باغ وحش انسانی

راننده اتومبیلی که من مسافرش بودم پشت یک اتومبیل دیگر که در خیابان بهصورت دوبل پارک کرده بود، گیر افتاد و بوق ممتد و گوشخراشی به صدا درآورد.
بعد رو به من کرد و گفت:
ببین «الاغ» کجا پارک کرده؟!
چند ثانیه گذشت و از مخمصه رها شد و جلوتر آمد و پهلو به پهلوی اتومبیل خطاکار ایستاد و رو به راننده‌اش کرد و گفت:
«داداش» بدجا پارک کردی ها!

من هاج و واج در ذهنم به دنبال جواب این سوال بودم که این داداش، الاغ بود یا آن الاغ، داداش؟!

و نتیجه گرفتم که:
این الاغ-داداش / داداش-الاغ نتیجه همه‌ی ریاکاری افراد یک (به قول دزموند موریس) باغ وحش انسانی است.

دیدگاه ها

  1. Mona

    درباره باغ وحش انسانی شاید با دیدگاه پر رنگ تر این شعر فروغ فرخ زاد درست باشد:

    من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرف ها و صداها می آیم

    و این جهان به لانه ی ماران مانند است

    و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمی ست

    که همچنان که تو را می بوسند

    در ذهن خود طناب دار تو را می بافند…
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. احتمالا همینطوره.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *