باز هم سفر به چهار محال و بختياري

در يك تور سه روزه، به عنوان راهنما به استان «چهار محال و بختياري» سفر كردم. موضوع قابل توجهي براي تعريف كردن وجود ندارد. با اين حال:

فرشاد تهمورثي، اميرحسين جعفري و بنده با دو دوستگاه اتوبوس از طرف دفتر خدمات مسافرتي ماركوپولو، حدود 75 مسافر را براي يك سفر سه‌روزه به استان چهارمحال و بختياري هدايت كرديم. در راه رفت از قم – سلفچگان – گلپايگان – خوانسار – داران و چادگان عبور كرديم و به شهركرد رسيديم. اولين مكاني كه براي بازديد توقف كرديم، ارگ گوگد در نزديكي شهر گلپايگان بود. فرشاد در حال توضيح دادن است. آن استادي كه دست‌هايش را در جيب كرده و موهايش سپيد است، كسي نيست جز “پرويز بهرام”، گوينده‌ي نام‌آشناي راديو كه همه‌امان صدايش را شنيده‌ايم. مردي است به غايت كم‌حرف و صميمي. 

چايخانه ارگ گوگد در قاب آينه

نمايي از ارگ گوگد

نمايي ديگر

اين عكس را در پارك “سرچشمه” خوانسار گرفتم.

در اطراف سد زاينده‌رود در نزديكي شهر چادگان، تفرجگاه خوبي هست.

زاينده‌رود

هتل آزادي شهركرد

حتما مي‌دانيد كه بختياري‌ها بر روي قبر بزرگان و جوانمردانشان تنديس شير سنگي مي‌گذاشتند. شير در ميان بختياري‌ها نماد شجاعت است و به اعتقاد «مهرداد بهار»، حافظ شخص متوفي. نماد شير علاوه بر اين تنديس‌ها، در قالي و گليم و گبه‌هايي كه بختياري‌ها مي‌بافند ديده مي‌شود.

در كتاب «نماد در فرهنگ بختياري» نوشته‌ي «حسين مددي» از قول «لايارد» آمده است: “لرها (بختياري‌ها) عقيده دارند كه شيرها به دو نوع مسلمان و كافر تقسيم شده‌اند. نوع اول داراي رنگي گندمگون و زرد روشن و نوع دوم قهوه‌اي رنگ با يال و پشت سياه. آنان معتقدند كه اگر كسي مورد حمله شير مسلمان واقع شود بايد كلاه خود را از سر بردارد و در نهايت ادب و خضوع او را به نام «علي» قسم دهد كه وي را ببخشد و اين كلمات را بگويد: اي گُروٍه‌ي علي مو بنده‌ي علي‌اُم، زٍ خين مو بگذر. يعني: اي گربه‌ي علي من بنده‌ي علي هستم، از خون من بگذر. شير با شنيدن اين درخواست پي كار خود خواهد رفت. اما اگر شير كافر باشد، توجه نخواهد كرد… هنوز هم در مراسمي سنتي هنگامي‌كه شخصي دچار ضعف و سستي شود، او را از زير تنه‌ي شير سنگي عبور مي‌دهند. زيرا بر اين باورند كه ترسش خواهد ريخت. و يا هنگامي‌كه فردي دچار سياه‌سرفه مي‌شود، زير تنه‌ي شير سنگي گودالي كنده پر از آب مي‌كنند و بيمار را وادار مي‌كنند كه از آن بنوشد تا سلامتي‌اش را بازيابد…”

به اين مي‌گويند «مافِه». يك مكعب سنگ‌چين شده است كه طول و عرض و ارتفاعش در حدود يك متر و نيم است. «مافه» در واقع يك بناي يادبود براي شخص متوفي و نمادي براي برگزاري آيين‌هاي سوگواري (كُتل) است. بختياري‌ها، «مافه» را بعد از هفتمين روز وفات مي‌سازند. مكاني كه «مافه» را مي‌سازند و آيين «كُتل» را اجرا مي‌كنند، «مافه گَه» نام دارد.  تعدادي از اين «مافه‌ها» را در مسير آبشار «شيخ علي‌خان» به روستاي «سرآقاسيد» مي‌توان ديد.

اين‌جايي كه اميرحسين جعفري به گروه مسافران هندوانه مي‌دهد، در نزديكي چشمه ديمه (سرچشمه‌ي زاينده‌رود) است.

دیدگاه ها

  1. س-الوندي

    همراه بودن با شما در اين سفر كسب افتخاري براي همه ما بود اميدوارم سفرهاي بيشنري را با شما همراه باشيم . ممنون از زحمات فراوان شما.
    س-الوندي
    …………………………………………………….
    جواب: سلام. ارادتمندم قربان.

  2. مهران شهرستاني

    سلام
    چه خوب بود ندايي مي داديد كه شما رو در استان چهارمحال و بختياري همراهي مي كردم.
    ……………………………………………….
    جواب: ببخشيد. اميدوارم دفعه‌ي ديگه اين اتفاق بيفته.

  3. nabavi

    همسفر بودن با انسان با معلوماتی مثل شما به سفر ما معنای عمیقی بخشید

    ما به افرادی چون شما بسیار نیازمندیم…..
    …………………………………………………………………….
    جواب: سلام و سپاس از شما.

  4. امیر حسین جعفری

    سلام خدمت اقای جعفری البته اقای امیر حسین جعفری
    شاید از خودتون بپرسی من کی هستم
    اینجانب امیر حسین جعفری ساکن گلپایگان (همونجا که ارگ گوگد داره)کارشناس عمران متولد فروردین 1361
    من داشتم اسم خودمو سرچ میکردم که اشنا شدم با این مکان
    دوست دارم با همتای اسمی خودم اشنا بشم
    البته اگه بتونم بدم نمیاد با هم سفر کنیم
    دوستار شما جعفری
    ……………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام.

  5. سیما سلمان‌زاده

    زنده‌باد
    همین نکته شیر کافر و مسلمان کلی نکته جذاب داشت و خیلی هم قابل توجهه!!!
    ………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس که مطالعه کردید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *