهاد که همگام است با ریتمٍ نفس‌های مردانه‌ی آن پهلوان، در کشکولی تنبور مردمان حقّ، حبس شده.
به روزی که در هنگامه‌ی سحر، مقام سوار سوار نواخته شود از همان جَمخانه، از همان چنگ، کوه خدایان شکافته خواهد شد.
در این صحنه، از تپه‌های سراب تا دره‌های گنج از گوردخمه‌های دربند تا رودهای جوان، چوپانان خوراکشان سنگ داغ است و مردمْ کارشان، شستن گندم.
اینجاست که حتی هرکول هم به مهمانی آمده، به بهانه شنیدن نوای هفت خوان رستم. اینجاست که گوران گهواره‌اند و طاق‌ها، بستان. اینجاست که مریم قلعه دارد و شیرین، قصر.
به یادگار، از این دکان، به بهای نیلوفر، به قِدمت ونوس، به حرمت یک قلب مقدس، اهلیّت ببر.
……………………………….
پی‌نوشت:  
۱- در خط آخر، اشاره غیرمستقیمی شده است به “دکان داوود”، “سراب نیلوفر”، “تندیس ونوس”، کلیسای “قلب مقدس” که در کرمانشاه واقع است و “اهل حق”.
۲- “سنگ داغ” یک نوع خوراک (شیر) است که نامش را از نوع درست شدنش گرفته.
۳- “گندم شویی” یکی از مراسم است که به ویژه در روستای “فَش” شهرستان “کنگاور” برگزار می‌شود.
۴- “کشکولی” به کاسه تنبور می‌گویند.
۵- “سوار سوار” و “سحر” از مقام‌های موسیقیایی هستند.
۶- منظور از کوه خدایان، “بیستون” است.
۷- منظور از رودهای جوان، “جوانرود” است.
۷- “جمخانه” یا جمعخانه محل گردهمایی و نیایشگاه مردم “یارسان” یا همان “اهل حق” است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *