ارزش دلتنگی

بگذار دلت همیشه تنگ باشد.
قدرش را بدان!
حتی اگر آن کس یا آن چیز کنارت هست، بگذار دلت برایش تنگ باشد.
بگذار بخشی از حرف‌ها گفته نشود و برخی دیدارها اتفاق نیفتد.
این زمان دلتنگی، یک جایگاه دارد.
همین جا بمان، در این زمانِ مکانمند بمان.
از این محدوده نامحدود که پا بیرون بگذاری، رنگ احساس دیگر درخشان نیست، کدر می‌شود.
آن وقت همه‌اش باید دستمال به دست به فکر پاک کردن باشی، پاک کردن حرف‌ها و پاک کردن دیدارها.
آن وقت همه‌اش در جستجوی آن پرتوی خواهی بود که زمانی به قلبت می‌پاشید.
پیدایش نمی‌کنی. شرط می‌بندم پیدایش نمی‌کنی.
تنگنای دل، وسعت خودش را دارد فارغ از حرف‌ها و دیدارها.

دیدگاه ها

  1. یک گردشگر

    جوینده یابندست!
    شاید به اندازه کافی و جای مناسب رو نگشتید!
    من مطمئنم اگر درست بگردید, پیداش می کنین و دلتنگی تمام میشه.
    …………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. شاید.

  2. سیما سلمان‌زاده

    امروز فقط به این فکر کردم که بفهمم چرا کمال باسماجی اصرار داشت بقیه بدونن اون یک عمر خوشبخت بوده؛
    جایگاه دلتنگی چه‌ها که نمی‌کنه…
    …………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام.

  3. فریبا حاتم زده

    سلام.
    تا حالا اینجوری بهش نگاه نکرده بودم. ولی خب میدونستم یه گنجه که فقط مال خودته و دست هیشکی بهش نمیرسه.
    ………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام.

  4. فریبا حاتم زاده

    سفر خوبه هر چی که باشه هر جور که باشه هر جا که باشه …
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. مطمئن نیستم به چیزی که می فرمایید.

  5. فریبا حاتم زاده

    سفر ، پر از خاطرات و خطرات
    همیشه خوبه
    …………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام.

  6. eli

    از دو پراکنده تو چونی بگو
    زلف تو و حال پریشان من
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس.

  7. ELI

    سلام چرا دیدگاه من ثبت نشده است؟
    ………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. ثبت شده.

  8. م.ا

    ای کاش دلی تنگ نشود
    جایگاهی نداشته باشد دلتنگی!
    ای کاش قدرت آن را داشته باشیم که به دل بینوایمان تنگی ندهیم
    اجازه بده حرف‌ها گفته شود … دیدارها اتفاق بیفتد
    زمان دلتنگی، جایگاهی ندارد جز غم….
    این جا نمان ….
    از این محدوده پا بیرون بگذار، رنگ احساس باید صیقل بخورد …تا الماس شود.
    آن وقت آنقدر قوی و عاشقی که پای همه چیز می مانی..قدرت نگه داشتن یا از بین بردن دیدارها را داری
    آن وقت همه‌اش در جستجوی آن پرتوی خواهی بود که زمانی به قلبت می‌پاشید.
    باور کن پیدایش می کنی. شرط می‌بندم پیدایش می کنی…فقط به دلت گوش کن…بازی عقل بی معنا است در این میدان
    تنگنای دل، وسعت خودش را دارد فارغ از شک ها و تردیدها….نترس و عاشق باش ..
    زمان می گذرد. …بگذار زمانها را با هر کسی نباشیم…با همان باشیم که باید باشیم
    ………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *